برونگرا
به عنوان یک فروشنده برونگرا، او در ایجاد روابط با مشتریان و بستن معاملات عالی عمل کرد.
در اینجا واژگان از واحد 8 - درس 1 در کتاب درسی Total English Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "برونگرا"، "باهوش"، "پیشگیرانه"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
برونگرا
به عنوان یک فروشنده برونگرا، او در ایجاد روابط با مشتریان و بستن معاملات عالی عمل کرد.
روراست
او در مورد تجربیات گذشتهاش، حتی آنهای سخت، باز بود.
فعال
مدیر در رسیدگی به تعارضات بالقوه قبل از تشدید آنها پیشگیرانه عمل کرد.
پرخاشگر
معترض تهاجمی در طول تظاهرات با نیروهای انتظامی درگیر شد.
متعصب
پروفسور دانشمند بود اما به شدت در نظرات خود سرسخت بود.
مصمم
مدیر عامل به خاطر پیگیری مصمم خود برای رشد شرکت شناخته شده است.
بیخیال
رئیس ما آسانگیر است تا زمانی که به مهلتهای خود پایبند باشیم.
خودخواه
همکار خودخواه همیشه اعتبار کار دیگران را به خود میگیرد.
سریع و با ذکاوت (در صحبت کردن)
مشاهدات تیزبین کمدین درباره زندگی روزمره با مخاطبان طنین انداز شد.
حقهباز
شریک مانیپولاتیو با گازلایتینگ شریک زندگی خود، اعتماد به نفس او را تضعیف و او را کنترل کرد.
درونگرا
کارمند درونگرا ترجیح میداد به جای جلسات حضوری از طریق ایمیل ارتباط برقرار کند، زیرا در بیان خود به صورت نوشتاری راحتتر بود.