کتاب 'اینسایت' پیشرفته - واحد 2 - 2C
در اینجا واژگان واحد 2 - 2C از کتاب درسی Insight Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "متهم"، "به خطر انداختن"، "شهادت"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to not let any harm come to someone or something

دفاع کردن
نرمافزار آنتیویروس برای دفاع از کامپیوتر در برابر حملات مخرب برنامهریزی شده است.
a person in a law court who is sued by someone else or is accused of committing a crime

مدعیعلیه, مدافع
متهم در طول دادگاه آرام باقی ماند و با وجود استدلالهای قوی دادستان، بر بیگناهی خود پافشاری کرد.
to make a statement as a witness in court saying something is true

شهادت دادن (در دادگاه)
دادگاه به شاهدان متکی است که مایلند برای یک محاکمه عادلانه صادقانه شهادت دهند.
a formal statement saying something is true, particularly made by a witness in court

شهادت (قانون)
وکیل مدافع از شاه بازجویی کرد تا اعتبار شهادت او را به چالش بکشد.
to state in a court of law, in front of the judge and the jury, whether someone is guilty or not guilty of a crime

ادعا کردن (در دادگاه)
علیرغم شواهد علیه او، متهم انتخاب کرد که به دلیل جنون ادعای بیگناهی کند.
to admit, especially to the police or legal authorities, that one has committed a crime or has done something wrong

اعتراف کردن
اگر شواهد قوی باشند، متهم احتمالاً در طول محاکمه اعتراف خواهد کرد.
an acknowledgment of having committed a wrong, shameful, or embarrassing act

اعترافنامه
در یک اعتراف نادر، او اعتراف کرد که از ارتفاع میترسد.
to put something or someone in danger

به مخاطره انداختن
هشدارهای نادیده گرفته شده، ایمنی افراد درگیر را به خطر انداخت.
in the risk of being harmed, damaged, or destroyed

مخاطره, خطر
آتشنشانها جان خود را به خطر انداختند تا مردم را در ساختمان در حال سوختن نجات دهند.
to impose a punishment on someone for a wrongdoing or violation

مجازات کردن, جریمه کردن
تا پایان روز، امیدواریم مدرسه کسانی که در امتحان تقلب کردهاند را مجازات کرده باشد.
a punishment given for breaking a rule, law, or legal agreement

مجازات, جریمه
به او به دلیل نقض شرایط قراردادش جریمه تعلق گرفت.
to try to charge someone officially with a crime in a court as the lawyer of the accuser

اقامه دعوی کردن
او یک متخصص را استخدام کرد تا به تعقیب پرونده کمک کند، و اطمینان حاصل کند که هر جنبه قانونی پوشش داده شده است.
the process of bringing someone to court in an attempt to prove their guilt

پیگرد قانونی, شکایت، تعقیب قانونی
او با یک تعقیب سختگیرانه روبرو شد که شامل چندین محاکمه بود.
to release someone from blame, guilt, or obligation, clearing them of any wrongdoing

مبرا کردن, بیتقصیر خواندن
سازمان اخیراً اعضا را از هرگونه تخلف در یک جنجال اخیر تبرئه کرده است.
an official judgment in court of law that declares someone not guilty of the crime they were charged with

تبرئه
پس از تبرئه، متهم از بازداشت آزاد شد و اجازه یافت به زندگی عادی خود بازگردد.
to officially decide and declare in a law court that someone is not guilty of a crime

تبرئه کردن
فرآیند تبرئه در نهایت منجر به تصمیم دادگاه برای تبرئه متهم از تمامی اتهامات شد.
to involve or suggest someone's participation or connection in a crime or wrongdoing

پای کسی را گیر کردن, شریک جرم دانستن
اسناد درز کرده به نظر میرسید که مقامات عالیرتبه را در رسوایی فساد متهم میکند.
to clear someone from blame or responsibility for a wrongdoing or crime, often through evidence

بیگناه اعلام کردن, تبرئه کردن
او اغلب کارمندان را بر اساس شواهد قابل تأیید تبرئه میکند.
to send a case back to a court of lower authority for additional reconsideration or review

تعویض دادرسی کیفری کردن
تصمیم قاضی برای ارجاع مجرم نوجوان به یک مرکز بازپروری با هدف ارائه مداخله و حمایت مناسب بود.
to announce officially that someone is guilty of a crime in a court of law

محکوم کردن, مجرم شناختن
در طول سالها، سیستم قضایی گاهی اوقات افراد سرشناس را به دلیل جرایم مختلف محکوم کرده است.
to officially hold someone in a place, such as a jail, and not let them go

دستگیر کردن, بازداشت کردن
امنیت فروشگاه میتواند دزدان را تا رسیدن مأموران قانون نگه دارد.
to let someone leave a place in which they have been confined or stuck

آزاد کردن
مقامات موافقت کردند که پناهندگان را از مرکز نگهداری آزاد کنند.
