کتاب 'اینسایت' پیشرفته - واحد 3 - 3D

در اینجا واژگان واحد 3 - 3D در کتاب درسی Insight Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "slump"، "plummet"، "fluctuating" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' پیشرفته
to surge [فعل]
اجرا کردن

به‌سرعت افزایش یافتن

Ex: The release of the highly anticipated product caused consumer demand to surge .

انتشار محصول بسیار مورد انتظار باعث افزایش ناگهانی تقاضای مصرف‌کنندگان شد.

to tumble [فعل]
اجرا کردن

ناگهان افتادن

Ex: As the gymnast attempted a difficult routine , a misstep caused her to tumble awkwardly on the mat .

در حالی که ژیمناستیک کار سعی داشت یک روال دشوار را انجام دهد، یک اشتباه باعث شد که او به طور ناشیانه روی تشک بیفتد.

to slump [فعل]
اجرا کردن

ولو شدن

Ex: As the long day at work took its toll , he slumped into his office chair , ready to unwind .

همان‌طور که روز طولانی کار اثر خود را گذاشت، او روی صندلی دفترش افتاد، آماده برای استراحت.

to rocket [فعل]
اجرا کردن

به شدت افزایش یافتن

Ex: The demand for online shopping rocketed during the holiday season , overwhelming many retailers .

تقاضا برای خرید آنلاین در فصل تعطیلات به شدت افزایش یافت، که بسیاری از خرده‌فروشان را تحت فشار قرار داد.

to dip [فعل]
اجرا کردن

پایین آمدن

Ex: The roller coaster dipped sharply before ascending into another thrilling loop .

ترن هوایی به شدت پایین رفت قبل از صعود به حلقه هیجان‌انگیز دیگر.

to plummet [فعل]
اجرا کردن

سقوط شدید کردن

Ex: After the product recall , sales of the affected items plummeted , impacting the company 's revenue .

پس از فراخوان محصول، فروش اقلام آسیب دیده سقوط کرد، که بر درآمد شرکت تأثیر گذاشت.

to escalate [فعل]
اجرا کردن

(یک چیز ناخوشایند) تشدید شدن

Ex: The disagreement between the two parties escalated into a full-blown dispute .

اختلاف بین دو طرف به یک اختلاف تمام عیار تبدیل شد.

gradual [صفت]
اجرا کردن

تدریجی

Ex: Learning a new language is a gradual process that takes time and practice .

یادگیری یک زبان جدید یک فرآیند تدریجی است که زمان و تمرین می‌طلبد.

fluctuating [صفت]
اجرا کردن

نوسان‌دار

Ex:

اقتصاد با نرخ‌های تورم نوسانی روبرو شد.

stable [صفت]
اجرا کردن

مقاوم

Ex: The political situation in the region is tense but relatively stable .

وضعیت سیاسی در منطقه تنش‌آمیز اما نسبتاً پایدار است.

significant [صفت]
اجرا کردن

قابل توجه

Ex: The student 's research findings were significant enough to be published in a prestigious journal .

یافته‌های تحقیقاتی دانشجو به اندازه‌ای مهم بودند که در یک مجله معتبر منتشر شوند.

sharp [قید]
اجرا کردن

به‌طور ناگهانی

Ex: His mood changed sharp when he heard the news .

حالش با شنیدن خبر ناگهانی عوض شد.

volatile [صفت]
اجرا کردن

بی‌ثبات

Ex: Their relationship was volatile , with frequent arguments .

رابطه آنها ناپایدار بود، با بحث‌های مکرر.

to soar [فعل]
اجرا کردن

شدیدا افزایش یافتن

Ex: As the temperature soared , people flocked to the beach to cool off in the water .

همانطور که دما به شدت افزایش یافت، مردم برای خنک شدن در آب به ساحل هجوم آوردند.