کتاب 'هدوی' پیشرفته - واحد 5

در اینجا واژگان واحد 5 از کتاب درسی Headway Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "کلیشه"، "محکم"، "امتیاز" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'هدوی' پیشرفته
nationality [اسم]
اجرا کردن

ملیت

Ex: Dual nationality allows her to travel freely between two countries .

تابعیت دوگانه به او امکان می‌دهد آزادانه بین دو کشور سفر کند.

stereotype [اسم]
اجرا کردن

کلیشه

Ex: He was tired of the stereotype that all athletes lack intelligence .

او از کلیشه این که همه ورزشکاران فاقد هوش هستند خسته شده بود.

Britain [اسم]
اجرا کردن

بریتانیا

Ex: Britain ’s economy is one of the largest in Europe .

اقتصاد بریتانیا یکی از بزرگ‌ترین اقتصادها در اروپا است.

British [اسم]
اجرا کردن

بریتانیایی‌

Ex:

او از یک بریتانیایی در لندن راهنمایی خواست.

Briton [اسم]
اجرا کردن

فرد بریتانیایی

Ex:

بریتانیایی‌های باستان قرن‌ها در برابر تهاجمات رومی‌ها مقاومت کردند.

Brit [اسم]
اجرا کردن

فرد بریتانیایی

Ex:

او تنها بریتانیایی در کلاسش است، که این باعث می‌شود کمی متمایز به نظر برسد.

English [اسم]
اجرا کردن

زبان انگلیسی

Ex: She reads books in English to improve her vocabulary .

او کتاب‌هایی به انگلیسی می‌خواند تا دایره واژگان خود را بهبود بخشد.

Welsh [اسم]
اجرا کردن

اهل ولز

Ex: He is a Welsh living in London .

او یک ولزی است که در لندن زندگی می‌کند.

Gaelic [اسم]
اجرا کردن

زبان گیلیک

Ex:

کلاس‌های گیلیک در میان نسل‌های جوان در اسکاتلند محبوب‌تر می‌شوند.

Scotland [اسم]
اجرا کردن

اسکاتلند

Ex:

مناطق روستایی اسکاتلند پر از روستاهای جذاب و ویرانه‌های تاریخی است که آن را به مقصدی محبوب برای پیاده‌روی تبدیل می‌کند.

Scottish [صفت]
اجرا کردن

اسکاتلندی

Ex: The Scottish accent is distinctive and beloved by many .

لهجه اسکاتلندی متمایز و مورد علاقه بسیاری است.

Scot [اسم]
اجرا کردن

آدم اسکاتلندی

Ex:

بسیاری از اسکاتلندی‌ها در قرن نوزدهم به آمریکای شمالی مهاجرت کردند.

Scottish [اسم]
اجرا کردن

لهجه اسکاتلندی

Ex:

گردشگران اغلب اسکاتلندی را جذاب می‌یابند، حتی اگر گاهی اوقات فهم آن سخت باشد.

اجرا کردن

زبان محلی مردم اسکاتلند

Ex: He can speak both English and Scottish Gaelic , though he uses the latter mainly at home .

او می‌تواند هم انگلیسی و هم گیلیک اسکاتلندی صحبت کند، اگرچه بیشتر از دومی در خانه استفاده می‌کند.

Switzerland [اسم]
اجرا کردن

سوئیس

Ex: The Swiss Franc is the currency used in Switzerland .

فرانک سوئیس ارز مورد استفاده در سوئیس است.

Swiss [اسم]
اجرا کردن

سوئیسی

Ex:

او درباره سنت سوئیسی جشن گرفتن روز ملی در اول اوت یاد گرفت.

French [اسم]
اجرا کردن

زبان فرانسوی

Ex: Many words in English are borrowed from French , like ' ballet ' or ' café ' .

بسیاری از واژه‌ها در انگلیسی از فرانسوی وام گرفته شده‌اند، مانند 'باله' یا 'کافه'.

German [اسم]
اجرا کردن

زبان آلمانی

Ex: Many scientific research papers are written in German .

بسیاری از مقالات پژوهشی علمی به زبان آلمانی نوشته شده‌اند.

Romansh [اسم]
اجرا کردن

زبان رومانش

Ex: He enjoyed listening to folk songs sung in Romansh at the cultural festival .

او از گوش دادن به آهنگ‌های محلی که به زبان رومانش در جشنواره فرهنگی خوانده می‌شد، لذت برد.

اجرا کردن

هلند

Ex: The Netherlands is famous for its tulip fields .

هلند به خاطر مزارع لاله‌هایش معروف است.

Dutch [اسم]
اجرا کردن

زبان هلندی

Ex: She 's learning Dutch before her trip to Amsterdam .

او قبل از سفرش به آمستردام هلندی یاد می‌گیرد.

Dutch [اسم]
اجرا کردن

هلندی

Ex: The Dutch enjoy celebrating King ’s Day with parades and street parties .

هلندی‌ها از جشن گرفتن روز پادشاه با رژه و مهمانی‌های خیابانی لذت می‌برند.

Dutchman [اسم]
اجرا کردن

فرد هلندی

Ex: A young Dutchman won the cycling competition , representing his country with pride .

یک جوان هلندی مسابقه دوچرخه‌سواری را برد و با افتخار از کشورش نمایندگی کرد.

Dutch [صفت]
اجرا کردن

هلندی

Ex: We enjoyed Dutch pancakes for breakfast in a quaint café .

ما از پنکیک‌های هلندی برای صبحانه در یک کافه دنج لذت بردیم.

Belgium [اسم]
اجرا کردن

بلژیک

Ex: Belgium has a rich history , with influences from both French and Dutch cultures .

بلژیک تاریخچه‌ای غنی دارد، با تأثیراتی از هر دو فرهنگ فرانسوی و هلندی.

Belgian [صفت]
اجرا کردن

بلژیکی

Ex: He admired the Belgian architecture in the historic city center .

او از معماری بلژیکی در مرکز تاریخی شهر تحسین کرد.

Sweden [اسم]
اجرا کردن

سوئد

Ex: The Nobel Prize ceremony is held in Sweden every year .

مراسم جایزه نوبل هر سال در سوئد برگزار می‌شود.

Swedish [صفت]
اجرا کردن

سوئدی

Ex:

آنها در مهمانی کوفته‌های سوئدی سرو کردند.

Swede [اسم]
اجرا کردن

سوئدی

Ex: As a proud Swede , he emphasized the importance of equality in society .

به عنوان یک سوئدی مغرور، او بر اهمیت برابری در جامعه تأکید کرد.

Swedish [اسم]
اجرا کردن

زبان سوئدی

Ex: Learning Swedish has helped her better understand Scandinavian culture .

یادگیری زبان سوئدی به او کمک کرد تا فرهنگ اسکاندیناوی را بهتر درک کند.

Denmark [اسم]
اجرا کردن

دانمارک

Ex: The people of Denmark enjoy a strong sense of community and well-being .

مردم دانمارک از حس قوی جامعه و رفاه برخوردارند.

Danish [اسم]
اجرا کردن

زبان دانمارکی

Ex:

در مدرسه، ما مجبور بودیم رمان‌های کلاسیک دانمارکی، مانند آثار هانس کریستین اندرسن را بخوانیم.

Dane [اسم]
اجرا کردن

دانمارکی

Ex:

آشپزی دانمارکی چیزی است که بسیاری از دانمارکی‌ها به آن افتخار می‌کنند.

Danish [صفت]
اجرا کردن

دانمارکی

Ex: We enjoyed a traditional Danish dinner of smørrebrød and pickled herring .

ما از یک شام سنتی دانمارکی شامل اسموربرود و شاه ماهی ترشی لذت بردیم.

Poland [اسم]
اجرا کردن

لهستان

Ex: Poland is known for its beautiful old cities .

لهستان به خاطر شهرهای قدیمی زیبایش معروف است.

Polish [اسم]
اجرا کردن

زبان لهستانی

Ex:

او با استفاده از منابع آنلاین و برنامه‌های زبانی، لهستانی را به خود آموخت.

Pole [اسم]
اجرا کردن

لهستانی

Ex:

جامعه لهستانی در شهر رویدادهایی را برای ترویج فرهنگ خود و ارتباط با نسل‌های جوان ترتیب می‌دهد.

polish [صفت]
اجرا کردن

لهستانی

Ex: The Polish language has a unique and difficult pronunciation .

زبان لهستانی تلفظی منحصر به فرد و دشوار دارد.

Finland [اسم]
اجرا کردن

فنلاند

Ex: Finland has one of the happiest populations in the world , according to surveys .

بر اساس نظرسنجی‌ها، فنلاند یکی از شادترین جمعیت‌های جهان را دارد.

Finnish [اسم]
اجرا کردن

زبان فنلاندی

Ex: Traditional songs in Finnish often reflect the country ’s rich folklore .

آهنگ‌های سنتی به زبان فنلاندی اغلب بازتاب‌دهنده فولکلور غنی این کشور هستند.

Finn [اسم]
اجرا کردن

اهل فنلاند

Finnish [صفت]
اجرا کردن

فنلاندی

Ex: The menu featured a variety of Finnish dishes , including salmon soup .

منو شامل انواع غذاهای فنلاندی بود، از جمله سوپ ماهی سالمون.

Iceland [اسم]
اجرا کردن

ایسلند

Ex: The capital of Iceland , Reykjavik , is a hub of Nordic culture and innovation .

پایتخت ایسلند، ریکیاویک، مرکز فرهنگ و نوآوری نوردیک است.

Icelander [اسم]
اجرا کردن

ایسلندی

Ex: You could see the pride in the Icelander 's eyes as he spoke about his nation ’s history .

شما می‌توانستید غرور را در چشمان ایسلندی ببینید وقتی که او درباره تاریخ کشورش صحبت می‌کرد.

Icelandic [صفت]
اجرا کردن

ایسلندی

Ex: The Icelandic government has made strides in environmental conservation .

دولت ایسلندی در حفاظت از محیط زیست پیشرفت‌هایی داشته است.

Spain [اسم]
اجرا کردن

اسپانیا

Ex: Spain has a rich history and is home to many historical landmarks , such as the Roman Aqueduct of Segovia .

اسپانیا تاریخ غنی دارد و خانه بسیاری از نشانه‌های تاریخی مانند قنات رومی سگوویا است.

Spanish [اسم]
اجرا کردن

زبان اسپانیایی

Ex: Spanish is her mother tongue , so she speaks it fluently .

اسپانیایی زبان مادری اوست، بنابراین به آن روان صحبت می‌کند.

Spanish [صفت]
اجرا کردن

اسپانیایی

Ex: In Spanish culture , it is common to greet others with a kiss on each cheek .

در فرهنگ اسپانیایی، معمول است که دیگران را با بوسه‌ای روی هر گونه سلام کنند.

Turkey [اسم]
اجرا کردن

ترکیه

Ex: Turkey shares its borders with eight countries .

ترکیه مرزهای خود را با هشت کشور به اشتراک می‌گذارد.

Turkish [صفت]
اجرا کردن

ترکیه‌ای

Ex: Turkish baths , or hammams , are an important part of Turkish culture .

حمام‌های ترکی، یا حمام، بخش مهمی از فرهنگ ترکی هستند.

Turkish [اسم]
اجرا کردن

زبان ترکی

Ex: She speaks fluent Turkish since her mother is from Turkey .

او به روانی ترکی صحبت می‌کند چون مادرش از ترکیه است.

Turk [اسم]
اجرا کردن

ترک

Ex: He visited Turkey and was fascinated by the beautiful architecture of ancient Turk mosques .

او از ترکیه دیدن کرد و مجذوب معماری زیبای مساجد قدیمی ترک شد.

New Zealand [اسم]
اجرا کردن

نیوزیلند

Ex: The government of New Zealand has made significant strides in environmental conservation .

دولت نیوزیلند گام‌های قابل توجهی در حفاظت از محیط زیست برداشته است.

اجرا کردن

نیوزیلندی

Ex: I learned about New Zealander history in a museum while visiting Auckland .

من در مورد تاریخ نیوزیلند در یک موزه در حالی که از اوکلند بازدید می‌کردم یاد گرفتم.

Maori [اسم]
اجرا کردن

زبان مائوری

Ex: Many place names in New Zealand are derived from Maori .

بسیاری از نام‌های مکان‌ها در نیوزیلند از مائوری گرفته شده‌اند.

Afghanistan [اسم]
اجرا کردن

افغانستان

Ex: The political situation in Afghanistan is complex .

وضعیت سیاسی در افغانستان پیچیده است.

اجرا کردن

افغان

Ex: During the interview , the Afghanistani shared his experiences of growing up in Kabul .

در طول مصاحبه، افغانستانی تجربیات خود از بزرگ شدن در کابل را به اشتراک گذاشت.

Pashto [اسم]
اجرا کردن

زبان پشتو

Ex: Pashto is one of the official languages of Afghanistan .

پشتو یکی از زبان‌های رسمی افغانستان است.

Dari [اسم]
اجرا کردن

زبان دری

Ex: She grew up speaking Dari , but now she also speaks English fluently .

او با صحبت کردن به زبان دری بزرگ شد، اما اکنون به انگلیسی نیز مسلط است.

Argentina [اسم]
اجرا کردن

آرژانتین

Ex: Argentina has a rich history , influenced by indigenous cultures and European colonization , which is reflected in its architecture and traditions .

آرژانتین تاریخچه‌ای غنی دارد که تحت تأثیر فرهنگ‌های بومی و استعمار اروپا قرار گرفته و این در معماری و سنت‌های آن منعکس شده است.

Argentine [صفت]
اجرا کردن

آرژانتینی

Ex: He loves Argentine music and often listens to tango and folk songs .

او عاشق موسیقی آرژانتینی است و اغلب به تانگو و آهنگ‌های فولک گوش می‌دهد.

Argentinian [صفت]
اجرا کردن

آرژانتینی

Ex: Many Argentinian wines , especially Malbec , are highly regarded and have gained international recognition .

بسیاری از شراب‌های آرژانتینی، به ویژه مالبک، بسیار مورد توجه هستند و به رسمیت بین‌المللی دست یافته‌اند.

Peru [اسم]
اجرا کردن

پرو

Ex: The Incas built a vast empire that spanned much of modern-day Peru .

اینکاها امپراتوری وسیعی ساختند که بخش زیادی از پرو امروزی را در بر می‌گرفت.

Peruvian [صفت]
اجرا کردن

پرویی

Ex: She learned to make a Peruvian dish called causa , using potatoes and seafood .

او یاد گرفت که یک غذای پرویی به نام کاوسا درست کند، با استفاده از سیب زمینی و غذاهای دریایی.

Aymara [اسم]
اجرا کردن

زبان آیمارا

Ex: Linguists study Aymara to understand its influence on regional languages .

زبان‌شناسان آیمارا را مطالعه می‌کنند تا تأثیر آن بر زبان‌های منطقه‌ای را درک کنند.

Quechua [اسم]
اجرا کردن

زبان‌ کچوا

Ex: Linguists have studied Quechua to understand how indigenous languages in South America evolved .

زبان‌شناسان کچوا را مطالعه کرده‌اند تا بفهمند چگونه زبان‌های بومی در آمریکای جنوبی تکامل یافته‌اند.

to bombard [فعل]
اجرا کردن

کسی را غرق چیزی ساختن

Ex: They are bombarding the teacher with questions about the assignment right now .

آنها همین حالا معلم را با سوالاتی درباره تکلیف مورد حمله قرار می‌دهند.

to venture [فعل]
اجرا کردن

خطر کردن

Ex: The explorers ventured into the desert , unsure of what they would face .

کاشفان به صحرا پا نهادند، مطمئن نبودند که با چه چیزی روبرو خواهند شد.

to pinpoint [فعل]
اجرا کردن

مشخص کردن

Ex: The investigator recently pinpointed the suspect 's whereabouts at the time of the crime .

محقق اخیراً به دقت محل متهم را در زمان جرم مشخص کرد.

to stalk [فعل]
اجرا کردن

کسی را دنبال کردن

Ex: The detective noticed a suspicious person attempting to stalk the witness .

کارآگاه متوجه فردی مشکوک شد که سعی داشت شاهد را تعقیب کند.

to renounce [فعل]
اجرا کردن

انکار کردن

Ex: The group renounced the outdated traditions and embraced more progressive ideas .

گروه از سنت‌های منسوخ دست کشید و ایده‌های پیشروتر را پذیرفت.

kin [اسم]
اجرا کردن

خویشاوند

Ex: She inherited the house from her distant kin .

او خانه را از خویشاوندان دور خود به ارث برد.

concession [اسم]
اجرا کردن

امتیاز انحصاری

Ex: The stadium is home to multiple concessions , including food and merchandise stands .

استادیوم میزبان چندین امتیاز است، از جمله غرفه‌های غذا و کالا.

gambit [اسم]
اجرا کردن

ترفند

Ex: Starting with a bold gambit , the team managed to outmaneuver their competitors .

با شروع یک حرکت جسورانه، تیم توانست رقبای خود را پشت سر بگذارد.

frisson [اسم]
اجرا کردن

حس ترس

Ex: He experienced a frisson of thrill while skydiving .

او در حین چتربازی یک لرزش هیجان را تجربه کرد.

stature [اسم]
اجرا کردن

قامت

Ex: Despite his average stature , his presence in the room was commanding .

علیرغم قد متوسطش، حضورش در اتاق مسلط بود.

اجرا کردن

پاتوق

Ex: After work , the neighborhood pub becomes their regular stamping ground , where they unwind and enjoy a few drinks .
accurately [قید]
اجرا کردن

به درستی

Ex: The historian accurately documented the events of the past .

تاریخ‌نگار وقایع گذشته را به دقت مستند کرد.

robustly [قید]
اجرا کردن

با قدرت

Ex: The software system was robustly coded to prevent crashes .

سیستم نرم‌افزاری به صورت محکم کدگذاری شده بود تا از خرابی جلوگیری کند.

jaded [صفت]
اجرا کردن

خسته

Ex: The constant repetition of the same tasks made her feel jaded and unmotivated .

تکرار مداوم همان وظایف باعث شد او احساس خستگی و بی‌انگیزگی کند.

encroaching [صفت]
اجرا کردن

متجاوز

Ex:

شهرنشینی پیشرونده منجر به از دست رفتن بسیاری از زیستگاه‌های طبیعی شده است.

diminutive [صفت]
اجرا کردن

کوچک

Ex: He found a diminutive frog hopping along the path during his nature walk .

او در طول پیاده‌رویی طبیعت‌گردی خود یک قورباغه کوچک را دید که در مسیر در حال پریدن بود.