کتاب 'اینسایت' پیشرفته - واحد 1 - 1C
در اینجا واژگان از واحد 1 - 1C در کتاب درسی Insight Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "association"، "rapport"، "segregated"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
an organization of people who have a common purpose

انجمن
بسیاری از حرفهایها به یک انجمن میپیوندند تا شبکهسازی کنند و دانش را به اشتراک بگذارند.
the act of to physically or socially separating someone or something from others

انزوا, گوشهنشینی
پس از حادثه، او انزوا را برای تأمل در اعمالش انتخاب کرد.
(of a place or building) far away from any other place, building, or person

جداافتاده
آنها در یک خانه مزرعهای منزوی مایلها دور از نزدیکترین شهر زندگی میکردند.
a language structure that relies on individual words to convey meaning without extensive use of grammatical affixes or word modifications

(زبانشناسی) زبان گسسته
طبیعت جداساز زبان یادگیری سریع واژگان را آسانتر میکند.
a strong sense of commitment, faithfulness, and devotion towards someone or something

وفاداری
وفاداری سگ به صاحبش در هر عمل آشکار بود.
a strong emotional bond or connection that one feels towards a person or thing

وابستگی
سگ دلبستگی عمیقی به صاحبش نشان داد و همه جا او را دنبال کرد.
a close relationship in which there is a good understanding and communication between people

رابطه دوستانه
معلم سخت کار کرد تا با هر دانشآموز در کلاس rapport برقرار کند، محیط یادگیری حمایتی ایجاد کرد که در آن همه احساس ارزشمندی و درک شدن میکردند.
the action of refusing to approve, accept, consider, or support something

رد, نپذیرفتن
درخواست او برای بورسیه با رد مواجه شد و او را ناامید کرد.
the social process by which an individual or group is pushed to the edges of society, limiting their access to resources and influence

محرومیت اجتماعی
فعالان علیه حاشیهنشینی مردمان بومی اعتراض کردند.
a sense of discontent, particularly towards a governing system

نارضایتی (مخصوصا از یک حکومت)
پس از رسوایی، نارضایتی محسوسی در میان شهروندان نسبت به مقامات منتخبشان وجود داشت.
the feeling of being happy or comfortable in a specific situation or group

حس تعلق
جو فراگیر مدرسه، احساس قوی تعلق را در میان دانش آموزان متنوع آن تقویت کرد.
the feeling that one is different from others and therefore not part of a particular group

بیگانگی, ناهمبستگی
تفاوتهای فرهنگی گاهی میتوانند به احساس بیگانگی در میان مهاجران منجر شوند.
feeling isolated, disconnected, or distant from others or from society as a whole

بیگانه, جداشده
نوجوان به دلیل علایق منحصر به فردش در مدرسه احساس بیگانگی میکرد.
making someone feel rejected or excluded, leading to a sense of distance or disconnection from others

بیگانهساز, جداییافکن
سیاستهای جدید توسط بسیاری از کارمندان به عنوان بیگانهساز دیده شد.
the act of intentionally keeping someone or something out of a particular group or activity

اخراج, محرومیت، حذف
حذف او از تیم نتیجه غیبتهای مکرر در تمرینات بدون دلیل موجه بود.
to intentionally leave out or prevent someone or something from being part of a specific group, activity, or situation

مستثنی کردن, محروم کردن، طرد کردن
این سیاست به طور ناعادلانه برخی از گروههای جمعیتی را از دسترسی به خدمات ضروری محروم میکند.
limited to a particular person, group, or purpose

انحصاری, اختصاصی
او یک دعوت انحصاری به نمایش مد دریافت کرد، که مخصوص مهمانان ویژه و افراد داخل صنعت بود.
a social system or practice that keeps minority groups separate from the majority, often through separate facilities or services

تبعیض (نژادی، جنسی و غیره)
قوانین اجرایی جداسازی بر حمل و نقل عمومی تأثیر گذاشت.
divided in separate groups, often based on factors like race, ethnicity, or social class

تفکیکشده, جداسازیشده
لیگهای ورزشی جدا شده ورزشکاران نژادهای خاص را از شرکت محروم کردند.
