خاطرهانگیز
آهنگ نوستالژیک تابستانهای کودکی او را که در ساحل گذرانده بود به یادش آورد.
در اینجا واژگان واحد 6 - مرجع در کتاب درسی Total English Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "مبهم"، "نوستالژیک"، "ناراحت" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
خاطرهانگیز
آهنگ نوستالژیک تابستانهای کودکی او را که در ساحل گذرانده بود به یادش آورد.
بهیادماندنی
سخنرانی که او در مراسم فارغالتحصیلی ایراد کرد چنان الهامبخش بود که به به یاد ماندنیترین بخش مراسم تبدیل شد.
فراموشکار
من مجبور شدم همه چیز را بنویسم چون احساس میکردم به طور غیرعادی فراموشکار هستم.
واضح
رویا آنقدر زنده بود که او میتوانست هر جزئیات را به وضوح به یاد آورد هنگام بیدار شدن.
مبهم
پاسخهای او در طول مصاحبه مبهم بود و نمونههای مشخصی از تجربیاتش ارائه نکرد.
یادگاری
ژرسی امضا شده یک یادگاری از بازی قهرمانی بود.
سوغاتی
او یک سوغاتی کلید زنجیری از فروشگاه هدیه خرید تا سفرش به پاریس را به یاد بیاورد.
حفظی
معلم یک عبارت یادآور برای هجی کردن کلمات دشوار معرفی کرد.
به خاطر آوردن
زوج بازنشسته اغلب روی ایوان مینشینند و به یاد زندگی مشترک خود میافتند.
کسی را یاد گذشته انداختن
منظره اقیانوس آنها را به گذشته برد و به سفر ماه عسلشان بازگرداند.
یادآوری کردن
معلم به دانشآموزان یادآوری کرد که تکالیف خود را به موقع تحویل دهند.
به یاد آوردن
من همیشه روز فارغالتحصیلیمان را به یاد خواهم آورد.
یاد کسی آوردن
فرفری
دوستم موهای فر زیبایی دارد که وقتی راه میرود میپرد.
موجدار (مو)
موهای موجدار دختر کوچک در نسیم میرقصید در حالی که بیرون بازی میکرد.
کچل
سر او پس از سالها تراشیدن کاملاً طاس شد.
قهوهای کمرنگ (مو)
موهای موش مانند دختر به او ظاهری خجالتی میداد.
چروک
با هر سالی که میگذشت، چینوچروکهای بیشتری روی صورتش ظاهر میشد، اما او آنها را به عنوان بازتابی از تجربیات زندگیاش پذیرفت.
ششتیغه
صورت تمیز تراشیده اغلب ظاهری جوانتر میدهد.
گرد
ماه گرد در آسمان شب به روشنی میدرخشید و نوری نرم میپراکند.
ریش
هیپستر شیک یک ریش کاملاً آراسته داشت.
هیکلی
بدنساز بدنی عضلانی داشت که با ساعتها بلند کردن وزنه در باشگاه شکل گرفته بود.
قدکوتاه ولی چارشانه
قاب تنومند او پیدا کردن لباسهایی که مستقیماً از قفسه به خوبی اندازه شوند را دشوار میکرد.
چاق
گربه سارا اضافه وزن دارد چون او به آن بیش از حد تشویقی میدهد.
چاق
بچههای بیادب به خاطر چاق بودنش او را مسخره کردند، که باعث شد احساس ناامنی کند.
ظریف
رقاص لاغر با ظرافت و دقت حرکت کرد.
پوستواستخوان
مدل لاغر با اعتماد به نفس روی راهرو مد راه رفت.
خوشتیپ
مرد جوان خوشتیپ با ظاهر خوشمنظر خود توجه همه را در اتاق به خود جلب کرد.
با ریش بلند
چانه ژولیده مرد جوان به شدت با موهای مرتب او تضاد داشت.
شیک
عروس در لباس عروسی زیبا خود خیره کننده به نظر میرسید، در حالی که در راهرو راه میرفت، از لطف و جذابیت میدرخشید.
گیج
او درباره احساساتش نسبت به دوستش سردرگم بود.
مشکوک
مدیر وقتی که ناهمخوانیهایی در گزارشهای مالی مشاهده کرد مشکوک شد.
مضطرب
کنجکاو
مسافر کنجکاو در هر کجا که برود، در فرهنگ و آداب و رسوم محلی غوطهور میشود.
هیجانزده
جمعیت برای تماشای نمایش آتشبازی در شب سال نو هیجانزده بود.
بیاشتیاق
علیرغم هیجان دوستش درباره فیلم، او بیعلاقه باقی ماند و تصمیم گرفت در خانه بماند.
خوشبین
حتی در مواجهه با سختیها، او نگرشی خوشبینانه حفظ کرد، بر راهحلهای بالقوه تمرکز کرد به جای اینکه بر مشکلات تمرکز کند.
حیرتزده
چهره شوکهشده او ناباوریاش را در برابر این اعلامیه نشان داد.
تسکین یافته (از درد یا غم)
او پس از اتمام پروژه بزرگش در محل کار، احساس آسودگی کرد.
شخص بیعاطفه
وقتی خبر غمگین را شنید، یک ماهی سرد باقی ماند، هیچ احساسی نشان نداد و همدردی نکرد.
پوستکلفت
مایه آزار
بلندپرواز
بسیاری از پروازهای بلند به دنبال موقعیتهای اجرایی در اوایل حرفهشان هستند.
فرد انزواطلب
علیرغم اینکه یک تنها است، با کسانی که به او مراجعه میکنند مهربان است.
دیرباور
مری نسبت به نظرات آنلاین شکاک بود و تصمیم گرفت خودش محصول را بررسی کند.
فرد ایرادگیر
مکانیک با یک مشتری سختگیر که از پرداخت امتناع کرد، برخورد کرد.