کتاب 'اینسایت' پیشرفته - واحد 2 - 2E
در اینجا واژگان از واحد 2 - 2E در کتاب درسی Insight Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "به سرعت"، "با احتیاط"، "با ناباوری"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
at all times, without any exceptions

همیشه
ساعت همیشه به طور یکنواخت تیک تاک میکند.
to a specific degree, particularly when compared to other similar things

نسبتاً, به طور نسبی
او نسبتاً سریع بعد از عمل جراحی بهبود یافت.
used to emphasize a contrast

با این وجود
جامعه حتی زمانی که با سختیهای غیرمنتظره روبرو شد، وحدت نشان داد.
in a quick or immediate way

بهسرعت, تند، سریع
عقاب به سرعت به پایین شیرجه زد تا شکار خود را بگیرد.
at the same time as what is being stated

در حال حاضر
not in the distance

در نزدیکی
بهترین دوستانم نزدیک زندگی میکنند، بنابراین میتوانیم اغلب با هم وقت بگذرانیم.
in a manner that shows disbelief, skepticism, or doubt

در کمال ناباوری, باناباوری، باتردید
in a way that is threatening or shows hostility

بهصورت تهاجمی, بهصورت پرخاشگرانه
او در طول بحث تهاجمی صحبت کرد.
in a way that is quick and unexpected

ناگهان, یکمرتبه
تلفن ناگهان زنگ خورد و گفتگوی ما را قطع کرد.
in a careful manner, with a sense of caution and suspicion

محتاطانه, بااحتیاط
کارآگاه با احتیاط به صحنه جرم نزدیک شد، مراقب هر گونه شواهد بالقوه بود.
in a manner driven by a strong and selfish desire to possess wealth, power, or advantage

حریصانه
سرمایهگذاران سهام را حریصانه خریداری کردند، به امید تسلط بر بازار.
in a quick and rushed manner, often done with little time for careful consideration

باعجله, عجولانه
او عجولانه لباس پوشید، متوجه شد که دیر کرده است.
in a manner that shows eagerness or restlessness for something to happen quickly

بیصبرانه
او بیصبرانه تلفنش را چک کرد، منتظر پاسخی بود.
used to express that a positive outcome or situation occurred by chance

خوشبختانه
او فراموش کرد چترش را بیاورد، اما خوشبختانه، باران درست وقتی که بیرون رفت، قطع شد.
in a way that is instant and involves no delay

فوراً, بلافاصله
او بلافاصله از تصمیم خود پشیمان شد.
used to express that something positive or favorable has happened or is happening by chance

خوشبختانه
او کیف پولش را در خانه فراموش کرد، اما خوشبختانه، یک دوست توانست مقداری پول برای ناهار به او قرض دهد.
