کتاب 'توتال اینگلیش' متوسط بالا - واحد 5 - درس 3

در اینجا واژگان از واحد 5 - درس 3 در کتاب درسی Total English Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "خاموش کردن"، "حل کردن"، "معلوم شدن"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' متوسط بالا
to turn out [فعل]
اجرا کردن

معلوم شدن

Ex:

رستوران جدید به عنوان یک موفقیت بزرگ در میان مردم محلی درآمد.

to find out [فعل]
اجرا کردن

پی بردن

Ex:

ما باید حقیقت را در مورد این وضعیت کشف کنیم.

to work out [فعل]
اجرا کردن

ورزش کردن

Ex: I try to work out at least three times a week for better cardiovascular health .

من سعی می‌کنم حداقل سه بار در هفته ورزش کنم برای سلامت بهتر قلب و عروق.

to fall out [فعل]
اجرا کردن

قطع ارتباط کردن

Ex: Political differences caused the neighbors to fall out , leading to a strained relationship .

تفاوت‌های سیاسی باعث شد که همسایه‌ها با هم دعوا کنند، که منجر به رابطه‌ای پرتنش شد.

to give out [فعل]
اجرا کردن

توزیع کردن

Ex:

داوطلبان در شب‌های سرد زمستان پتو به بی‌خانمان‌ها توزیع می‌کنند.

to put out [فعل]
اجرا کردن

خاموش کردن (آتش یا شعله)

Ex: He forgot to put out his cigarette , causing a small burn on the carpet .

او فراموش کرد که سیگارش را خاموش کند، که باعث سوختگی کوچکی روی فرش شد.

to sort out [فعل]
اجرا کردن

حل کردن

Ex: They managed to sort out the financial issues and secure funding for the project .

آنها توانستند مشکلات مالی را حل کنند و بودجه‌ای برای پروژه فراهم کنند.

to run out [فعل]
اجرا کردن

تمام شدن

Ex:

شیر ما تمام شده، بنابراین مقداری خواهم خرید.