کتاب 'انگلیش فایل' سطح متوسط بالا - درس 9A
در اینجا واژگان درس 9A از کتاب English File Upper Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "تبلیغات"، "دادخواهی کردن"، "صادرات"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to say that something is the case without providing proof for it

ادعا کردن, مدعی شدن
برخی از پلتفرمهای آنلاین اغلب ادعا میکنند که محصولات معجزهآسای کاهش وزن مفید هستند.
intended to give a wrong idea or make one believe something that is untrue

گمراهکننده, فریبدهنده
او از وبسایتهایی که از عناوین گمراهکننده برای جذب کلیک استفاده میکردند، محتاط بود.
any movie, picture, note, etc. designed to promote products or services to the public

تبلیغات, آگهی
شرکت ما یک بازیگر معروف را برای تبلیغات بعدی ما استخدام کرد.
the name that a particular product or service is identified with

نشان تجاری, برند
کمپین بازاریابی جدید به دنبال تقویت برند ما و افزایش وفاداری مشتریان است.
actions or information that are meant to gain the support or attention of the public

تبلیغات
رسوایی سلبریتی آنقدر تبلیغات دریافت کرد که برای هفتهها بر چرخه اخبار مسلط شد.
to bring a charge against an individual or organization in a law court

از کسی شکایت کردن
در یک پرونده آسیب شخصی، قربانی ممکن است انتخاب کند که طرف مسئول را برای جبران خسارت تعقیب کند.
a short memorable phrase that is used in advertising to draw people's attention toward something

شعار
شعار سیاستمدار بر امید و تغییر متمرکز بود و هدف آن بسیج رایدهندگان برای انتخابات آینده بود.
a coordinated and strategic effort to promote a product, service, or brand using a series of advertisements or marketing messages over a period of time

کمپین تبلیغاتی, کارزار تبلیغاتی
کمپین تبلیغاتی برای فیلم آینده شامل تبلیغات تلویزیونی، تبلیغات شبکههای اجتماعی و بیلبوردهای سراسر شهر میشود.
someone who buys and uses services or goods

مصرفکننده
شرکت نظرسنجیهایی را انجام میدهد تا نیازها و ترجیحات مصرفکنندگان را درک کند.
the activity of providing services or products in exchange for money

کسبوکار, تجارت
خانواده ما یک کسب و کار کوچک رستوران دارد.
to start or grow to be

شدن
چگونه میتوانم بشوم فردی با اعتماد به نفس بیشتر؟
(of a business, shop, company, etc.) to no longer be open or operating, particularly permanently

تعطیل کردن
کتابفروشی کوچک پس از سالها تلاش تعطیل شد.
to let or make something fall to the ground

انداختن
هواپیماهای آمریکایی شروع به انداختن بمبها روی شهر کردند.
to become greater in size, amount, number, or quality

افزایش یافتن, رشد کردن
اعتماد به نفس او در سخنرانی عمومی به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
to become something greater in quantity, importance, or size

گسترش یافتن, افزایش یافتن
با گذشت زمان، علایق او از ادبیات گسترش یافت تا فلسفه، هنر و موسیقی را نیز شامل شود.
to send goods or services to a foreign country for sale or trade

صادر کردن
تولیدکنندگان ممکن است انتخاب کنند که محصولات خود را صادر کنند تا به پایگاه مشتری جهانی دست یابند.
to buy goods from a foreign country and bring them to one's own

وارد کردن
خردهفروشان ممکن است محصولات را وارد کنند تا طیف متنوعی را به مشتریان خود ارائه دهند.
to start an organized activity or operation

آغاز به کار کردن, شروع کردن
او در گذشته چندین کسبوکار موفق را راهاندازی کرده است.
to produce products in large quantities by using machinery

تولید کردن
برای پاسخگویی به تقاضا، کارخانه هر ماه هزاران خودرو تولید میکند.
a public place where people buy and sell groceries

بازار
آنها با فروشندگان در بازار خیابانی چانه زدند تا بهترین قیمت را برای لباس و لوازم جانبی بگیرند.
to combine and create one whole

یکی شدن
رودخانهها در پاییندست به یک جریان قوی ادغام شدند.
to make something using raw materials or different components

تولید کردن
شرکت به تازگی یک نسخه لوکس از هواپیما را تولید کرده است.
to establish a fresh entity, such as a company, system, or organization

برپا کردن, راه انداختن، تأسیس کردن
کارآفرین یک کسبوکار جدید در صنعت فناوری راهاندازی کرد.
to begin to be in charge of something, often previously managed by someone else

برعهده گرفتن
کارگردان جدید به عهده گرفتن تولید فیلم را.
recently invented, made, etc.

نو, جدید
یک ماشین لباسشویی جدید با مصرف انرژی کم معرفی شد تا مصرف انرژی خانگی را کاهش دهد.
something that is created or grown for sale

محصول
شرکت یک خط محصول جدید از محصولات مراقبت از پوست ارگانیک را معرفی کرد.
to move in a loose, uncontrolled, or erratic manner

نامنظم و غیرقابل کنترل حرکت کردن
بادبادک در باد شدید شروع به تلو تلو خوردن کرد، که کنترل آن را برای کودک دشوار ساخت.
a specific product that outsells the other products of its kind

پرفروشترین محصول بازار, محصول یا برند برتر بازار
با ویژگیهای نوآورانه و وفاداری مشتری، سازنده خودرو به رهبر بازار در وسایل نقلیه الکتریکی تبدیل شد.
a person in a leadership or authority position within a specific organization or group

رئیس, مدیر
آقای اسمیت رئیس بخش ما است.
a place where people work, particularly behind a desk

اداره
استارتاپ کوچک از یک فضای اداری مشترک فعالیت میکرد که همکاری بین اعضای تیم را تقویت میکرد.
a store, office, etc. that belongs to a larger business, organization, etc. and is representing it in a certain area

شعبه
خردهفروش پوشاک چندین شعبه در سراسر کشور دارد که هر یک مجموعهای گسترده از کالاهای مد ارائه میدهند.
a time of great economic growth

رونق, شکوفایی
صنعت ساختوساز با افزایش شهرنشینی و گسترش پروژههای زیرساختی، رونق را تجربه کرد.
to perform an action that is not mentioned by name

انجام دادن, کردن
وقتی احساس میکنید تحت فشار هستید، اشکالی ندارد استراحت کنید و برای مدتی هیچ کاری نکنید.
to form, produce, or prepare something, by putting parts together or by combining materials

درست کردن, ساختن
با اتصال سیمها، شما مدار را میسازید و اجازه میدهید برق جریان یابد.
an agreement between two or more parties, typically involving the exchange of goods, services, or property

قرارداد, معامله
او پیش از امضای قرارداد، شرایط معامله را با دقت بررسی کرد.
a choice or judgment that is made after adequate consideration or thought

تصمیم
هیئت مدیره به یک تصمیم یکپارچه برای تصویب سیاست جدید شرکت رسید.
the work that we do regularly to earn money

شغل, کار
او سخت درس میخواند تا در آینده شغل خوبی به دست آورد.
the act or process of no longer having someone or something

از دست دادن
طوفان منجر به از دست دادن محصولات شد.
the act of gathering information about what people need or buy the most and why

مطالعات بازار
تحقیقات بازار نشان داد که شکافی در بازار برای جایگزینهای دوستدار محیط زیست وجود دارد، که شرکت را به توسعه بستهبندی پایدار ترغیب کرد.
surpassing what is needed or required, and so, no longer of use

زائد, حشو، افزونه، مفرط
آنها قسمتهای زائد را از ماشین حذف کردند تا کارایی را بهبود بخشند.
in a way that is right or satisfactory

بهخوبی, خوب
ماشین پس از تعمیرات به خوبی کار میکند.
in a way that is not satisfactory, acceptable, or successful

بد
ماشین در هوای سرد بد کار میکند.
to combine enjoyable activities with one's work

کار را با تفریح قاطی کردن, هم کار کردن هم خوش گذراندن
مشتریها را برای شام دعوت کرد تا هم کار کند هم خوش بگذراند.
a thing that has not been completed, discussed, or dealt with yet

کار ناتمام
کارهای ناتمام از پروژه قبلی بر ذهن همه سنگینی میکرد در حالی که برای پروژه جدید آماده میشدند.
to only concern oneself with one's own private matters and not to interfere in those of others

سرش به کار خودش بودن, در کار دیگران فضولی نکردن
وقتی خبرنگارها درباره طلاقش پرسیدند، به آنها گفت سرشان به کار خودشان باشد.
used to tell someone that it is not necessary for them to know about something and that they should stop questioning about it

به کسی ربطی نداشتن, به کسی مربوط نبودن
اینکه چقدر درآمد دارم به تو ربطی ندارد.
to be very serious about fulfilling one's intentions

جدی بودن, شوخی نداشتن
to start focusing on and engaging in a task or activity in a serious or determined manner

به کاری پرداختن
با غروب خورشید، آنها تصمیم گرفتند شروع کنند به پختن شام.
to cease to exist as a functional company or business due to financial challenges or difficulties

از کسبوکار افتادن, کسبوکار را تعطیل کردن
در دوران رکود طولانی، خیلی از رستورانها از کسبوکار افتادند.
