کتاب 'توتال اینگلیش' متوسط بالا - واحد 4 - مرجع
در اینجا واژگان از واحد 4 - مرجع در کتاب درسی Total English Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "نگرش"، "استعفا دادن"، "حرفه" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
someone who prepares news to be broadcast or writes for newspapers, magazines, or news websites

روزنامهنگار, خبرنگار
به عنوان یک روزنامهنگار، او به بسیاری از کشورها سفر کرده است.
someone whose job is to put out fires and save people or animals from dangerous situations

آتشنشان
او به بخش آتشنشانی پیوست تا رویای خود را برای تبدیل شدن به یک آتشنشان محقق کند.
someone who is employed to give advice to or provide help for those with family or financial problems

مددکار اجتماعی
بیمارستان یک مددکار اجتماعی را برای کمک به بیماران در زمینه کمک مالی منصوب کرد.
a room in an apartment or house that a baby sleeps in

اتاق کودک, اتاق نوزاد
اتاق کودک در کنار اتاق خواب والدین قرار دارد تا در طول شب دسترسی آسان باشد.
someone who has been trained to care for injured or sick people, particularly in a hospital

پرستار
من از پرستار برای مراقبت دلسوزانهاش در طول اقامتم در بیمارستان تشکر کردم.
a doctor who performs medical operation

جراح
او با یک جراح مشورت کرد تا بهترین روش را برای عمل جراحی زانوی آیندهاش بررسی کند.
a profession or a series of professions that one can do for a long period of one's life

شغل, حرفه
او یک حرفه موفق در امور مالی داشته است، برای شرکتهای سرمایهگذاری مختلف کار کرده است.
a task that is done only for the sake of one's pleasure and not for any rewards of any kind

کار دلی, کار از سر عشق
او از وبلاگ پولی درنمیآورد؛ این یک کار دلی است.
a feeling of pleasure that one experiences after doing or achieving what one really desired

رضایت, خشنودی
یک رضایت خاصی در کمک به دیگران و دیدن موفقیت آنها وجود دارد.
a person who listens attentively to others, often with the intention of understanding or empathizing with their perspective

شنونده
the typical way a person thinks or feels about something or someone, often affecting their behavior and decisions

نگرش, طرز برخورد
نگرش محترمانه نسبت به دیگران، روابط سالم و درک متقابل را تقویت میکند.
the willingness to take action and start new things without being prompted or directed

ذوق و طبع (برای شروع چیزی)
شرکت به کارمندانی که ابتکار و رهبری نشان میدهند ارزش میدهد.
to complete a task or project before a specific time or date that has been agreed upon or set as a requirement

(کاری را) قبل از اتمام موعود به انجام رساندن, (کاری را) به موقع تحویل دادن
stressful or anxious due to having too many tasks or responsibilities to handle within a limited time

تحت فشار (از نظر روانی)
to regularly travel to one's place of work and home by different means

رفتوآمد کردن (بین خانه و محل کار)
دفتر به راحتی در نزدیکی یک ایستگاه مترو قرار دارد و به کارمندان اجازه میدهد تا به طور موثر رفت و آمد کنند.
a paid job

کار, شغل
شغل او در شرکت ماه گذشته به پایان رسید.
capable of adjusting easily to different situations, circumstances, or needs

منعطف
یک ذهنیت انعطافپذیر به مقابله با چالشهای غیرمنتظره در کار کمک میکند.
working without pay

داوطلبانه
طبیعت داوطلبانه خدمات به این معنی بود که هیچ کس برای وقت خود پولی دریافت نکرد.
to pass time in a particular manner or in a certain place

گذراندن (زمان), گذشتن (زمان)
من از گذراندن وقت باکیفیت با دوستانم لذت میبرم.
to spend one's time doing things that are useless or unnecessary

وقت کسی را هدر دادن, وقت کسی را تلف کردن
to spend or use time in a way that does not achieve anything or have a particular goal

وقت خود را با چیزی پر کردن
(of time) available for hobbies and not taken up by activities or tasks

(وقت) آزاد
با چند ساعت وقت خالی، آنها تصمیم گرفتند شهر نزدیک را کشف کنند.
done for the usual hours in a working day or week

تماموقت
تعادل بین یک شغل تمام وقت و کلاسها میتواند چالشبرانگیز باشد.
(of time) to go by

سپری شدن, گذشتن (زمان)
روزها به آرامی میگذرند وقتی که منتظر چیزی هستید.
to reach the point when there is no more time available to complete a task or achieve a goal

وقت کم آوردن, وقت تمام کردن
having a feeling of curiosity or attention toward a particular thing or person because one likes them

علاقمند, مشتاق
من به سیاست علاقهای ندارم.
not boasting about one's abilities, achievements, or belongings

متواضع, فروتن
رفتار فروتنانه او او را با وجود موفقیتش، قابل دسترس و آسان برای ارتباط میکند.
having the ability to learn or understand quickly

باهوش, تیز، زیرک
شاگرد تیزبین تکنیکهای حرفه را با سرعت قابل توجهی جذب کرد.
to be formed from particular parts or things

متشکل بودن از, شامل شدن، تشکیل شدن از
کمیته متشکل از نمایندگان بخشهای مختلف است.
showing or having enthusiasm or strong emotions about something one care deeply about

مشتاق, پرشور، پرحرارت
او یک سخنرانی پرشور درباره عدالت اجتماعی ایراد کرد که دیگران را به اقدام ترغیب کرد.
not like another thing or person in form, quality, nature, etc.

متفاوت, مختلف
او مختلف موضوعات را در مدرسه مطالعه کرد، از ریاضیات تا تاریخ.
to formally request something, such as a place at a university, a job, etc.

درخواست دادن
از جویندگان کار تشویق میشود که با ارسال رزومه و نامه پوششی خود به صورت آنلاین درخواست دهند.
to officially announce one's departure from a job, position, etc.

استعفا دادن
او از شغلش استعفا داد تا به دنبال فرصتهای دیگر باشد.
to urgently demand someone to do something or something to take place

اصرار کردن
او اصرار کرد که پروژه تا پایان هفته تکمیل شود.
to firmly trust in the goodness or value of something

ایمان داشتن, باور داشتن
او باور ندارد به اعمال کدهای پوشش سختگیرانه در مدارس.
to express your annoyance, unhappiness, or dissatisfaction about something

شكايت كردن, گله کردن
مشتریان تصمیم گرفتند از خدمات ضعیفی که در رستوران دریافت کردند شکایت کنند.
to give money or something else of value in exchange for goods or services

پول چیزی را دادن
to be determined or affected by something else

بستگی داشتن
موفقیت یک سبک زندگی سالم به رژیم غذایی متعادل، ورزش منظم و خواب کافی بستگی دارد.
to reach or achieve what one desired or tried for

موفق شدن
علیرغم مواجهه با شکستها، کارآفرین در نهایت در ایجاد یک کسبوکار موفق موفق شد.
to get ready for an event, activity, or situation, either mentally or physically

آماده شدن
من برای اینکه چقدر آزمون سخت خواهد بود، آماده نبودم.
