کتاب 'هدوی' پیشرفته - آخرین کلمه (واحد 3)
در اینجا واژگان از واحد 3 The Last Word در کتاب درسی Headway Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "به جلو بروید"، "اصطلاحات"، "در حلقه"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a physical location, such as an office, factory, or store, where people go to work and perform their job duties

محل کار
محل کار امکانات زیادی از جمله سالن ورزشی و کافه تریا ارائه میدهد.
words, phrases, and expressions used by a specific group or profession, which are incomprehensible to others

اصطلاحات مخصوص یک صنف, زبان فنی
اصطلاحات نظامی شامل عباراتی مانند 'AWOL'، 'RECON' و 'FOB' میشود که بخشی از زبان روزمره برای اعضای خدمت هستند اما ممکن است برای غیرنظامیان گیجکننده باشند.
to continue or make progress in a particular course of action

به پیش رفتن, ادامه دادن
ما نیاز داریم که با مذاکرات به پیش برویم تا به یک توافق دوسود برسیم.
to become greater in size, amount, number, or quality

افزایش یافتن, رشد کردن
جمعیت شهر در مسیر رشد به بیش از یک میلیون سکنه است.
the activity of providing services or products in exchange for money

کسبوکار, تجارت
او پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه، یک کسبوکار محوطهسازی را راهاندازی کرد.
to assign a duty or responsibility to someone

تحمیل کردن
ماه گذشته، مدیر یک تیم خاص را با یک تکلیف چالشبرانگیز موظف کرد.
the process of doing something, often requiring effort, with a specific purpose or goal in mind

عمل, کار
یک اقدام سریع نجاتغریق شناگر را از غرق شدن نجات داد.
essential to the functioning or success of a specific operation, project, or system

حیاتی, لازم
برای موفقیت فضاپیما، سیستم ناوبری آن کاملاً حیاتی برای مأموریت است.
the act of repeatedly doing something to become better at doing it

تمرین
برای تبدیل شدن به یک شناگر بهتر، تمرین مداوم ضروری است.
to have a strong effect on someone or something

تأثیر گذاشتن, تأثیر داشتن
جنبشهای اجتماعی قدرت تأثیرگذاری بر هنجارهای اجتماعی و ایجاد تغییر را دارند.
benefiting all the parties involved regardless of the outcome

برد-برد
پروژه با نتیجهای برد-برد به پایان رسید، با سود برای کسبوکار و مشتریان راضی.
to investigate or analyze something in detail

موشکافی کردن, (ریز به ریز) بررسی کردن
اگر به جزئیات بپردازید، خواهید دید که مشکل در زنجیره تأمین است.
to try harder than what is expected

سنگ تمام گذاشتن, بیشتر از حد انتظار تلاش کردن
سنگ تمام گذاشت و تا دیروقت ماند تا مشکل را حل کند.
a warning or notification provided in advance to inform someone about a situation, often to prepare them for what is coming

اطلاع قبلی, از قبل خبر دادن
دفعه بعد اگر مهمان اضافه دعوت کردی، از قبل به من خبر بده.
fully informed about or actively participating in something, such as a discussion or a process

در جریان, در جریان کار بودن
تا وقتی برنامه هنوز در حال تغییر است، باید همه را در جریان نگه داریم.
to think in a creative way in order to come up with original solutions

خلاقانه فکر کردن, خارج از چارچوب فکر کردن
او را استخدام کردند چون میتواند زیر فشار هم خلاقانه فکر کند.
to make contact with someone in order to exchange information or to consult with them

برای هماهنگی تماس گرفتن, ارتباط گرفتن و اوضاع را چک کردن
از زمان رونمایی با هم صحبت نکردهایم، پس بیایید یک تماس بگذاریم.
in a state of being informed and knowledgeable about a particular topic or situation

در جریان, بهروز و مطلع
هنوز از آخرین تغییرات در جریان نیستم.
to offer a beneficial or valuable contribution or resource in a collaborative setting to achieve a common goal

چیزی ارزشمند ارائه دادن, سهم مفیدی داشتن
هر شریک چیز متفاوتی برای ارائه دارد.
to start doing something with a level of enthusiasm that leads one to make progress with great speed

به سرعت و با اشتیاق (کاری را) شروع کردن
used to refer to someone or something that has captured one's attention or is within one's awareness or consideration

در مرکز توجه
