کتاب 'توتال اینگلیش' متوسط بالا - واحد 5 - مرجع - بخش 1
در اینجا شما واژگان از واحد 5 - مرجع - بخش 1 در کتاب درسی Total English Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "expand"، "stake"، "gamble"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to reduce something in degree, amount, quality, or strength

کاهش دادن, کم کردن، پایین آوردن
دولت اقداماتی را برای کاهش نرخ بیکاری در کشور اجرا کرد.
an official agreement between two or more sides that states what each of them has to do

قرارداد
شرکت به او یک قرارداد برای کار به عنوان مشاور به مدت شش ماه پیشنهاد داد.
to become something greater in quantity, importance, or size

گسترش یافتن, افزایش یافتن
با گذشت زمان، علایق او از ادبیات گسترش یافت تا فلسفه، هنر و موسیقی را نیز شامل شود.
to enlarge or lengthen something

بسط دادن, گسترش دادن
کارگران ساختمانی در حال گسترش جاده برای بهبود جریان ترافیک هستند.
to make something smaller in amount, degree, price, etc.

کاهش دادن, کم کردن
ورزش منظم و رژیم غذایی سالم میتوانند به کاهش خطر برخی بیماریها کمک کنند.
(of clothes or fabric) to become smaller when washed with hot water

آب رفتن (لباس)
شال پشمی پس از شستشوی تصادفی با آب گرم جمع شد.
to cause something to reach or affect a larger area or group of people

بسط دادن, گسترش دادن
اقدامات او سردرگمی را در جلسه پخش کرد.
to make something longer, looser, or wider, especially by pulling it

کش آوردن
در حالی که میدوخت، او با دقت کمربند را کش میداد تا اندازهای راحت باشد.
to put someone or something important in a situation where they could be harmed, lost, or destroyed

به خطر انداختن
سرعت غیرمجاز در جاده میتواند سلامتی شما و دیگران را به خطر بیندازد.
an act that someone does while knowing that there is a risk but also possible success

قمار, ریسک
راهاندازی محصول جدید بدون تحقیقات گسترده بازار یک قمار بود که در نهایت شکست خورد.
a situation or a chance where doing or achieving something particular becomes possible or easier

فرصت
بورسیه به او فرصت حضور در کالج و ادامه تحصیل را داد.
a possibility arising from favorable circumstances

احتمال, شانس، امکان
شانسی برای گرفتن آخرین قطار وجود داشت.
an amount of money invested in a business

پول سرمایهگذاریشده, سهم
سرمایهگذار خطرپذیر تصمیم گرفت سهم خود را در شرکت زیستفناوری پس از نتایج مثبت آزمایشهای بالینی افزایش دهد.
something that is greatly desired

آرزو, خواسته
او آرزوی یادگیری ده زبان را داشت، حتی اگر هرگز به آن نرسید.
significant in amount or degree

قابل توجه, اساسی
او پس از ارتقاء شغلی خود افزایش قابل توجهی دریافت کرد.
to tolerate something or someone unpleasant, often without complaining

تحمل کردن
او به خاطر رشد شغلی، چالشهای شغل پرزحمت خود را تحمل میکند.
to take the necessary action regarding someone or something specific

به چیزی یا کسی رسیدگی کردن, حلوفصل کردن
باید قبل از بیرون رفتن برای بازی، رسیدگی به تکالیفت بکنی.
to pay full attention to someone or something specific

تمرکز کردن
جان در یک محیط پر سر و صدا تمرکز کردن را چالش برانگیز مییابد.
to allow the presence or actions of someone or something disliked without interference or complaint

تحمل کردن, تاب آوردن
علیرغم انتقادهای مداوم، او منفیبافی را تحمل کرد و بر اهدافش متمرکز ماند.
a difficult and new task that puts one's skill, ability, and determination to the test

چالش
مسابقه ریاضی یک چالش واقعی برای دانش آموزان ارائه داد.
to overcome challenges, defend beliefs, or achieve a difficult thing

مبارزه کردن, ستیز کردن
بیماران اغلب با عزم و شجاعت با بیماری مبارزه میکنند.
an attempt to do something, particularly something demanding

تلاش, کوشش
تیم تلاش عظیمی برای تکمیل پروژه زودتر از برنامه انجام داد.
a series of organized activities that are intended to achieve a particular goal

کمپین, پویش
the part of water in a river that runs very fast and looks foamy

آب خروشان, آب کفآلود
قایق در آب سفید خروشان واژگون شد.
the practice of using a raft to travel with the flow of a river as a sport or hobby

رودگردی, رفتینگ
گروه یک سفر رافتینگ برای آخر هفته رزرو کرد.
a type of sport in which a person climbs rock surfaces that are very steep

صخرهنوردی, سنگنوردی
او از صخره نوردی سالنی در باشگاه محلی لذت میبرد.
a sport that involves riders performing specific tasks like jumping over obstacles or showcasing their skills on horseback

مسابقه اسبسواری
رویدادهای رقابتی سوارکاری شامل درساژ، پرش با اسب و مسابقه میشود.
able to be driven or ridden on rough ground

خارججادهای (اتومبیل), آفرود
لاستیکهای آفرود دوچرخه به خوبی از پس مسیر سنگی برآمدند.
the activity or sport of riding a mountain bike over rough ground

دوچرخهسواری در کوهستان
او آخر هفته یک دوچرخه جدید برای دوچرخهسواری کوهستان خرید.
a game played by two teams of thirteen or fifteen players, who kick or carry an oval ball over the other team’s line to score points

راگبی
شهر ما ماه آینده میزبان یک تورنمنت راگبی خواهد بود.
a martial art and sport that is practiced using arrows and bows

تیراندازی با کمان
مسابقه تیراندازی با کمان شرکت کنندگان ماهر را جذب کرد.
a hard hat worn by soldiers, bikers, etc. for protection

کلاه ایمنی
دوچرخهسوار کلاه ایمنی آیرودینامیک خود را تنظیم کرد و به مسابقه رفت.
a system of straps worn on the human body to provide support, distribute weight, or secure an object

هارنس, تسمه
چتربازان قبل از پریدن هارنس خود را بررسی میکنند.
a piece of clothing worn for swimming, especially by women and girls

مایو
او فراموش کرد که مایو خود را بستهبندی کند و مجبور شد یکی از دوستش قرض بگیرد.
a tight-fitting piece of clothing made of rubber that is worn by underwater swimmers to remain warm

تنپوش غواصی, لباس موجسواری
لباس غواصی عایق و محافظت در برابر جریانهای سرد را فراهم کرد.
a special type of vest worn to help keep a person afloat in water, especially in case of an emergency

جلیقه نجات
همه افراد روی قایق ملزم به پوشیدن جلیقه نجات برای ایمنی بودند.
a sports shoe with a rubber sole that is worn casually or for doing exercise

کفش کتانی, کفش ورزشی
فروشگاه انتخاب گستردهای از کفشهای ورزشی داشت، از سبکهای ورزشی گرفته تا طرحهای معمولی.
