کتاب 'توتال اینگلیش' متوسط بالا - واحد 7 - درس 3

در اینجا واژگان از واحد 7 - درس 3 در کتاب درسی Total English Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "ضرورت"، "نوازش"، "پر زرق و برق"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' متوسط بالا
necessity [اسم]
اجرا کردن

نیاز

Ex: Learning to communicate effectively is a necessity for building strong relationships in both personal and professional settings .

یادگیری ارتباط موثر یک ضرورت برای ایجاد روابط قوی در هر دو محیط شخصی و حرفه‌ای است.

luxury [اسم]
اجرا کردن

تجملات

Ex: The car 's luxury made it a symbol of status and wealth in the community .

لوکس بودن ماشین آن را به نمادی از جایگاه و ثروت در جامعه تبدیل کرد.

اجرا کردن

زیادی

Ex:

جلوه‌های ویژه فیلم آنقدر اغراق‌آمیز بودند که مانند یک بار حسی بیش از حد احساس می‌شد.

gourmet [صفت]
اجرا کردن

خبره‌خوراک

Ex:

آن‌ها از یک تجربه غذاخوری گورمه در هتل پنج ستاره لذت بردند.

lavish [صفت]
اجرا کردن

بخشنده

Ex: The actor received a lavish welcome at the premiere of his latest film .

بازیگر در اولین نمایش آخرین فیلم خود استقبالی پرطرفدار دریافت کرد.

to indulge [فعل]
اجرا کردن

به میل خود رفتار کردن

Ex: I occasionally indulge in shopping sprees , even though I know I should save money .

گاهی اوقات به خودم اجازه می‌دهم که در خریدهای بی‌رویه شرکت کنم، با اینکه می‌دانم باید پول پس‌انداز کنم.

to pamper [فعل]
اجرا کردن

زیادی به کسی توجه کردن

Ex: The luxury hotel offers a range of services designed to pamper its guests , including gourmet dining and spa treatments .

هتل لوکس مجموعه‌ای از خدمات را ارائه می‌دهد که برای نوازش مهمانانش طراحی شده‌اند، از جمله غذاخوری گورمه و درمان‌های اسپا.

to spoil [فعل]
اجرا کردن

لوس کردن

Ex: Constant praise and no criticism spoiled him , making him resistant to feedback .

ستایش مداوم و عدم انتقاد او را لوس کرد، و او را در برابر بازخورد مقاوم ساخت.

to treat [فعل]
اجرا کردن

رفتار کردن

Ex: She always treats her friends with kindness and respect .

او همیشه با دوستانش با مهربانی و احترام رفتار می‌کند.

spoiled [صفت]
اجرا کردن

لوس

Ex: After years of being pampered by her grandparents , she developed a spoiled attitude that frustrated her friends .

پس از سال‌ها لوس شدن توسط پدربزرگ و مادربزرگش، او رفتاری لوس پیدا کرد که دوستانش را ناامید کرد.