کتاب 'هدوی' پیشرفته - واحد 6

در اینجا واژگان واحد 6 از کتاب درسی Headway Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "انفجار"، "باران شدید"، "رویارویی" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'هدوی' پیشرفته
backup [اسم]
اجرا کردن

پشتیبانی

Ex: The police are waiting for backup before approaching the suspect 's location .

پلیس قبل از نزدیک شدن به محل مظنون در انتظار پشتیبان است.

slip-up [اسم]
اجرا کردن

اشتباه

Ex: The slip-up in the schedule led to confusion among the team members .

اشتباه در برنامه باعث سردرگمی میان اعضای تیم شد.

shake-up [اسم]
اجرا کردن

تغییر اساسی

Ex: The team had to adapt quickly after the shake-up in their department .

تیم مجبور شد پس از تغییرات اساسی در بخش خود به سرعت سازگار شود.

holdup [اسم]
اجرا کردن

تأخیر

Ex: A holdup in the supply chain affected the production schedule .

یک تأخیر در زنجیره تأمین بر برنامه تولید تأثیر گذاشت.

outcome [اسم]
اجرا کردن

نتیجه

Ex: Proper planning and execution can greatly influence the outcome of any endeavor .

برنامه‌ریزی و اجرای مناسب می‌تواند به شدت بر نتیجه هر تلاشی تأثیر بگذارد.

outfit [اسم]
اجرا کردن

ست کامل لباس (همراه با زیورآلات، کفش و...)

Ex: She accessorized her outfit with a statement necklace and matching earrings .
outlook [اسم]
اجرا کردن

دیدگاه

Ex: They shared a similar outlook on how to approach the project .

آن‌ها دیدگاه مشابهی در مورد نحوه برخورد با پروژه داشتند.

outlet [اسم]
اجرا کردن

فروشگاه (فروش مستقیم)

Ex: The outlet store sells last season 's merchandise at a steep discount to make room for new inventory .

فروشگاه اوتلت کالاهای فصل گذشته را با تخفیف زیاد می‌فروشد تا جا برای موجودی جدید باز شود.

takeaway [اسم]
اجرا کردن

غذای بیرون‌بر

Ex: We ’re having takeaway tonight because I do n’t feel like cooking .

امشب غذای بیرون‌بر می‌خوریم چون حوصله آشپزی ندارم.

takeover [اسم]
اجرا کردن

غصب قدرت

Ex: The government experienced a takeover following the revolution .

دولت پس از انقلاب یک تسخیر را تجربه کرد.

download [اسم]
اجرا کردن

دانلود

Ex: You need to ensure you have enough space for the download .

شما باید مطمئن شوید که فضای کافی برای دانلود دارید.

downfall [اسم]
اجرا کردن

سرنگونی

Ex: The downfall of the once-popular brand was swift after the product recalls .

سقوط برند زمانی محبوب پس از فراخوانی محصولات سریع بود.

downpour [اسم]
اجرا کردن

بارش شدید

Ex: We were planning a picnic , but the sudden downpour made us change our plans and stay indoors .

ما در حال برنامه‌ریزی برای یک پیک‌نیک بودیم، اما باران شدید ناگهانی باعث شد برنامه‌هایمان را تغییر دهیم و در داخل بمانیم.

اجرا کردن

پیشرفت مهم

Ex: After years of research , they finally achieved a breakthrough in understanding the brain 's neural networks .

پس از سال‌ها تحقیق، آن‌ها سرانجام به پیشرفتی در درک شبکه‌های عصبی مغز دست یافتند.

breakdown [اسم]
اجرا کردن

اختلال

Ex: The breakdown of negotiations between the two countries escalated tensions in the region .

فروپاشی مذاکرات بین دو کشور تنش‌ها در منطقه را تشدید کرد.

breakup [اسم]
اجرا کردن

جدایی

Ex: The company 's breakup was inevitable after years of internal conflict and declining profits .

فروپاشی شرکت پس از سال‌ها درگیری داخلی و کاهش سود اجتناب‌ناپذیر بود.

setback [اسم]
اجرا کردن

مانع

Ex: The company experienced a setback when their main supplier went out of business .

شرکت با یک عقب‌گرد مواجه شد وقتی تامین‌کننده اصلی آنها ورشکست شد.

showdown [اسم]
اجرا کردن

مقابله نهایی

Ex: The political showdown in the Senate was intense , as both sides argued fiercely .

رویارویی سیاسی در سنا شدید بود، زیرا هر دو طرف به شدت بحث می‌کردند.

outburst [اسم]
اجرا کردن

فوران

Ex: The teacher ’s patience was tested after several disruptive outbursts from the students .

صبر معلم پس از چند طغیان اخلالگر دانش‌آموزان آزمایش شد.

upkeep [اسم]
اجرا کردن

نگهداری

Ex: The historical site requires constant upkeep to preserve its heritage .

سایت تاریخی نیاز به نگهداری مداوم برای حفظ میراث خود دارد.

upturn [اسم]
اجرا کردن

پیشرفت

Ex: The industry is hoping for a continued upturn after the recent global recession .

صنعت امیدوار به بهبودی مداوم پس از رکود جهانی اخیر است.

lookout [اسم]
اجرا کردن

دیدبانی

Ex: The hikers took turns serving as the lookout while others rested .

کوهنوردان به نوبت به عنوان نگهبان خدمت کردند در حالی که دیگران استراحت می‌کردند.

write-off [اسم]
اجرا کردن

حذف بدهی

Ex: The accountant recommended the bad debt be treated as a write-off for tax purposes .

حسابدار توصیه کرد که بدهی بد به عنوان حذف برای مقاصد مالیاتی در نظر گرفته شود.

offshoot [اسم]
اجرا کردن

پیامد

Ex: The new tech innovation was an offshoot of years of dedicated research into AI .

نوآوری تکنولوژیکی جدید فرآورده فرعی سال‌ها تحقیق اختصاصی در زمینه هوش مصنوعی بود.

comeback [اسم]
اجرا کردن

جواب (زیرکانه یا دندان شکن)

Ex: His sarcastic comeback caught everyone off guard .

پاسخ طعنه‌آمیز او همه را غافلگیر کرد.

drawback [اسم]
اجرا کردن

ایراد

Ex: One significant drawback of living in a big city is the noise pollution .

یک عیب مهم زندگی در یک شهر بزرگ آلودگی صوتی است.