خوشتیپ
مرد جوان خوشتیپ با ظاهر خوشمنظر خود توجه همه را در اتاق به خود جلب کرد.
در اینجا شما واژگان از واحد 1 در کتاب درسی Headway Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "سختکوش"، "قابل اعتماد"، "مسحور"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
خوشتیپ
مرد جوان خوشتیپ با ظاهر خوشمنظر خود توجه همه را در اتاق به خود جلب کرد.
سختکوش
کشاورز سختکوش بیوقفه از محصولات خود مراقبت کرد و برداشت فراوانی را تضمین کرد.
خسته
پرستار خسته بود اما شیفت خود را برای مراقبت از بیماران ادامه داد.
تنها
من انتخاب کردم که در تعطیلات تنها در خانه بمانم.
جالب
موزه نمایشگاههای جالب زیادی داشت.
خوشپوش
ظاهر خوش پوش او باعث شد در جمع برجسته شود.
خوشمزه
غذای این رستوران خوشمزهترین در شهر است.
هیجانانگیز
سوار شدن بر روی ترن هوایی هیجانانگیز بود، با پیچها و چرخشهایی که سواران را از هیجان فریاد زدند.
زیاد
زیاد شکلات در جعبه باقی نمانده است.
دست دوم
تمام مبلمان آپارتمان آنها دست دوم خریداری شده بود تا پول پس انداز شود.
متکی
آنها برای بیشتر تأمین غذای خود به واردات وابسته هستند.
خوب
کیک آنقدر خوشمزه بود که همه یک برش دوم خواستند.
عالی
مادربزرگ من یک میزبان کامل است، همیشه باعث میشود مهمانانش احساس خوشآمدگویی کنند.
غیر عادی
میلیاردر عجیب و غریب ثروت خود را صرف اختراعات عجیب و غریب کرد.
قدیمی
رویکرد قدیمی او در تدریس هنوز با برخی از دانشآموزان طنینانداز میشود.
جذاب
لبخند دلنشین پیشخدمت و رفتار دوستانهاش، غذا خوردن در رستوران را به تجربهای لذتبخش تبدیل کرد.
بالغ
قد بالغ او توجه را در اتاق به خود جلب کرد، شانه های پهن و وضعیت مطمئنش او را از جمع متمایز میکرد.
خیرهکننده
ابری
پیشبینی آب و هوا صبحی ابری و بعد از آن آفتابی در بعدازظهر را پیشبینی کرد.
دست اول
او یک دیدگاه تازه به رویکرد حل مسئله تیم آورد.
شلوغ
ساحل شلوغ با خانوادههایی که از هوای آفتابی لذت میبردند، شلوغ بود.
چندملیتی
جشنواره کوزموپولیتن تنوع فرهنگی را با اجراهای پرجنب و جوش جشن گرفت.
چالشبرانگیز
نوشتن یک مقاله تحقیقی میتواند چالشبرانگیز باشد، نیاز به تحقیق جامع و تحلیل انتقادی دارد.
جدیدترین
شرکت آخرین مدل گوشی هوشمند خود را با ویژگیهای پیشرفته منتشر کرد.
تند
او نتوانست سس فلفل تند را تحمل کند و برای خنک کردن دهان سوزان خود به یک لیوان آب دست برد.
نزدیک
فاصله نزدیک صندلیها در سالن کنفرانس باعث میشد احساس تنگی کند.
خوشرفتار
او از دخترش به خاطر خوش رفتار بودن در جمع خانوادگی تعریف کرد، که همه را مغرور کرد.
خوش ساخت
او مبلمان خوب ساخته شده را ترجیح میدهد که میتوانند سالها استفاده را تحمل کنند.
نوی نو
زوجین به خانه کاملاً جدید خود نقل مکان کردند، پر از انتظار.
میانسال
او از خرد استاد میانسال خود تحسین میکرد.
تماموقت
او یک دانشجوی تمام وقت است و در حال حاضر شغل ندارد.
تندخو
رئیس بدخلق محیط کار را خصمانه و ناخوشایند کرد.
علاقمند
آیا به پیوستن به ما برای شام علاقهمند هستید؟
خستهکننده
روز خستهکننده گردشگری آنها را مشتاق یک شب خواب خوب گذاشت.
هیجانزده
برنده شدن در قهرمانی باعث شد اعضای تیم کاملاً هیجانزده شوند.
خستهکننده
فیلم خستهکننده بود و من وسط آن خوابم برد.
خسته و بیحوصله
او حوصلهاش سر رفته چون در خانه کاری برای انجام دادن ندارد.
اعجابانگیز
او در امتحانات نهایی خود به نتایج شگفتانگیزی دست یافت.
آرامشبخش
گذراندن بعدازظهر کنار دریاچه آرامشبخش آرامشبخش بود، به او اجازه داد تا استراحت کند و انرژی بگیرد.
آسودهخاطر
هیجانانگیز
بازی فوتبال بسیار هیجانانگیز بود، با هر دو تیم در دقایق پایانی گل زدند.
هیجانزده
جمعیت برای تماشای نمایش آتشبازی در شب سال نو هیجانزده بود.
ناامیدکننده
عملکرد ناامیدکننده تیم در مسابقه قهرمانی باعث شد هواداران احساس دلسردی کنند.
بهشدت خستهکننده
پیادهروی خستهکننده به کوه آنها را خسته اما هیجانزده گذاشت.
بهشدتخسته
او پس از کار کردن در شیفت دوگانه در بیمارستان احساس خستگی مفرط کرد.
تکاندهنده
افشای تکاندهنده درباره گذشتهاش همه را غافلگیر کرد.
حیرتزده
چهره شوکهشده او ناباوریاش را در برابر این اعلامیه نشان داد.
قابل اطمینان
ماشین قدیمی است اما هنوز هم برای سفرهای طولانی قابل اعتماد است.
تنبل
او فرصتهای پیشرفت در کار را از دست داد زیرا برای دنبال کردن آموزشها یا گواهینامههای اضافی خیلی تنبل بود.
دمدمیمزاج
خلق و خوی دمدمی مزاج او پیشبینی واکنشش در هر موقعیت معینی را برای دیگران دشوار میکرد.
سخاوتمند
انعام سخاوتمندانهای که مشتری راضی گذاشت، نشاندهنده قدردانی آنها از خدمات استثنایی بود که دریافت کرده بودند.
شاد
علیرغم هوای بارانی، بچهها شاد باقی ماندند در حالی که با دوستانشان در داخل خانه بازی میکردند.
بیخیال
رئیس ما آسانگیر است تا زمانی که به مهلتهای خود پایبند باشیم.
پرحرف
او پرحرف است، که برای شغلش به عنوان راهنمای تور یک ویژگی عالی است.
نامرتب
اتاق آنقدر به هم ریخته بود که تمیز کردن آن ساعتها طول کشید.
خوشبین
حتی در مواجهه با سختیها، او نگرشی خوشبینانه حفظ کرد، بر راهحلهای بالقوه تمرکز کرد به جای اینکه بر مشکلات تمرکز کند.
خجالتی
او خجالتی است، اما هرگز در کمک به دیگران نیازمند تردید نمیکند.
تودار
او محتاط باقی ماند، حتی زمانی که درباره زندگی شخصیاش پرسیده شد.
بیقرار
بیصبر از تأخیرها، او تصمیم گرفت با خدمات مشتری تماس بگیرد.
اجتماعی
او همیشه یک فرد معاشرتی بوده است، در هر کجا که میرود دوست پیدا میکند.
جاهطلب
سیاستمدار جاهطلب برنامههای جسورانهای برای اصلاحات اقتصادی به منظور پیشبرد رشد و رفاه کشور ترسیم کرد.
دلسوز
حساس بودن به تفاوتهای فرهنگی امکان ارتباط بهتر و احترام متقابل را فراهم میکند.
دنج
ما یک نقطه دنج زیر درخت برای پیکنیکمان پیدا کردیم.
خانگی (در خانه درست یا پخته شده)
او آبجو خانگی خود را در گاراژ دم کرد و با طعمهای مختلف آزمایش کرد.