بهتر از هیچی
بر اصطلاحات انگلیسی مربوط به مفید بودن و ارزش تسلط پیدا کنید، مانند 'مرده مانند دودو' و 'ارزش شمع را دارد'.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
بهتر از هیچی
باارزش ولی کمیاب
همچنان پررونق
دَم دست
گنجینه (استعاری)
مغازه عتیقه فروشی به یک گنجینه از اقلام منحصر به فرد و با ارزش تبدیل شد.
منسوخشده
منسوخ
ازمدافتاده
بر حسب نیاز و بنا بر ضرورت
شرکت یک راهحل موقت برای رفع مشکل فنی تا زمان اجرای راهحل دائمی پیادهسازی کرد.
ارزشش را داشتن
منسوخ
ساده اما کاربردی
رسوم یا تشریفات بیهوده
دفترچه راهنمای فنی پر از اصطلاحات تخصصی و حرفهای نامفهوم بود، که دنبال کردن دستورالعملها را برای مبتدیان دشوار میکرد.
بهترین بخش
نمای نفسگیر از قله کوه، افتخار نهایی مسیر پیادهروی است که تلاش کوهنوردان را جبران میکند.
به لعنت خدا نیارزیدن
ازردهخارج
جوک، داستان، یا موضوع تکراری
فیلم برای طنز خود به شوخیهای تکراری و خستهکننده متکی بود و از جوکهای اصلی بیبهره بود.
طلای سیاه (نفت)