آهنگ
ایستگاه رادیویی هر ساعت آهنگ پربازدید را پخش میکرد.
در اینجا واژگان واحد 9 از کتاب درسی Headway Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "شاگرد"، "خط خطی کردن"، "آموک"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
آهنگ
ایستگاه رادیویی هر ساعت آهنگ پربازدید را پخش میکرد.
قافیه
او نتوانست قافیه خوبی برای "شب" در آهنگش پیدا کند.
ضربآهنگ
قطعه جاز دارای ریتمی پیچیده و سنکوپ شده بود.
اُرگ
او قطعهای برای کیبورد و ارکستر تصنیف کرد که همهکاره بودن ساز را به نمایش میگذارد.
هنرمند خیابانی
گردشگران برای گوش دادن به خواننده خیابانی کنار بنای معروف توقف کردند.
کارآموز
او به عنوان یک شاگرد شروع کرد و بعدها به یک استادکار نجار تبدیل شد.
مکانیک
آنها یک مکانیک را برای تعمیر ماشینآلات معیوب در کارخانه فراخواندند.
تپه
مزرعه با تپههای موجدار احاطه شده بود.
دره
آنها تصمیم گرفتند شب را در دره چادر بزنند.
کوه
ما از یک پیک نیک در پای کوه، محصور در طبیعت لذت بردیم.
ایده
من از مشارکت شما قدردانی میکنم؛ ایده شما در مورد سادهسازی فرآیند قابل توجه است.
ذهن
ذهن انسان قادر به خلاقیت باورنکردنی است.
دیدگاه
دانشمندان ممکن است دیدگاههای متضادی درباره دادهها داشته باشند.
گندم
آنها گندم را به دلیل فواید تغذیهای و محتوای فیبر آن در رژیم غذایی خود گنجاندند.
بلال
او ردیفهایی از ذرت را در باغش برای برداشت تابستانی کاشت.
چیز
او یک چیز جدید برای آشپزخانه اش خرید که به پخت و پز کمک میکند.
آشوب
مقامات در پاسخ به شورش که به خشونت گسترده تبدیل شد، وضعیت اضطراری اعلام کردند.
زیردریایی
زیردریاییهای مدرن به پیشرانه هستهای مجهز هستند که امکان استقامت طولانی مدت زیر آب و قابلیتهای پنهانکاری را فراهم میکند.
قطار
آنها از سکو در حالی که قطار حرکت میکرد، بدرقهاش کردند.
هواپیما
او تماشا کرد که هواپیما در دوردست ناپدید شد.
بدخط نوشتن
در حاشیه کتاب درسی اش، او اغلب یادداشت های سریع و توضیحات را برای کمک به مطالعه می نوشت.
محکم (ضربه) زدن
راننده کامیون وسیله نقلیه خود را به پشت ماشین متوقف در چراغ راهنمایی کوبید.
عمل کردن
در زمان بحران، رهبران باید با قاطعیت عمل کنند تا ایمنی و رفاه مردم خود را تضمین کنند.
آغاز فعالیت کردن
طراح مد، مجموعه بهاری خود را در هفته مد معرفی کرد.
مثل دیوانهها
او اجازه داد احساساتش از کنترل خارج شود، به همه کسانی که میدید فریاد میزد.
وحشی
سافاری به ما اجازه داد تا فیلهای وحشی، گورخرها و زرافهها را در زیستگاه طبیعیشان ببینیم.
لامسهای
بررسی لمسی ناهمواریهایی در بافت پارچه نشان داد که نشاندهنده نقصهای احتمالی در فرآیند تولید است.
غیرارادی
او عادت وسواسی داشت که همه چیز را به طور کامل مرتب کند.
بهت زده
او با درک این که در قرعهکشی برنده شده است، مبهوت شد.
نخستین
کشف فسیلهای ابتدایی بینشی از زندگی میلیونها سال پیش ارائه داد.
معذب
او در مورد لهجهاش هنگام صحبت در مقابل گویشوران بومی زبان احساس خودآگاهی میکرد.
نسخه
پس از سالها نگهداری از حصار، آنها حق مالکیت ناشی از مرور زمان را در مرز به دست آوردند.
شتابزدگی
بسیاری از شور و اشتیاق او تحسین کردند اما نگران تندخویی او بودند.
عقب نشینی کردن
همانطور که آتش گسترش مییافت، حیوانات به عمق جنگل عقب نشینی کردند.
تسلیم
تسلیم ورزشکار در دور نهایی مسابقه بسیاری از طرفدارانش را متعجب کرد.
خویشاوندی
او احساس خویشاوندی با دیگرانی که با چالشهای مشابهی روبرو شده بودند کرد.
زوزه
زوزه کشیدن او پس از آسیب دردناک شنیده میشد.
احساسات کسی را برانگیختن
باد کردن
پارچه لباسش باد کرد در حالی که به جلو خم شد.
کسی را یاد گذشته انداختن
منظره اقیانوس آنها را به گذشته برد و به سفر ماه عسلشان بازگرداند.
نقش خاصی را به کسی دادن (در ورزش)
مربی بازیکن ستاره خود را به عنوان کاپیتان تیم برای بازی مهم انتخاب کرد.
نگرش
مترو
او یک بلیط ماهانه برای مترو خرید تا در هزینههای روزانه رفتوآمدش صرفهجویی کند.
ایستگاه (قطار یا اتوبوس)
ایستگاه تاکسی فقط کمی پیادهروی از آپارتمان من فاصله دارد.
زوال عقل
با پیشرفت زوال عقل، توانایی او در صحبت کردن به وضوح کاهش یافت.
(در جایی) وقتگذرانی کردن
فقط ول گشتن نکن؛ اگر به کمک در هر چیزی نیاز داشتی به من بگو!
مبتلا شدن
همانطور که او عزیزش را در حال رنج کشیدن از سرطان میدید، احساس عمیقی از ناتوانی و ناامیدی کرد.
بر خوردن
در طول پیادهرویمان، به یک آبشار زیبای پنهان در اعماق جنگل برخوردیم.
to provide or fulfill what someone hopes or prays for