کتاب 'هدوی' متوسطه - انگلیسی روزمره (واحد 1)

در اینجا واژگان مربوط به واحد 1 انگلیسی روزمره در کتاب درسی Headway Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "همدردی"، "منصفانه به اندازه کافی"، "عالی"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'هدوی' متوسطه
agreement [اسم]
اجرا کردن

توافق

Ex: She made an agreement with her neighbor to share the cost of repairing the fence .
sympathy [اسم]
اجرا کردن

همدردی

Ex: The counselor showed sympathy towards the student who was struggling with anxiety .

مشاور نسبت به دانش‌آموزی که با اضطراب دست و پنجه نرم می‌کرد همدردی نشان داد.

pleasure [اسم]
اجرا کردن

لذت

Ex: Her eyes sparkled with pleasure when she saw the surprise party .

چشمانش از لذت برق می‌زد وقتی که مهمانی غافلگیرکننده را دید.

surprise [اسم]
اجرا کردن

غافلگیری

Ex: The discovery of a hidden treasure in the attic was met with disbelief and surprise .

کشف یک گنج پنهان در اتاق زیر شیروانی با ناباوری و تعجب روبرو شد.

fantastic [صفت]
اجرا کردن

فوق‌العاده

Ex: They had a fantastic time on their vacation to Greece .

آنها در تعطیلات خود در یونان فوق‌العاده وقت گذراندند.

great [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex: That 's a great idea for a startup , I think it will be very successful .

این یک ایده عالی برای یک استارتاپ است، فکر می‌کنم بسیار موفق خواهد بود.

اجرا کردن

تبریک

Ex: The card was filled with warm congratulations for the newlyweds .

کارت پر از تبریکات گرم برای تازه عروس و داماد بود.

good [صفت]
اجرا کردن

خوب

Ex: Regular exercise is good for maintaining both physical and mental well-being .

ورزش منظم برای حفظ هر دو رفاه جسمی و روحی خوب است.

lovely [صفت]
اجرا کردن

دوست‌داشتني

Ex: He had a lovely singing voice that captivated the audience .

او صدای خوانندگی دلنشینی داشت که مخاطبان را مجذوب خود می‌کرد.

brilliant [صفت]
اجرا کردن

باهوش

Ex: Brilliant as always , she aced the exam with ease .

درخشان مثل همیشه، او به راحتی امتحان را پشت سر گذاشت.

absolutely [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex: The room was absolutely silent .

اتاق کاملاً ساکت بود.

of course [حرف ندا]
اجرا کردن

البته

Ex: Of course , I 'll let you know if there are any updates .

البته، اگر به‌روزرسانی‌هایی وجود داشته باشد به شما اطلاع خواهم داد.

fine [صفت]
اجرا کردن

خوب

Ex: The accommodations were fine for a weekend stay but lacked luxury .

اسکان‌ها برای اقامت آخر هفته مناسب بودند اما فاقد لوکس بودند.

definitely [قید]
اجرا کردن

قطعاً

Ex: The concert was definitely one of the best I 've ever attended .

کنسرت قطعاً یکی از بهترین‌هایی بود که تا به حال حضور داشته‌ام.

fair enough [حرف ندا]
اجرا کردن

منطقیه!

Ex: Fair enough , everyone has their own preferences when it comes to movies .

منصفانه است، هر کسی در مورد فیلم‌ها ترجیحات خود را دارد.

OK [حرف ندا]
اجرا کردن

باشه (در صورت موافقت با کاری یا چیزی)

Ex:

باشه، می‌تونیم به جای اون تو پارک همدیگه رو ببینیم.

amazing [صفت]
اجرا کردن

شگفت‌آور

Ex: He received an amazing gift from his grandparents on his birthday .

او در روز تولدش یک هدیه شگفت‌انگیز از پدربزرگ و مادربزرگش دریافت کرد.

shame [اسم]
اجرا کردن

شرم

Ex:

او پس از اینکه متوجه شد تولد دوستش را فراموش کرده است، احساس عمیقی از شرم کرد.

awful [صفت]
اجرا کردن

افتضاح

Ex: The weather was awful , with heavy rain and wind .

هوا وحشتناک بود، با باران شدید و باد.

pity [اسم]
اجرا کردن

دلسوزی

Ex: He does n’t want anyone ’s pity , just support and understanding .

او ترحم هیچ‌کس را نمی‌خواهد، فقط حمایت و درک می‌خواهد.