کتاب 'هدوی' پیشرفته - آخرین کلمه (واحد 3)

در اینجا واژگان از واحد 3 The Last Word در کتاب درسی Headway Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "به جلو بروید"، "اصطلاحات"، "در حلقه"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'هدوی' پیشرفته
workplace [اسم]
اجرا کردن

محل کار

Ex: They introduced standing desks to promote wellness in the workplace .

آنها میزهای ایستاده را برای ترویج سلامتی در محل کار معرفی کردند.

jargon [اسم]
اجرا کردن

اصطلاحات مخصوص یک صنف

Ex: Financial jargon , such as ' bull market , ' ' liquidity , ' and ' dividends , ' is frequently used by investors and financial analysts .

اصطلاحات مالی، مانند 'بازار گاوی'، 'نقدینگی' و 'سود سهام'، اغلب توسط سرمایه‌گذاران و تحلیلگران مالی استفاده می‌شود.

اجرا کردن

به پیش رفتن

Ex: In the face of adversity , they chose to go forward with their mission to provide aid to those in need .

در مواجهه با سختی‌ها، آنها تصمیم گرفتند با مأموریت خود برای کمک به نیازمندان به پیش بروند.

to grow [فعل]
اجرا کردن

افزایش یافتن

Ex: The team has grown in number this year .

تیم امسال از نظر تعداد رشد کرده است.

business [اسم]
اجرا کردن

کسب‌وکار

Ex: Their family owns a small business selling handmade crafts .

خانواده آنها صاحب یک کسب‌وکار کوچک فروش صنایع دستی هستند.

to task [فعل]
اجرا کردن

تحمیل کردن

Ex: Over the years , the organization has successfully tasked teams with various projects .

در طول سال‌ها، سازمان با موفقیت تیم‌ها را به پروژه‌های مختلف وظیفه داده است.

action [اسم]
اجرا کردن

عمل

Ex: He planned every step carefully before putting the plan into action .

او هر مرحله را با دقت برنامه‌ریزی کرد قبل از اینکه طرح را به عمل تبدیل کند.

اجرا کردن

حیاتی

Ex: The pilot emphasized that the pre-flight checklist is mission-critical for safety .

خلبان تأکید کرد که چک‌لیست پیش از پرواز برای ایمنی حیاتی برای مأموریت است.

practice [اسم]
اجرا کردن

تمرین

Ex:

تیم فوتبال جلسات تمرین فشرده‌ای قبل از بازی بزرگ داشت.

to impact [فعل]
اجرا کردن

تأثیر گذاشتن

Ex: Global economic changes can significantly impact local businesses and employment rates .

تغییرات اقتصادی جهانی می‌توانند به طور قابل توجهی تأثیر بگذارند بر کسب‌وکارهای محلی و نرخ اشتغال.

win-win [صفت]
اجرا کردن

برد-برد

Ex: A win-win scenario like this ensures everyone is happy with the results .

سناریوی برد-برد مانند این اطمینان می‌دهد که همه از نتایج راضی هستند.

اجرا کردن

موشکافی کردن

Ex: During the financial audit , the accountant had to drill down into each expense category for a comprehensive analysis .

در طول حسابرسی مالی، حسابدار مجبور شد به بررسی عمیق هر دسته از هزینه‌ها برای یک تحلیل جامع بپردازد.

اجرا کردن

(در انجام کاری) از حد انتظار فراتر رفتن

Ex: The customer service team goes the extra mile to address every complaint promptly .
heads-up [اسم]
اجرا کردن

هشدار

Ex:

یک هشدار دوستانه: بعداً باران می‌آید، بنابراین ممکن است بخواهید چتر همراه داشته باشید.

in the loop [عبارت]
اجرا کردن

درجریان

Ex: Being in the loop allows you to have a say in the decision-making process .
اجرا کردن

با کسی مشورت یا تبادل اطلاعات کردن

Ex: We should touch base with our suppliers to confirm the delivery schedule .
up to speed [عبارت]
اجرا کردن

در جریان

Ex: Our team needs to be up to speed on the latest market research before the presentation .
اجرا کردن

چیز مفیدی برای ارائه داشتن

Ex: They ’re looking for candidates who can bring fresh ideas to the table .
اجرا کردن

به سرعت و با اشتیاق (کاری را) شروع کردن

Ex: When the new semester began , the students hit the ground running , eager to excel .
on {one's} radar [عبارت]
اجرا کردن

در مرکز توجه

Ex: The manager said hiring more staff is n’t on his radar this quarter .