خاموش کردن
فراموش نکنید که تلویزیون را خاموش کنید وقتی تماشای آن تمام شد.
در اینجا شما واژگان واحد 7 در کتاب درسی Headway Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "crack on"، "beaming"، "rain off"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
خاموش کردن
فراموش نکنید که تلویزیون را خاموش کنید وقتی تماشای آن تمام شد.
منفجر شدن
در طول نبرد، تفنگ سرباز به طور غیرمنتظره شلیک شد (go off).
محبوب شدن
فناوری نوآورانه بلافاصله رواج نیافت، اما پس از مدتی، به نامی آشنا تبدیل شد.
تمام کردن
ما میتوانیم ارائه را با یک فراخوان قوی به اقدام به پایان برسانیم.
موجب شدن
او از استرس ناشی از کار زیاد رنج میبرد.
از سیستم خارج شدن
شرکت از کارمندان میخواهد در پایان روز کاری از رایانههای خود خارج شوند.
نتیجه دادن
آنها امیدوار بودند که کمپین بازاریابی به ثمر بنشیند و منجر به افزایش فروش شود.
ادامه دادن
گروه تصمیم گرفت با وجود مشکلات فنی ادامه دهد به کارگاه.
بدون دلیل طولانی شدن
فرآیندهای طولانی دادگاه شروع به کش دادن کرد و صبر همه طرفهای درگیر را آزمایش کرد.
ادامه دادن
کارهای ساختمانی ادامه خواهند یافت تا زمانی که پروژه تکمیل شود.
تشویق کردن
دوستان و خانواده برای تشویق شما در نمایش استعدادها آنجا خواهند بود.
شتر در خواب بیند پنبه دانه
به رویاهایت ادامه بده, من هرگز آن پیشنهاد را قبول نمیکنم.
(با قدرت) ادامه دادن
کوهنوردان مصمم بودند که با وجود تغییرات غیرمنتظره آب و هوا، به مسیر ادامه دهند.
به سبب بارش باران لغو شدن
متأسفانه، بازی بیسبال به دلیل باران لغو شد و به هفته آینده موکول شد.
بهتدریج از بین رفتن
پس از مدتی، رنگ روی تجهیزات زمین بازی شروع به کندن کرد.
انجام کاری را متوقف کردن
او تصمیم گرفت بازیهای ویدیویی را قطع کند تا روی درسهایش تمرکز کند.
ناگهان خاتمه دادن
او هر زمان که تلفنش زنگ میزند مکالمه را قطع میکند.
لغو کردن
ممکن است مجبور شویم پیکنیک را لغو کنیم اگر باران ادامه یابد.
بدرقه کردن
ما به فرودگاه رفتیم تا بدرقه کنیم دوستمان را که به کشوری دیگر پرواز میکرد.
فرار کردن
بچههای شیطان با آبنبات از مغازه بدون پرداخت فرار کردند.
دزدکی نزدیک شدن
او هر بار که من روی چیزی تمرکز میکنم، به آرامی به من نزدیک میشود.
نزدیک چیزی بودن
شرکت به دلیل رکود اقتصادی در آستانه ورشکستگی است.
عقبنشینی کردن
آتشنشان مجبور شد عقب نشست زمانی که شعلهها شدت گرفتند.
به جلو راندن
کاپیتان به خدمه علامت داد که کشتی را به آرامی به سمت بندر جلو ببرند.
فراری دادن
سگ پارس کننده سارقانی را که قصد ورود به خانه را داشتند ترساند و فراری داد.
شرکت کردن
در گردهمایی خانوادگی، ضروری است که همه به اندازه کافی احساس راحتی کنند تا شرکت کنند.
چیزی را مبنا قرار دادن
شرکت قصد دارد بر روی شهرت خود در ارائه خدمات با کیفیت بنا کند.
مسدود کردن
پس از تصادف، پلیس به سرعت برای محصور کردن محل حادثه برای بررسی حاضر شد.
ناحیه یا مکانی را بستن
امنیت مجبور شد محیط را مهروموم کند تا جمعیت را کنترل کند.
افزودن
ما میتوانیم یک قفسه دوم اضافه کنیم اگر به فضای ذخیرهسازی بیشتری نیاز دارید.
تقسیم کردن
به دلیل رویداد، پارک به مناطق مختلف تقسیم شد.
پهن
میز پهن 4 فوت بود، که آن را برای شامهای خانوادگی بزرگ عالی میکرد.
لبخند
لبخند معصومانه نوزاد دلهای ما را آب کرد.
اخم
چهره درهم کشیده سختگیرانه معلم به دانش آموزان هشدار داد که خوب رفتار کنند.
جعلی
آنها از پاسپورتهای جعلی برای فرار از کشور استفاده کردند.
ساکت
شاهد در طول تحقیق لببسته باقی ماند.
لبخند با نیش باز
میتوانستم از لبخند گسترده او بگویم که به دستاوردش افتخار میکرد.
پوزخند
وقتی که دید رقیبش اشتباه کرد، لبخند رضایت روی صورتش پهن شد.