موفق شدن
علیرغم مواجهه با شکستها، کارآفرین در نهایت در ایجاد یک کسبوکار موفق موفق شد.
در اینجا شما واژگان واحد 8 - مرجع در کتاب درسی Total English Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "achiever"، "opinionated"، "manage" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
موفق شدن
علیرغم مواجهه با شکستها، کارآفرین در نهایت در ایجاد یک کسبوکار موفق موفق شد.
کار سختی را انجام دادن
او خیلی خسته بود که بتواند به تنهایی پیادهروی طولانی را مدیریت کند.
لاف زدن
او همیشه راهی پیدا میکند تا در مورد دستاوردهای تحصیلیاش در تقریباً هر گفتوگویی به طور ظریف لاف بزند.
تسلیم شدن
وقتی با معماي چالش برانگیز روبرو شد، وسوسه شد که دست بکشد، اما پايداری کرد و آن را حل کرد.
مفتخر
او از عملکرد پسرش در نمایش مدرسه افتخار میکرد.
کامیاب
دستاوردگرا بودن به معنای فشار مداوم به خود برای بهتر انجام دادن و رسیدن به ارتفاعات جدید است.
دستاورد
تکمیل پایاننامه دکترای او یک دستاورد بزرگ علمی برای محقق بود.
فعال
دولتها باید در آمادهسازی برای بلایای طبیعی پیشگیرانه عمل کنند.
نافرمان
طبیعت سرسخت او اغلب او را به دردسر میانداخت.
متعصب
بحث دشوار بود زیرا او بسیار سرسخت (دارای نظرات قوی و تمایلی به تغییر آنها نداشت) بود.
حقهباز
سیاستمدار متقلب از تاکتیکهای ترس برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و کسب آراء استفاده کرد.
خودخواه
رفتار خودخواهانه او باعث نارضایتی در میان دوستان و خانوادهاش شد.
مصمم
فداکاری تکهدف هنرمند به کارش الهامبخش است.
روراست
رفتار باز او دیگران را تشویق کرد تا به راحتی به او اعتماد کنند.
آسودهخاطر
او رفتاری آرام داشت، به ندرت حتی در شرایط چالشبرانگیز ناراحت میشد.
سریع و با ذکاوت (در صحبت کردن)
پستهای شبکههای اجتماعی او پر از عنوانهای باهوشانه است که دنبالکنندگانش را سرگرم میکند.
برونگرا
شخصیت برونگرای او در گردهماییهای اجتماعی میدرخشید، جایی که به راحتی با غریبهها گفتگو میکرد.
درونگرا
طبیعت درونگرای او باعث میشد که گردهماییهای اجتماعی بزرگ برایش طاقتفرسا باشد، بنابراین او گردهماییهای کوچک و صمیمی با دوستان نزدیک را ترجیح میداد.
پرخاشگر
وقتی تحریک شد، تهاجمی شد و اغلب به رویارویی فیزیکی متوسل میشد.
مهم
ذخیره پول برای آینده مهم است.
حیاتی
ارتباط موثر برای کار تیمی موفق حیاتی است.
بسیار بزرگ
او یک تلویزیون عظیم خرید که یک دیوار کامل در اتاق نشیمنش را اشغال میکرد.
شاد
کودکان از دریافت هدیه در روز تولدشان خوشحال بودند.
سرخوش
او پس از دریافت پیشنهاد شغل رویاییاش سرخوش بود.
ناراحت
معلم متوجه شد که دانشآموزش ناراحت است و پرسید که آیا همه چیز خوب است.
بسیار شوکه و غمگین
جامعه به دلیل از دست دادن ناگهانی شهردار محبوبشان که بیوقفه برای رفاه آنها کار کرده بود، ویران شد.
گرسنه
او پس از پایان تمرینش در باشگاه احساس گرسنگی کرد.
بهشدت گرسنه
او به نظر گرسنه میرسید و نمیتوانست منتظر سرو شام بماند.
خسته
او احساس خستگی کرد و تصمیم گرفت چرت کوتاهی بزند.
بهشدتخسته
والدین خسته بالاخره به خواب رفتند به محض اینکه بچههایشان توی تخت بودند.
به شدت
بسیار مهم است که در هوای گرم هیدراته بمانید.
خیلی
او کاملاً از شنیدن دلیل امتناع کرد.
کاملاً
من از خدمات این رستوران کاملاً راضی هستم.
رسیدن (به کسی یا چیزی)
شرکت استراتژیهای جدیدی را برای رسیدن به تقاضای رو به رشد محصولاتش معرفی کرد.
قسر در رفتن
او شوکه شده بود که توانست با سرعت غیرمجاز فرار کند.
پابهپای کسی یا چیزی پیش رفتن
در ماراتن، او برای همگام ماندن با دوندههای پیشرو تقلا کرد.
تقاضا کردن
بسیاری از استارتاپها پیشنهادات خود را ارائه میدهند به امید جذب سرمایه از سرمایهگذاران خطرپذیر.
ساختن (پاسخ یا راه حل)
من باید بهانه خوبی برای دیرکردنم بیابم.
کاهش دادن
دولت اقداماتی را برای کاهش انتشار کربن و مبارزه با تغییرات آب و هوایی اجرا کرد.
تحسین کردن
بسیاری از ورزشکاران جوان به بازیکنان حرفهای به عنوان الگو احترام میگذارند.
مشتاقانه در انتظار چیزی بودن
او بیصبرانه منتظر تعطیلات سالانهاش در بهشت گرمسیری است.
تحمل کردن
او به خاطر رشد شغلی، چالشهای شغل پرزحمت خود را تحمل میکند.
جبران کردن
او در تلاش است تا جبران اشتباه خود کند.