کتاب 'توتال اینگلیش' متوسط بالا - واحد 5 - درس 2

در اینجا واژگان از واحد 5 - درس 2 در کتاب درسی Total English Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "کلاه ایمنی"، "خارج از جاده"، "تیراندازی با کمان"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' متوسط بالا
white water [اسم]
اجرا کردن

آب خروشان

Ex: Experienced rafters enjoy navigating through white water .

قایقرانان با تجربه از حرکت در آب سفید لذت می‌برند.

rafting [اسم]
اجرا کردن

رودگردی

Ex: White-water rafting is a popular adventure sport .

رافتینگ در آب‌های خروشان یک ورزش ماجراجویانه محبوب است.

اجرا کردن

صخره‌نوردی

Ex: He practiced rock climbing on a steep cliff .

او صخره‌نوردی را روی یک صخره شیبدار تمرین کرد.

اجرا کردن

مسابقه اسب‌سواری

Ex: Horse riding requires a lot of skill , balance , and coordination .

سواری اسب به مهارت، تعادل و هماهنگی زیادی نیاز دارد.

off-road [صفت]
اجرا کردن

خارج‌جاده‌ای (اتومبیل)

Ex:

SUV برای رانندگی هم در شهر و هم خارج از جاده طراحی شده است.

اجرا کردن

دوچرخه‌سواری در کوهستان

Ex: Mountain biking requires skill and proper equipment .

دوچرخه سواری کوهستان به مهارت و تجهیزات مناسب نیاز دارد.

rugby [اسم]
اجرا کردن

راگبی

Ex: They train for rugby three times a week .

آنها سه بار در هفته برای راگبی تمرین می‌کنند.

archery [اسم]
اجرا کردن

تیراندازی با کمان

Ex: Archery requires precision and steady hands .

تیراندازی با کمان به دقت و دستان ثابت نیاز دارد.

swimming [اسم]
اجرا کردن

شنا

Ex: They joined a swimming club to meet other swimmers and train together .

آن‌ها به یک کلاب شنا پیوستند تا با شناگران دیگر ملاقات کنند و با هم تمرین کنند.

helmet [اسم]
اجرا کردن

کلاه ایمنی

Ex: She fastened the chin strap of her bike helmet before pedaling away .

او بند چانه کلاه ایمنی دوچرخه‌اش را قبل از رکاب زدن بست.

harness [اسم]
اجرا کردن

هارنس

Ex: She adjusted the harness to avoid strain on her shoulders .

او زین را تنظیم کرد تا از فشار بر شانه‌هایش جلوگیری کند.

swimsuit [اسم]
اجرا کردن

مایو

Ex: She put on her swimsuit and jumped into the pool .

او مایوی خود را پوشید و به داخل استخر پرید.

wetsuit [اسم]
اجرا کردن

تن‌پوش غواصی

Ex: The diver donned a wetsuit before plunging into the depths of the reef .

غواص قبل از شیرجه زدن به اعماق صخره، یک لباس غواصی پوشید.

life jacket [اسم]
اجرا کردن

جلیقه نجات

Ex: The life jacket was bright orange , making it easy to spot in the water .

جلیقه نجات به رنگ نارنجی روشن بود، که دیدن آن را در آب آسان می‌کرد.

trainer [اسم]
اجرا کردن

کفش کتانی

Ex: After a long day of walking , her trainers provided the cushioning she needed to avoid sore feet .

پس از یک روز طولانی پیاده‌روی، کفش‌های ورزشی او بالشتک مورد نیاز برای جلوگیری از درد پا را فراهم کردند.

goggles [اسم]
اجرا کردن

عینک ایمنی

Ex: The astronaut ’s suit included special goggles for protection in space .

لباس فضانورد شامل عینک محافظ ویژه‌ای برای محافظت در فضا بود.

glove [اسم]
اجرا کردن

دستکش

Ex:

او یک جفت دستکش لاستیکی را برای کارهای نظافتی به سبد خرید پرتاب کرد.