کتاب 'فیس تو فیس' پیشمتوسطه - واحد 8 - 8B
در اینجا واژگان واحد 8 - 8B در کتاب درسی Face2Face Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "سلام کردن"، "میزبان"، "رد کردن" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a person who invites guests to a social event and ensures they have a pleasant experience while there

میزبان
به عنوان میزبان، او مطمئن شد که همه مهمانانش به اندازه کافی غذا و نوشیدنی دارند.
a woman who receives or entertains guests at her home or at an event

میزبان (زن)
او به عنوان میزبان شب به مهمانانش نوشیدنی تعارف کرد.
someone who is invited to visit someone else's home or attend a social event

مهمان
هر مهمان در پایان مراسم عروسی یک هدیه کوچک دریافت کرد.
to make a formal or friendly request to someone to come somewhere or join something

دعوت کردن
او مرا به شام در رستوران مورد علاقهاش دعوت کرد.
to say yes to what is asked of you or offered to you

پذیرفتن, قبول کردن
او شرایط و ضوابط توافقنامه را پذیرفت.
a written or spoken request to someone, asking them to attend a party or event

دعوتنامه
این زوج دعوتنامههای عروسی شیک را به تمام خانواده و دوستانشان فرستادند.
to say or show one's unwillingness to do something that someone has asked

امتناع کردن, نپذیرفتن
علیرغم اصرار آنها، او به امتناع از مشارکت در سرمایهگذاری پرخطر ادامه داد.
to reach a location, particularly as an end to a journey

رسیدن
قطار قرار است در عرض چند دقیقه به ایستگاه برسد.
happening or done before the usual or scheduled time

پیش از موعد, زودهنگام
ما قبل از کنسرت شام زود هنگام خوردیم.
exactly at the specified time, neither late nor early

سر وقت, به موقع
او به طور منظم مطالعه کرد تا برنامه درسی خود را به موقع کامل کند.
doing or happening after the time that is usual or expected

دیر
پاسخ دیر هنگام مشتری، زمانبندی پروژه را به تأخیر انداخت.
to give someone a sign of welcoming or a polite word when meeting them

احوالپرسی کردن, استقبال کردن
در بسیاری از فرهنگها، مرسوم است که با دست دادن یا تکان دادن سر به کسی سلام میکنند.
to take hold of someone else's hand with one's own and then move them up and down as a gesture of greeting, congratulations, or agreement

دست دادن
to bend the head or move the upper half of the body forward to show respect or as a way of greeting

تعظیم کردن (به نشان احترام)
پس از دریافت جایزه معتبر، بازیگر تعظیم کرد تا تشویق تماشاگران را تصدیق کند.
