کتاب 'توتال اینگلیش' متوسط بالا - واحد 7 - مرجع - بخش 2
در اینجا واژگان از واحد 7 - مرجع - بخش 2 در کتاب درسی Total English Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "treat"، "spoil"، "gourmet" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a plant or a part of it that we can eat either raw or cooked

سبزیجات
سیخهای سبزیجات کبابی یک پیشغذای محبوب در مهمانیهای تابستانی هستند.
someone who avoids eating meat

گیاهخوار
رستوران گزینههای متنوعی برای گیاهخواران ارائه میدهد، از جمله سالادها، سرخ کردنیهای سبزیجات و غذاهای توفو.
to offer a particular price for something, usually at an auction

قیمت پیشنهاد دادن (در مزایده)
شرکت پیشنهاد 10 میلیون دلاری برای قرارداد ساخت استادیوم جدید داد.
to negotiate, typically over the price of goods or services

چانه زدن, جروبحث کردن
در بازار، او تصمیم گرفت با فروشنده چانه بزند تا قیمت بهتری برای فرش دستبافت بگیرد.
to negotiate the terms of a contract, sale, or similar arrangement for a better agreement, price, etc.

چانه زدن, مذاکره کردن
در طول مذاکرات حقوق، کارمند برای گنجاندن مزایای اضافی در بسته شغلی چانه زنی کرد.
the act of reducing the usual price of something

تخفیف
آنها روی لباسهای فصل گذشته تخفیف اعمال کردند تا جا برای مدلهای جدید باز شود.
an amount of money that is paid back because of returning goods to a store or one is not satisfied with the goods or services

بازپرداخت
فروشگاه در صورت عدم رضایت از خریدتان، بازپرداخت ارائه میدهد.
a written or printed document that shows the payment for a set of goods or services has been made

رسید
من رسید را گم کردم و حالا نمیتوانم کالا را برگردانم.
to be able to pay the cost of something

بضاعت داشتن, وسع مالی داشتن
بودجهبندی عاقلانه به افراد کمک میکند تا بدون هزینهکرد بیش از حد، سبک زندگی مورد نظر خود را توانایی مالی داشته باشند.
important or good enough to be treated or viewed in a particular way

ارزش (داشتن)
نشانه تاریخی ارزش بازدید را دارد تا درباره میراث فرهنگی غنی منطقه بیاموزید.
to treat someone with excessive indulgence or favoritism

لوس کردن
پدربزرگ و مادربزرگش تمایل دارند او را با هدایا و شیرینیهای بیپایان لوس کنند.
to allow oneself to do or have something that one enjoys, particularly something that might be bad for one

به میل خود رفتار کردن
او اغلب در تنقلات نیمهشب غرق میشود، حتی با وجود اینکه میداند برای سلامتیش خوب نیست.
to treat someone with extra care, attention, and comfort, often with the intention of making them feel good or relaxed

زیادی به کسی توجه کردن, کسی را لوس کردن
پدربزرگ و مادربزرگ دوست دارند هر زمان که به دیدار میروند، نوههای خود را با شیرینی و اسباببازی نوازش کنند.
to deal with or behave toward someone or something in a particular way

رفتار کردن, برخورد کردن
مدیر همیشه با کارمندان با احترام و انصاف رفتار میکند.
to continue without stopping

ادامه دادن
او نگذاشت وقفهها حواسش را پرت کنند و به سادگی ادامه داد ارائه خود را.
a short period of time during which someone spends a significant amount of money, often on a variety of items or experiences

دورِ ولخرجی, خرید بیش از حد در زمانی کوتاه
هوس هزینه کردن او را با یک حساب بانکی خالی رها کرد.
the characteristic of being exceptionally expensive, offering superior quality and exclusivity

تجملات
او از لوکس بودن قایق تفریحی شگفتزده شد، که با بهترین مواد و فناوری مجهز شده بود.
the fact that something must happen or is needed

نیاز, اجبار، ضرورت
ضرورت رعایت قوانین ترافیک، ایمنی در جادهها را برای همه تضمین میکند.
in a manner that is too extreme or exaggerated

اغراقآمیز, زیادی
واکنشش کاملاً اغراقآمیز بود.
generous in giving or expressing

بخشنده, دستودلیاز
میزبان سخاوتمند مطمئن شد که هر مهمانی احساس خاص و خوبی داشته باشد.
(of food or drink) high quality, rare, or exotic, with an emphasis on flavor, presentation, and culinary expertise, often associated with sophisticated or refined taste

خبرهخوراک
علاقه او به قهوه گورمه او را به سمت کشف ترکیبات نادر سوق داد.
costing a lot of money, more than the necessary or affordable amount

بسیار گران
سبک زندگی پرخرج سلبریتی شامل ماشینهای لوکس و لباسهای طراحی شده بود.
beyond what is considered normal or socially acceptable

بیش از حد
او برای کاری که تنها بخشی از شغلش بود، تحسین بیش از حد دریافت کرد.
(of a size) larger than large, often used for clothing, packaging, or other items

خیلی بزرگ, بزرگتر از حد نرمال
پیراهن خیلی تنگ بود، بنابراین او آن را با سایز اکسترا لارج عوض کرد.
expensive in way that is not reasonable

خیلی پرهزینه, بیش از حد گران
او شکایت کرد که بلیطهای کنسرت خیلی گران بودند.
not probable and difficult to believe

بعید, باورنکردنی
ایده سفر در زمان برای بیشتر دانشمندان دور از ذهن به نظر میرسید.
to wake up later than one intended to

خواب ماندن
اگر کسی زیاد بخوابد، ممکن است یک جلسه یا قرار مهم را از دست بدهد.
to cook food for less time than necessary

خوب نپختن, کم پختن
او عجله داشت و پاستا را کم پخت.
boring because of being the same thing all the time

یکنواخت, خستهکننده
صدای یکنواخت سخنران بسیاری از دانشجویان را در طول سخنرانی طولانی به خواب برد.
(of a person) displaying a childish behavior due to being treated very well or having been given everything they desired in the past

لوس
رفتار لوس او در رستوران شرمآور بود، وقتی که به خاطر کامل نبودن غذایش قشقرق به پا کرد.
