سبزیجات
من سبزیجات کبابی را با روغن زیتون و کمی نمک و فلفل مخلوط کردم.
در اینجا واژگان از واحد 7 - مرجع - بخش 2 در کتاب درسی Total English Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "treat"، "spoil"، "gourmet" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
سبزیجات
من سبزیجات کبابی را با روغن زیتون و کمی نمک و فلفل مخلوط کردم.
گیاهخوار
به عنوان یک گیاهخوار، او ترجیح میدهد با مواد گیاهی مانند توفو، لوبیا و عدس آشپزی کند.
قیمت پیشنهاد دادن (در مزایده)
خریدار برای چندین ماشین قدیمی پیشنهاد قیمت داد، اما فقط یکی از مزایدهها را برد.
چانه زدن
قبل از انجام خرید، اغلب ایده خوبی است که کمی چانه بزنید، زیرا برخی از فروشندگان ممکن است مایل به ارائه تخفیف باشند.
چانه زدن
در یک معامله تجاری، هر دو طرف چانه زدند تا به یک سازش در مورد شرایط پرداخت که متناسب با نیازهایشان بود، برسند.
تخفیف
خردهفروش آنلاین یک کد تخفیف ارائه داد که به مشتریان امکان ذخیره پول در سفارشاتشان را داد.
بازپرداخت
سیاست فروشگاه تضمین عودت وجه را تا 30 روز پس از خرید میدهد.
رسید
پمپ بنزین پس از پر کردن باک، رسید ارائه میدهد.
بضاعت داشتن
هدف این است که توانایی پرداخت نیازهای اساسی را داشته باشیم و هنوز هم جایی برای پسانداز و فعالیتهای تفریحی داشته باشیم.
ارزش (داشتن)
کنسرت ارزش شرکت کردن را داشت، حتی با قیمتهای بالای بلیط.
لوس کردن
ستایش مداوم و عدم انتقاد او را لوس کرد، و او را در برابر بازخورد مقاوم ساخت.
به میل خود رفتار کردن
گاهی اوقات به خودم اجازه میدهم که در خریدهای بیرویه شرکت کنم، با اینکه میدانم باید پول پسانداز کنم.
زیادی به کسی توجه کردن
هتل لوکس مجموعهای از خدمات را ارائه میدهد که برای نوازش مهمانانش طراحی شدهاند، از جمله غذاخوری گورمه و درمانهای اسپا.
رفتار کردن
او همیشه با دوستانش با مهربانی و احترام رفتار میکند.
ادامه دادن
کارهای ساختمانی ادامه خواهند یافت تا زمانی که پروژه تکمیل شود.
دورِ ولخرجی
آنها در تعطیلات به هوس خرید دچار شدند.
تجملات
لوکس بودن ماشین آن را به نمادی از جایگاه و ثروت در جامعه تبدیل کرد.
نیاز
یادگیری ارتباط موثر یک ضرورت برای ایجاد روابط قوی در هر دو محیط شخصی و حرفهای است.
زیادی
جلوههای ویژه فیلم آنقدر اغراقآمیز بودند که مانند یک بار حسی بیش از حد احساس میشد.
بخشنده
بازیگر در اولین نمایش آخرین فیلم خود استقبالی پرطرفدار دریافت کرد.
بسیار گران
مهمانی عروسی پرزرق و برق بود، با یک وعده غذایی پنج قسمتی و آتش بازی.
بیش از حد
استفاده بیرویه او از شبکههای اجتماعی شروع به تداخل با مسئولیتهای روزمرهاش کرد.
خیلی بزرگ
پیتزا در اندازه خیلی بزرگ آمد تا همه گروه را سیر کند.
خیلی پرهزینه
کافی شاپ گران قیمت در طول هفته مشتریان کمی داشت.
بعید
کارآگاه معذرت غیرقابل باور مظنون را به سختی جدی گرفت.
خوب نپختن
اگر گوشت را به اندازه کافی نپزید، خطر بیماری ناشی از غذا را دارید.
یکنواخت
روال یکنواخت زندگی روزمره او او را مشتاق هیجان و تجربیات جدید کرد.
لوس
پس از سالها لوس شدن توسط پدربزرگ و مادربزرگش، او رفتاری لوس پیدا کرد که دوستانش را ناامید کرد.