کتاب 'هدوی' پیشرفته - آخرین کلمه (واحد 2)

در اینجا واژگان از واحد 2 The Last Word در کتاب درسی Headway Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "انقباض"، "آپستروف"، "تصحیح"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'هدوی' پیشرفته
preposition [اسم]
اجرا کردن

حرف اضافه

Ex:

آن‌ها روی یک پروژه جدید کار می‌کنند. "روی" حرف اضافه‌ای است که عمل را به شیء مرتبط می‌کند.

اجرا کردن

مصدر گسسته

Ex: While some people dislike split infinitives , they can sometimes make sentences sound more natural .

در حالی که برخی افراد از مصدرهای شکسته خوششان نمی‌آید، گاهی می‌توانند جملات را طبیعی‌تر جلوه دهند.

contraction [اسم]
اجرا کردن

اختصار (دستور زبان)

Ex: In casual speech , contractions like " do n't " and " " did n't " are frequently used .

در گفتار معمولی، انقباضات مانند "نکن" و "نکردم" اغلب استفاده می‌شوند.

conjunction [اسم]
اجرا کردن

حرف ربط

Ex:

آزمون دستور زبان توانایی دانش‌آموزان در شناسایی و استفاده صحیح از حروف ربط تابع را آزمایش کرد.

اجرا کردن

حالت مجهول

Ex: The sentence " The cake was baked by Mary " is an example of passive voice .

جمله "کیک توسط مری پخته شد" یک مثال از صفت مفعولی است.

اجرا کردن

استفهام انکاری

Ex: She used a rhetorical question to show that the answer was obvious .

او از یک سوال بلاغی استفاده کرد تا نشان دهد پاسخ واضح است.

apostrophe [اسم]
اجرا کردن

علامت آپوستروف

Ex: The word " class of ' 99 " uses an apostrophe to indicate the omission of " 19 . "

کلمه "کلاس '99" از یک آپاستروف برای نشان دادن حذف "19" استفاده می‌کند.

اجرا کردن

نمونه‌خوانی کردن

Ex: As part of her job , she regularly proofreads legal documents to ensure accuracy and clarity .

به عنوان بخشی از کارش، او به طور منظم اسناد حقوقی را ویرایش می‌کند تا دقت و وضوح آنها را تضمین کند.

اجرا کردن

ضمیر فاعلی

Ex: The subject pronoun " we " is used when the speaker is including themselves with others .

ضمیر فاعلی "ما" زمانی استفاده می‌شود که گوینده خود را با دیگران شامل می‌شود.

to agree [فعل]
اجرا کردن

تطابق داشتن (دستور زبان)

Ex: Pronouns and verbs must agree in person and number .

ضمایر و افعال باید در شخص و عدد موافق باشند.

adverb [اسم]
اجرا کردن

قید

Ex: The placement of an adverb in a sentence can change its meaning .

جایگذاری یک قید در جمله می‌تواند معنای آن را تغییر دهد.

اجرا کردن

فعل کمکی

Ex: An auxiliary verb helps to form different tenses in English .

یک فعل کمکی به تشکیل زمان‌های مختلف در انگلیسی کمک می‌کند.

idiom [اسم]
اجرا کردن

اصطلاح

Ex: In English , the idiom ' break the ice ' is used to describe starting a conversation in a social setting to ease tension , not actually cracking ice .

در انگلیسی، اصطلاح 'break the ice' برای توصیف شروع یک مکالمه در یک محیط اجتماعی به منظور کاهش تنش استفاده می‌شود، نه برای شکستن واقعی یخ.

اجرا کردن

نفی مضاعف

Ex: The teacher explained that a double negative in English typically cancels out , leading to a positive statement .

معلم توضیح داد که یک منفی دوگانه در انگلیسی معمولاً خنثی می‌شود و منجر به یک بیان مثبت می‌شود.