کتاب 'هدوی' پیشرفته - واحد 3
در اینجا واژگان واحد 3 از کتاب درسی Headway Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "سختی کشیدن"، "ثروتمند"، "فراموش کردن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
زانوی غم بغل گرفتن
در حالی که طوفان در خارج خشمگین بود، بچهها برای آرامش جمع شدند.
از بالا به کسی نگاه کردن (استعاری)
ورزشکار بیش از حد مطمئن به خود، رقبای خود را تحقیر میکرد، با این باور که او از هر نظر برتر است.
دراز کشیدن
کوهنورد خسته روی چمن دراز کشید، با آرامش از اینکه بالاخره در استراحت است.
زیاد کردن (صدا، دما و...)
داره تو اتاق سرد میشه، بذارید بگیریم گرمایش رو.
سرعت گرفتن
باد شروع به تسریع کرد و تجربه قایقرانی را هیجانانگیزتر ساخت.
ساکت شدن
باد میوزید، اما با گذشت طوفان آرام شد.
کاهش دادن
من باید برای بهبود سلامتیام قند را کم کنم.
آهستهتر شدن
او مجبور شد کند شود چون نفسش گرفته بود.
خریدوفروش کردن
پلتفرمهای آنلاین به طور فعال در حال معامله انواع محصولات هستند.
لباس رسمی پوشیدن
این زوج تصمیم گرفتند برای شام سالگردشان در یک رستوران شیک لباس رسمی بپوشند.
لباس غیررسمی پوشیدن
پس از کنفرانس، همه لباس راحت پوشیدند تا استراحت کنند.
برپا کردن
دولت برنامههایی را برای مقابله با بیکاری برپا میکند.
تحریک کردن
تریلر جدید فیلم من را هیجانزده کرد تا فیلم را در شب افتتاحیه ببینم.
روشن کردن (رایانه)
آیا بعد از بهروزرسانی نرمافزار، یادتان بود که گوشی هوشمند خود را راهاندازی کنید؟
استعفا دادن
به روح کار تیمی، مدیر پروژه تصمیم گرفت کنار بکشد و اجازه دهد تیم در فرآیند تصمیمگیری همکاری کند.
خراب شدن
ماشین به دلیل مشکل موتور در بزرگراه خراب شد.
خاموش کردن
او مجبور شد لپتاپش را خاموش کند زیرا خیلی کند کار میکرد.
تمام چیزی را خریدن
کلکسیونر تصمیم گرفت تمبرهای نادر را از منابع مختلف خریداری کند.
کامل مصرف کردن
سرآشپز تمام سبزیجات تازه را در تهیه غذا مصرف کرد.
تعیین کردن
سالها تحقیق طول کشید تا علت بیماری مشخص شود.
مستقر شدن
ساکن شدن به بازنشستگان امکان داد تا در جامعهای گرم و خوشآمدگویی ساکن شوند.
خاطره ناخوشایندی را فراموش کردن
شرکت سخت کار کرد تا از گذر از اعتبار بد خدمات به مشتریان خود بگذرد.
بزرگ شدن
او قصد دارد به شهری برود که در آن بزرگ شده است.
بیدار شدن
آنها معمولاً در روزهای هفته ساعت 7 بیدار میشوند.
از پا افتادن
پیادهروی طولانی واقعاً مرا خسته کرده بود، و مجبور شدم برای استراحت توقف کنم.
صحبت کردن
استاد دانشجویان را تشویق کرد تا در کلاس آزادانه و با اعتماد به نفس صحبت کنند.
فضا را روشن کردن
اضافه کردن نورگیرها و پنجرههای بزرگ به طور قابل توجهی خانه را روشنتر کرد، که باعث شد احساس هواییتر و بازتری داشته باشد.
آرام شدن
بعد از حادثه، مدتی طول کشید تا آرام شود.
تسلیم شدن
وقتی کارها سخت میشود دست کشیدن آسان است، اما پشتکار کلید است.
پایین بردن
کارگر ساختمانی داربست را پایین آورد، که کار تعمیر نمای خارجی ساختمان را به پایان رساند.
دارا
طرح بازنشستگی تضمین میکرد که بازنشستهها بتوانند به راحتی زندگی کنند و مرفه بمانند.
رکود اقتصادی
کسبوکارها در دوران رکود اقتصادی برای بقا تلاش کردند، که منجر به تعطیلی گسترده شد.
بسیار گران
مهمانی عروسی پرزرق و برق بود، با یک وعده غذایی پنج قسمتی و آتش بازی.
مرفه
علیرغم رکود اقتصادی، تاجر ثروتمند به سرمایهگذاری در پروژههای مختلف ادامه داد.
شجاعانه عمل کردن
تو باید مردانه رفتار کنی و به او بگویی چه احساسی داری.
لوس
پس از سالها لوس شدن توسط پدربزرگ و مادربزرگش، او رفتاری لوس پیدا کرد که دوستانش را ناامید کرد.
بزرگنمایی کردن
رسانهها اغلب حوادث کوچک را بزرگنمایی میکنند، که باعث وحشت بیدلیل میشود.
دشواری
جامعه برای حمایت از کسانی که پس از فاجعه طبیعی در مشقت بودند گرد هم آمد.
موفق (از نظر مالی)
حرفهی پررونق او به او اجازه داد تا زود بازنشسته شود.
متواضع
دستتنگ بودن
ثروت جمع کردن
(در زندگی) سختی زیادی کشیدن