کتاب 'فیس تو فیس' پیش‌متوسطه - واحد 8 - 8D

در اینجا واژگان واحد 8 - 8D در کتاب درسی Face2Face Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "آلوده"، "خوشمزه"، "خوش آمدید" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فیس تو فیس' پیش‌متوسطه
tasty [صفت]
اجرا کردن

خوشمزه

Ex: His barbecue sauce added a tasty tang to the grilled chicken .

سس باربیکیو او یک طعم خوشمزه به مرغ کبابی اضافه کرد.

helpful [صفت]
اجرا کردن

مفید

Ex: His helpful advice made the project much easier to complete .

توصیه‌های مفید او انجام پروژه را بسیار آسان‌تر کرد.

اجرا کردن

چندملیتی

Ex: The cosmopolitan festival celebrated cultural diversity with vibrant performances .

جشنواره کوزموپولیتن تنوع فرهنگی را با اجراهای پرجنب و جوش جشن گرفت.

windy [صفت]
اجرا کردن

بادی

Ex: She put on a heavy jacket to go out in the windy weather .

او یک ژاکت سنگین پوشید تا در هوای پر باد بیرون برود.

polluted [صفت]
اجرا کردن

آلوده

Ex: The polluted soil in the industrial area was contaminated with heavy metals and toxins , rendering it unfit for farming .

خاک آلوده در منطقه صنعتی با فلزات سنگین و سموم آلوده شده بود، که آن را برای کشاورزی نامناسب می‌کرد.

delicious [صفت]
اجرا کردن

خوشمزه

Ex: The food at this restaurant is the most delicious in town .

غذای این رستوران خوشمزه‌ترین در شهر است.

dry [صفت]
اجرا کردن

خشک

Ex: Her lips were dry and cracked from exposure to the wind .

لب‌هایش از باد خشک و ترک خورده بود.

relaxed [صفت]
اجرا کردن

آسوده‌خاطر

Ex: With a good book in hand and a cup of tea , he spent the afternoon feeling relaxed in his favorite armchair .
modern [صفت]
اجرا کردن

نوین

Ex: Advances in modern medicine have greatly improved life expectancy .

پیشرفت‌های پزشکی مدرن به طور چشمگیری امید به زندگی را بهبود بخشیده‌اند.

spicy [صفت]
اجرا کردن

تند

Ex: He could n't handle the spicy chili sauce and reached for a glass of water to cool his burning mouth .

او نتوانست سس فلفل تند را تحمل کند و برای خنک کردن دهان سوزان خود به یک لیوان آب دست برد.

welcoming [صفت]
اجرا کردن

خوش‌برخورد

Ex:

کارکنان رستوران به خاطر رفتار دوستانه خود شناخته شده بودند، که باعث می‌شد مشتریان احساس ارزشمندی و قدردانی کنند.

industrial [صفت]
اجرا کردن

صنعتی

Ex:

انقلاب صنعتی با مکانیزه کردن تولید و افزایش بهره‌وری، جامعه را دگرگون کرد.

wet [صفت]
اجرا کردن

خیس

Ex: The wet sand was perfect for building a sandcastle .

شن مرطوب برای ساختن قلعه شنی عالی بود.

freezing [صفت]
اجرا کردن

بسیار سرد

Ex:

دمای یخبندان در زمستان بیرون رفتن را دشوار می‌کرد.

reserved [صفت]
اجرا کردن

تودار

Ex: He remained reserved , even when asked about his personal life .

او محتاط باقی ماند، حتی زمانی که درباره زندگی شخصی‌اش پرسیده شد.

healthy [صفت]
اجرا کردن

سالم

Ex: The healthy students were separated from the ones who had the flu .

دانش‌آموزان سالم از کسانی که آنفلوانزا داشتند جدا شدند.

touristy [صفت]
اجرا کردن

توریستی (منفی)

Ex: While the beach is beautiful , it 's very touristy during the summer , making it hard to find a quiet spot .

اگرچه ساحل زیبا است، اما در تابستان بسیار توریستی است، که یافتن مکانی آرام را دشوار می‌کند.

changeable [صفت]
اجرا کردن

متغیر

Ex: Her mood was changeable , going from cheerful to somber in minutes .

حالش تغییرپذیر بود، در عرض چند دقیقه از شاد به غمگین تبدیل می‌شد.

sociable [صفت]
اجرا کردن

اجتماعی

Ex: She 's always been a sociable person , making friends wherever she goes .

او همیشه یک فرد معاشرتی بوده است، در هر کجا که می‌رود دوست پیدا می‌کند.

bland [صفت]
اجرا کردن

کسل‌کننده

Ex: The movie 's plot was so bland that it quickly faded from memory , leaving no lasting impression .

طرح فیلم آنقدر بی‌مزه بود که به سرعت از خاطر محو شد و هیچ اثر پایداری بر جای نگذاشت.

traditional [صفت]
اجرا کردن

سنتی

Ex: They decorated the house with traditional holiday ornaments .

آنها خانه را با تزئینات سنتی تعطیلات آراستند.