توصیف ویژگیها - وسایل نقلیه
به اصطلاحات انگلیسی مربوط به وسایل نقلیه شیرجه بزنید، مانند "سوزاندن لاستیک" و "صندلی جلو را صدا زدن".
مرور
فلشکارتها
آزمون
to come to a standstill with no way to advance

از حرکت ایستادن, دیگر جلو نرفتن
بعد از تصادف، ترافیک کاملاً از حرکت ایستاد.
to accelerate very fast, particularly so that smoke can be seen coming out from the tires

گاز دادن شدید, با سرعت زیاد حرکت کردن
به محض سبز شدن چراغ، راننده گاز شدیدی داد.
to have a tendency to drive very fast

عادت به تند رانندگی کردن داشتن, زیادی گاز دادن
عادت دارد تند رانندگی کند و مدام جریمه سرعت میگیرد.
to take the front passenger seat in a vehicle such as a car or truck

صندلی جلو نشستن, کنار راننده نشستن
a car, particularly one that is very desirable or expensive

ماشین خفن, خودروی لوکس
چه ماشین خفنی داری.
to take a vehicle for a brief, leisurely ride

یک دوری زدن, کمی با ماشین گشت زدن
میخواهی با موتورم یک دوری بزنی؟
to state that one will be sitting in the seat next to the driver in a vehicle

زودتر گفتن که جلو مینشینم, صندلی جلو را برای خود برداشتن
قبل از اینکه بقیه به ماشین برسند، گفت جلو مینشیند.
![to [grind] to a halt to [grind] to a halt](/assets/img/no-pic-260w.png)