توصیف ویژگیها - توصیف ویژگیها
کشف کنید که چگونه اصطلاحات انگلیسی مانند "off the rails" و "a sight for sore eyes" به توصیف ویژگیها در انگلیسی مرتبط هستند.
مرور
فلشکارتها
آزمون
used to refer to a person or thing that is completely motionless

کاملاً بیحرکت, مثل مجسمه بیحرکت
مثل مجسمه بیحرکت دراز کشید، به امید اینکه سگ متوجهش نشود.
used to refer to someone or something that is very difficult to lift or move, due to being heavy

بسیار سنگین, بهسختی قابل بلند کردن
بعد از ماراتن، پاهایش بسیار سنگین شده بود.
used to refer to someone or something that is very easy to lift and carry, due to having no considerable weight

مثل پر سبک, راحت قابل بلند کردن
این کاپشن مثل پر سبک است، اما هنوز گرمم نگه میدارد.
(of a thing) in its most natural or true state of existence

در حالت دستنخورده, به شکل خام
گزارش، دادهها را پیش از هر تفسیری به شکل خام ارائه میکند.
a person or thing that is very strange or unattractive in appearance

منظرهای چشمآزار, چیزی بدمنظر
بعد از طوفان، باغچه به منظرهای چشمآزار تبدیل شده بود.
used to say that something is extreme or exciting

هیجانانگیز و دیوانهوار, فوقالعاده پرهیجان
قسمت آخر فوقالعاده پرهیجان بود، با پشت سر هم غافلگیری.
the devil or any character that has similarities to it

شیطان, ابلیس
بچهها خیال میکردند شیطان در زیرزمین تاریک پنهان شده است.
mail that is delivered physically by the postal system as opposed to email and other electronic means

پست معمولی, نامه پستی
من ایمیل را ترجیح میدهم، اما مادربزرگم نامه پستی را دوست دارد.
a person's fist

مشت, دست گرهکرده
ملوان کارتونی مشت خود را برای شخصیت شرور تکان داد.
referring to something that is stolen or not in its usual place

گموگور, سر جایش نبودن
منگنه دفتر گموگور شده و هیچکس قبول نمیکند آن را برداشته.
to find a thing that one was searching for

چیزی را پیدا کردن, به چیزی دست پیدا کردن
میتوانی قبل از سفر یک شارژر اضافه پیدا کنی؟
to succeed in obtaining something

چیزی را به دست آوردن, چیزی را گیر آوردن
اگر ابزار درست را گیر بیاوریم، میتوانیم امروز درستش کنیم.
ready to be used or obtained

در دسترس, آمادهی برداشتن
بعد از استعفای او، جایگاه مدیریت خالی شده است.
to be available for use only due to being unwanted

اضافی ماندن, بیاستفاده مانده و قابل برداشتن بودن
حالا که لنا از خانه کار میکند، یک میز خالی مانده است.
(of an object) clear or thin enough for one to be able to see through it

کاملاً شفاف, مثل شیشه صاف
درِ شیشهای جدید کاملاً شفاف است.
adhering to traditional values, methods, or styles

به سبک قدیمی, سنتی
این اپلیکیشن ظاهر مدرنی دارد، اما سیستم بایگانیاش به سبک قدیمی است.
extremely or unusually small in size or importance

یک وجبی, ریز و ناچیز
کلبه کوچک کنار هتل بلند خیلی ریز و کوچک به نظر میرسید.
very appealing to the eyes

چشمنواز, تماشایی
باغ در بهار واقعاً چشمنواز است.
used to refer to a place that is completely silent or quiet, with no noise or sound at all

ساکتِ ساکت, غرق در سکوت
نیمهشب، راهروی هتل غرق در سکوت بود.
used of someone or something that is seen or considered very normal in America

کاملاً آمریکایی, تمامعیار آمریکایی
باربیکیو در حیاط پشت خانه در یک عصر تابستانی، کاملاً آمریکایی است.
to look messy, wrinkled, or poorly dressed
in alignment with a specific path, course, or set of guidelines within a given context or framework

در راستای, مطابق با
پروژه در راستای اهداف اقلیمی شرکت پیش خواهد رفت.
