کتاب 'هدوی' متوسطه - انگلیسی روزمره (واحد 1)
در اینجا واژگان مربوط به واحد 1 انگلیسی روزمره در کتاب درسی Headway Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "همدردی"، "منصفانه به اندازه کافی"، "عالی"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a promise, an arrangement, or a contract between two or more people

توافق, توافقنامه
اتحادیه و شرکت در حال مذاکره برای دستیابی به یک توافق کاری جدید هستند.
feelings of care and understanding toward other people's emotions, especially sadness or suffering

همدردی
ابراز همدردی نسبت به کسی که دوران سختی را میگذراند میتواند پیوندهای همدلی و حمایت را تقویت کند.
a feeling of great enjoyment and happiness

لذت, دلخوشی
کتاب برای او در بسیاری از بعدازظهرهای آرام لذت به ارمغان آورد.
a mild feeling of shock we have when something unusual happens

غافلگیری, تعجب، شگفتی
تعجب معلم واقعی بود وقتی دانش آموزان به او یک هدیه صمیمانه دادند.
extremely amazing and great

فوقالعاده, خارقالعاده
اجرای او در نمایش به سادگی فوق العاده بود.
worthy of being approved or admired

عالی, خیلی خوب
این رستوران عالی است، غذا و خدمات عالی هستند.
an expression of joy or approval offered to someone to acknowledge their achievement, success, or good fortune

تبریک
مربی تبریکات خود را به تیم پس از پیروزی سختکوشانهشان ارائه داد.
helping to improve or support health, happiness, or overall quality of life

خوب, مفید
گوش دادن به موسیقی آرامشبخش برای استراحت بعد از یک روز طولانی خوب است.
very beautiful or attractive

دوستداشتني, جذاب
او یک لباس دلانگیز به مهمانی پوشید.
extremely clever, talented, or impressive

باهوش
او یک ریاضیدان درخشان است که مشکلاتی را حل میکند که دیگران غیرممکن میدانند.
in a total or complete way

خیلی, بسیار، کاملاً
او کاملاً به داروهایش برای عملکرد روزانه وابسته است.
used to give permission or express agreement

البته
البته، شما اجازه دارید از تجهیزات استفاده کنید.
meeting the minimum or expected level of quality, but not necessarily exceeding it

خوب
توضیح او خوب بود، به اندازه کافی برای مخاطبان شفافیت فراهم میکرد.
in a certain way

قطعاً, مسلماً
شما باید حتما رستوران جدید در مرکز شهر را امتحان کنید.
used to acknowledge the validity or logic behind someone's assertion, even if one doesn't entirely agree with it

منطقیه!, درسته
منصفانه به اندازه کافی، مسئولیت مالی مهم است.
a word that means we agree or something is fine

باشه (در صورت موافقت با کاری یا چیزی), بسیار خب، قبوله
باشه، میتونی امشب با دوستات بیرون بری.
extremely surprising, particularly in a good way

شگفتآور, شگفتانگیز، عالی، فوقالعاده
تعطیلات آنها در ساحل شگفتانگیز بود، با هوای عالی هر روز.
an uneasy feeling that we get because of our own or someone else's mistake or bad manner

شرم, شرمساری، خجالت
غلبه بر احساسات شرم اغلب نیاز به خوددلسوزی و بخشش دارد.
extremely unpleasant or disagreeable

افتضاح, بسیار بد
آنها خبر وحشتناکی درباره تصادف دوستشان دریافت کردند.
a feeling of sadness caused by the suffering of others

دلسوزی, ترحم
مستند درباره وضعیت دشوار گونههای در معرض انقراض، احساس قوی ترحم را نسبت به حیوانات و مبارزه آنها برای بقا برانگیخت.
| کتاب 'هدوی' متوسطه | |||
|---|---|---|---|
| واحد 1 | انگلیسی روزمره (واحد 1) | واحد 2 | واحد 3 |
| واحد 4 | واحد ۵ | انگلیسی روزمره (واحد 5) | واحد 6 |
| واحد 7 | واحد 8 | واحد 9 | واحد ۱۰ |
| انگلیسی روزمره (واحد 10) | واحد ۱۱ | واحد 12 | انگلیسی روزمره (واحد 12) |
