کتاب 'اینسایت' پیشرفته - واحد 1 - 1C

در اینجا واژگان از واحد 1 - 1C در کتاب درسی Insight Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "association"، "rapport"، "segregated"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' پیشرفته
association [اسم]
اجرا کردن

انجمن

Ex: Her membership in the association provided valuable resources for her research .

عضویت او در انجمن منابع ارزشمندی برای تحقیقش فراهم کرد.

isolation [اسم]
اجرا کردن

انزوا

Ex: Her isolation from her friends during the move made her feel lonely .

انزوا او از دوستانش در طول نقل مکان باعث شد او احساس تنهایی کند.

isolated [صفت]
اجرا کردن

جداافتاده

Ex: The isolated lighthouse stood alone on the rocky coast , guiding ships at sea .

فانوس دریایی منزوی به تنهایی بر ساحل سنگی ایستاده بود و کشتی‌ها را در دریا هدایت می‌کرد.

isolating [صفت]
اجرا کردن

(زبان‌شناسی) زبان گسسته

Ex:

در یک زبان جداساز، هر کلمه بدون تغییر باقی می‌ماند.

loyalty [اسم]
اجرا کردن

وفاداری

Ex: He expected loyalty from his team in return for his leadership .

او انتظار وفاداری از تیم خود در ازای رهبری‌اش داشت.

attachment [اسم]
اجرا کردن

وابستگی

Ex: His attachment to the old car made him hesitant to replace it .

دلبستگی او به ماشین قدیمی باعث شد در جایگزینی آن تردید کند.

rapport [اسم]
اجرا کردن

رابطه دوستانه

Ex: Through active listening and empathy , the therapist built a rapport with her patients , creating a safe space for them to explore their emotions and experiences .

از طریق گوش دادن فعال و همدلی، درمانگر یک rapport با بیماران خود برقرار کرد، فضایی امن برای آنها ایجاد کرد تا احساسات و تجربیات خود را کشف کنند.

rejection [اسم]
اجرا کردن

رد

Ex: He felt discouraged after the job rejection , despite his qualifications and experience .

او پس از رد شدن از شغل، با وجود صلاحیت‌ها و تجربه‌اش، احساس دلسردی کرد.

اجرا کردن

محرومیت اجتماعی

Ex: Economic policies led to the marginalization of rural communities .
اجرا کردن

نارضایتی (مخصوصا از یک حکومت)

Ex: The disaffection that led to the protests was fueled by years of government corruption and economic instability .

ناخشنودی که به اعتراضات منجر شد، توسط سال‌های فساد دولتی و بی‌ثباتی اقتصادی تقویت شد.

belonging [اسم]
اجرا کردن

حس تعلق

Ex:

انتقال به یک کشور متفاوت می‌تواند حس تعلق فرد را به چالش بکشد، اما یادگیری زبان و آداب و رسوم می‌تواند به ادغام در جامعه کمک کند.

alienation [اسم]
اجرا کردن

بیگانگی

Ex: Despite being surrounded by people , he often experienced alienation in the bustling city .

علیرغم اینکه توسط مردم احاطه شده بود، او اغلب در شهر شلوغ بیگانگی را تجربه می‌کرد.

alienated [صفت]
اجرا کردن

بیگانه

Ex: During the extended lockdown , many people felt alienated from their communities .

در طول قرنطینه طولانی، بسیاری از مردم احساس جدایی از جامعه خود را داشتند.

alienating [صفت]
اجرا کردن

بیگانه‌ساز

Ex:

رفتارهای بیگانه‌ساز می‌توانند باعث ایجاد تفرقه در درون یک جامعه شوند.

exclusion [اسم]
اجرا کردن

اخراج

Ex: The exclusion of some countries from the peace talks led to criticism from international leaders .

حذف برخی کشورها از مذاکرات صلح منجر به انتقاد رهبران بین‌المللی شد.

to exclude [فعل]
اجرا کردن

مستثنی کردن

Ex: The school 's dress code excludes certain types of clothing deemed inappropriate .

کد لباس مدرسه برخی از انواع لباس‌هایی را که نامناسب تلقی می‌شوند حذف می‌کند.

exclusive [صفت]
اجرا کردن

انحصاری

Ex: The resort offers exclusive packages for honeymooners , with private villas and personalized services .

مجتمع تفریحی بسته‌های انحصاری برای زوج‌های در ماه عسل ارائه می‌دهد، با ویلاهای خصوصی و خدمات شخصی‌سازی شده.

segregation [اسم]
اجرا کردن

تبعیض (نژادی، جنسی و غیره)

Ex: Civil rights activists fought to end segregation in public spaces .
segregated [صفت]
اجرا کردن

تفکیک‌شده

Ex: The segregated schools in the past led to unequal educational opportunities for minority students .

مدارس جدا شده در گذشته به فرصت‌های آموزشی نابرابر برای دانش‌آموزان اقلیت منجر شد.