کتاب 'اینسایت' پیشرفته - واحد 1 - 1E

در اینجا شما واژگان از واحد 1 - 1E در کتاب درسی Insight Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "علاوه بر این"، "منجر شدن به"، "علی رغم"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' پیشرفته
while [حرف ربط]
اجرا کردن

درحالی که

Ex: While the weather was unfavorable , they went ahead with the outdoor event .

در حالی که هوا نامساعد بود، آنها با رویداد فضای باز ادامه دادند.

as a result [قید]
اجرا کردن

در نتیجه

Ex: Unfortunately , as a result of the delay , the project timeline will need to be adjusted .

متأسفانه، در نتیجه تأخیر، زمان‌بندی پروژه نیاز به تنظیم دارد.

even [قید]
اجرا کردن

با این وجود

Ex: The team maintained high performance even during a period of financial constraints .

تیم حتی در دوران محدودیت‌های مالی نیز عملکرد بالایی را حفظ کرد.

اجرا کردن

بر این اساس

Ex: The medication was n't administered in time , and consequently , the patient 's condition worsened .

دارو به موقع تجویز نشد، و در نتیجه، وضعیت بیمار بدتر شد.

furthermore [قید]
اجرا کردن

علاوه بر این

Ex: Ancient ruins hold historical significance ; furthermore , their preservation is crucial .

ویرانه‌های باستانی اهمیت تاریخی دارند؛ علاوه بر این، حفظ آنها حیاتی است.

however [قید]
اجرا کردن

اما

Ex: She was tired ; however , she decided to attend the evening class .
whereas [حرف ربط]
اجرا کردن

در حالی که

Ex: Tom enjoys outdoor activities , whereas his sister likes staying indoors .

تام از فعالیت‌های بیرون از خانه لذت می‌برد، در حالی که خواهرش دوست دارد در داخل خانه بماند.

therefore [قید]
اجرا کردن

از این رو

Ex: The company invested in innovative technology ; therefore , it gained a competitive edge in the market .

شرکت در فناوری نوآورانه سرمایه‌گذاری کرد؛ بنابراین، در بازار مزیت رقابتی به دست آورد.

moreover [قید]
اجرا کردن

علاوه بر این

Ex: The research findings supported the hypothesis , and moreover , they provided insights that are crucial for future experiments in the field .

یافته‌های تحقیق از فرضیه حمایت کردند، و علاوه بر این، بینش‌هایی ارائه دادند که برای آزمایش‌های آینده در این زمینه حیاتی هستند.

to [give] rise to [عبارت]
اجرا کردن

منجر شدن

Ex: Environmental changes can give rise to shifts in animal behavior and migration patterns .
despite [حرف اضافه]
اجرا کردن

علی‌رغم

Ex:

آن‌ها از سفر لذت بردند علیرغم هوای سرد.

although [حرف ربط]
اجرا کردن

اگرچه

Ex: Although she was nervous , she passed the driving test .

اگرچه او عصبی بود، اما در آزمون رانندگی قبول شد.