کتاب 'توتال اینگلیش' متوسط بالا - واحد 7 - مرجع - بخش 2
در اینجا واژگان از واحد 7 - مرجع - بخش 2 در کتاب درسی Total English Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "treat"، "spoil"، "gourmet" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a plant or a part of it that we can eat either raw or cooked

سبزیجات
رستوران یک غذای گیاهی با ترکیبی از سبزیجات فصلی ارائه داد.
someone who avoids eating meat

گیاهخوار
او به مدت پنج سال گیاهخوار بوده و احساس سلامتی بیشتری میکند.
to offer a particular price for something, usually at an auction

قیمت پیشنهاد دادن (در مزایده)
پیمانکاران برای پروژه جدید ساختمانی دولت پیشنهاد قیمت میدهند.
to negotiate, typically over the price of goods or services

چانه زدن, جروبحث کردن
مشتری با مهارت با فروشنده ماشین چانه زد و در نهایت معامله بهتری برای وسیله نقلیه به دست آورد.
to negotiate the terms of a contract, sale, or similar arrangement for a better agreement, price, etc.

چانه زدن, مذاکره کردن
اتحادیه با مدیریت شرکت برای بهبود شرایط کاری و دستمزد بهتر برای اعضای خود چانه زنی کرد.
the act of reducing the usual price of something

تخفیف
نمایندگی خودرو یک تخفیف برای افزایش فروش در پایان سال مالی ارائه داد.
an amount of money that is paid back because of returning goods to a store or one is not satisfied with the goods or services

بازپرداخت
او درخواست بازپرداخت برای بلیطهای کنسرت کرد زیرا رویداد لغو شد.
a written or printed document that shows the payment for a set of goods or services has been made

رسید
هتل هنگام تسویه حساب به من رسید داد.
to be able to pay the cost of something

بضاعت داشتن, وسع مالی داشتن
ثبات مالی به افراد اجازه میدهد تا بدون ایجاد سختی، هزینههای غیرمنتظره را تأمین کنند.
important or good enough to be treated or viewed in a particular way

ارزش (داشتن)
این کتاب ارزش خواندن را برای هر کسی که به تاریخ علاقهمند است دارد.
to treat someone with excessive indulgence or favoritism

لوس کردن
او با هدیههای گرانقیمت دوست پسرش را لوس کرد تا محبتش را نشان دهد.
to allow oneself to do or have something that one enjoys, particularly something that might be bad for one

به میل خود رفتار کردن
ما در یک فرار آخر هفته به ساحل غرق شدیم تا از استرس های زندگی روزمره فرار کنیم.
to treat someone with extra care, attention, and comfort, often with the intention of making them feel good or relaxed

زیادی به کسی توجه کردن, کسی را لوس کردن
پس از دوره پراسترس امتحانات، او دوست دارد با خوراکیهای خانگی و شبهای فیلم دوستانش را نوازش کند.
to deal with or behave toward someone or something in a particular way

رفتار کردن, برخورد کردن
آنها با کودک مانند یکی از اعضای خانواده خود رفتار کردند.
to continue without stopping

ادامه دادن
به او گفت که ادامه دهد به تحصیلاتش و نگذارد شکستها او را بازدارد.
a short period of time during which someone spends a significant amount of money, often on a variety of items or experiences

دورِ ولخرجی, خرید بیش از حد در زمانی کوتاه
هوس هزینهکرد شرکت در فناوری جدید بهرهوری را افزایش داد.
the characteristic of being exceptionally expensive, offering superior quality and exclusivity

تجملات
خانه با پرداختهای سفارشی و چشماندازهای گستردهاش لوکس میتابید.
the fact that something must happen or is needed

نیاز, اجبار، ضرورت
پزشک ضرورت مصرف منظم دارو را توضیح داد.
in a manner that is too extreme or exaggerated

اغراقآمیز, زیادی
میشود هیجانزده بود، بدون اینکه زیادهروی کرد.
generous in giving or expressing

بخشنده, دستودلیاز
میزبان سخاوتمند مطمئن شد که هر مهمانی احساس خاص و خوبی داشته باشد.
(of food or drink) high quality, rare, or exotic, with an emphasis on flavor, presentation, and culinary expertise, often associated with sophisticated or refined taste

خبرهخوراک
رستوران به خاطر غذاهای گورمه خود که با مواد تازه تهیه میشود، معروف است.
costing a lot of money, more than the necessary or affordable amount

بسیار گران
عادتهای خرجکرد اسرافآمیز مدیرعامل باعث تعجب سهامداران و کارمندان شد.
beyond what is considered normal or socially acceptable

بیش از حد
طوفان خسارت بیاندازهای به ملک وارد کرد، بسیار فراتر از آنچه انتظار میرفت.
(of a size) larger than large, often used for clothing, packaging, or other items

خیلی بزرگ, بزرگتر از حد نرمال
او یک چمدان خیلی بزرگ برای تعطیلات طولانی خود خرید.
expensive in way that is not reasonable

خیلی پرهزینه, بیش از حد گران
نظرات آنلاین فروشگاه را به خاطر فروش لوازم الکترونیکی گران قیمت مورد انتقاد قرار دادند.
not probable and difficult to believe

بعید, باورنکردنی
ایده سفر در زمان هنوز هم برای بیشتر دانشمندان دور از ذهن به نظر میرسد.
to wake up later than one intended to

خواب ماندن
او اغلب خواب میماند و اتوبوس صبحگاهی خود را از دست میدهد.
to cook food for less time than necessary

خوب نپختن, کم پختن
او سیبزمینیها را کم پخت، که باعث شد خوردن آنها ناخوشایند باشد.
boring because of being the same thing all the time

یکنواخت, خستهکننده
کارهای تکراری در خط مونتاژ کار را یکنواخت و غیرجذاب کرد.
(of a person) displaying a childish behavior due to being treated very well or having been given everything they desired in the past

لوس
برای والدین مهم است که محدودیتهایی تعیین کنند تا از لوس شدن فرزندانشان و احساس حقبهجانب بودن جلوگیری کنند.
