رسانه و ارتباطات - اینترنت

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اینترنت مانند "شبکه"، "اتاق گفتگو" و "پهنای باند" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
رسانه و ارتباطات
اجرا کردن

اتصال

Ex: I had trouble with the Wi-Fi connectivity while working from home yesterday .

دیروز هنگام کار از خانه با اتصال وای‌فای مشکل داشتم.

اجرا کردن

ارائه‌دهنده خدمات اینترنتی

Ex:

من باید با ارائه دهنده خدمات اینترنت خود تماس بگیرم زیرا اتصال اینترنت من اخیراً بسیار کند شده است.

IP address [اسم]
اجرا کردن

آدرس آی‌پی

Ex:

IPv6 استخر آدرس‌های IP موجود را گسترش می‌دهد تا تعداد روزافزون دستگاه‌های متصل به اینترنت را در خود جای دهد.

bandwidth [اسم]
اجرا کردن

پهنای باند

Ex:

اتصال‌های اینترنت با پهنای باند بالا، مانند فیبر نوری یا کابل، امکان دانلود و آپلود سریع‌تر را در مقایسه با اتصالات دیال-آپ یا DSL فراهم می‌کنند.

TCP [اسم]
اجرا کردن

*پروتکل هدایت انتقال

Ex: Without TCP , you could end up with missing or damaged information when browsing the web .

بدون TCP، ممکن است در حین مرور وب با اطلاعات از دست رفته یا آسیب دیده مواجه شوید.

ADSL [اسم]
اجرا کردن

خط اشتراک دیجیتال نامتقارن

Ex: ADSL technology allows for faster Internet speeds compared to traditional dial-up connections .

فناوری ADSL امکان دسترسی به اینترنت با سرعت بالاتر را در مقایسه با اتصالات دایال-آپ سنتی فراهم می‌کند.

اجرا کردن

*وی‌پی‌ان

Ex:

شما می‌توانید با استفاده از شبکه خصوصی مجازی برای تغییر مکان خود، نمایش‌های کشورهای دیگر را تماشا کنید.

broadband [اسم]
اجرا کردن

باند پهن (اینترنت)

Ex: Students in the classroom can access online resources simultaneously thanks to the school 's broadband connection .

دانش‌آموزان در کلاس می‌توانند به منابع آنلاین به طور همزمان دسترسی داشته باشند، به لطف اتصال پهن‌باند مدرسه.

connection [اسم]
اجرا کردن

اتصال

Ex: Lisa 's new smartphone comes with lightning-fast internet connection , allowing her to stream videos and browse the web effortlessly .
اجرا کردن

ارتباط دیجیتال

Ex: We rely on digital communication for work , using email and video calls to collaborate with colleagues .

ما برای کار به ارتباط دیجیتال متکی هستیم، از ایمیل و تماس‌های ویدئویی برای همکاری با همکاران استفاده می‌کنیم.

VoIP [اسم]
اجرا کردن

*صدا روی پروتکل اینترنت

Ex: You need a stable Internet connection to make clear VoIP calls .

برای برقراری تماس‌های VoIP واضح، به یک اتصال اینترنت پایدار نیاز دارید.

اجرا کردن

*دسترسی به اینترنت

Ex:

کتابخانه به همه بازدیدکنندگان دسترسی به اینترنت رایگان ارائه می‌دهد.

hotspot [اسم]
اجرا کردن

مکانی عمومی مجهز به اینترنت برای کاربران

Ex: The hotel lobby offers free Wi-Fi hotspot service for guests staying at the property .

لابی هتل خدمات رایگان هات اسپات وای‌فای را برای مهمانانی که در ملک اقامت دارند ارائه می‌دهد.

phishing [اسم]
اجرا کردن

تله‌گذاری

Ex: Cybersecurity experts recommend using strong passwords and enabling two-factor authentication to protect against phishing attacks .

متخصصان امنیت سایبری استفاده از رمزهای عبور قوی و فعال کردن احراز هویت دو عاملی را برای محافظت در برابر حملات فیشینگ توصیه می‌کنند.

اجرا کردن

رساننده خدمات اینترنتی

Ex: Internet service providers ( ISPs ) are common access providers offering broadband and dial-up connections .

ارائه‌دهندگان خدمات اینترنت (ISP) ارائه‌دهندگان دسترسی رایجی هستند که اتصالات پهن‌باند و شماره‌گیری ارائه می‌دهند.

address [اسم]
اجرا کردن

نشانی

Ex:

آدرس ایمیل قبلاً گرفته شده بود، بنابراین او مجبور شد یکی دیگر را انتخاب کند.

carrier [اسم]
اجرا کردن

شرکت خدمات ارتباطی

Ex: Carriers deploy 5 G technology to deliver faster Internet speeds and low-latency connections .

اپراتورها فناوری 5G را برای ارائه سرعت اینترنت سریع‌تر و اتصالات با تأخیر کم مستقر می‌کنند.

netiquette [اسم]
اجرا کردن

آداب معاشرت در دنیای تکنولوژی

Ex: Practicing good netiquette helps create a friendly atmosphere in online forums , where everyone feels respected .

رعایت نتیکت خوب به ایجاد فضایی دوستانه در انجمن‌های آنلاین کمک می‌کند، جایی که همه احساس احترام می‌کنند.

netizen [اسم]
اجرا کردن

شهروند اینترنتی

Ex: As a netizen , she spends a lot of time discussing current events on online forums .

به عنوان یک شهروند اینترنتی، او زمان زیادی را صرف بحث در مورد رویدادهای جاری در انجمن‌های آنلاین می‌کند.

net surfer [اسم]
اجرا کردن

کاربر فعال اینترنت

Ex: As a seasoned net surfer , she could quickly find information on any topic .

به عنوان یک وبگرد حرفه‌ای، او می‌توانست به سرعت اطلاعاتی در مورد هر موضوعی پیدا کند.

newsgroup [اسم]
اجرا کردن

گروه خبری

Ex: The newsgroup on gardening is a great place to ask for advice on growing tomatoes .

گروه خبری مربوط به باغبانی مکان بسیار خوبی برای پرسیدن راهنمایی در مورد پرورش گوجه‌فرنگی است.

newswire [اسم]
اجرا کردن

سرویس خبری (فراهم‌کننده تازه‌ترین اخبار)

Ex: Subscribing to a newswire allows businesses to stay informed about industry trends and developments .

اشتراک در یک سرویس خبری به کسب‌وکارها امکان می‌دهد تا از روندها و تحولات صنعت مطلع بمانند.

HTTP [اسم]
اجرا کردن

پروتکل انتقال ابرمتن

Ex: She learned about HTTP while studying web development .

او در حین مطالعه توسعه وب درباره HTTP یاد گرفت.

CDN [اسم]
اجرا کردن

*شبکه تحویل محتوا

Ex: The CDN helped the online store handle the heavy traffic during the holiday sales .

شبکه تحویل محتوا به فروشگاه آنلاین کمک کرد تا ترافیک سنگین در طول فروش های تعطیلات را مدیریت کند.

network [اسم]
اجرا کردن

شبکه

Ex: The hacker infiltrated the network and accessed sensitive information .

هکر به شبکه نفوذ کرد و به اطلاعات حساس دسترسی پیدا کرد.

اجرا کردن

اینترنت

Ex: The Internet has transformed how we connect , work , and entertain ourselves .

اینترنت روش ارتباط، کار و سرگرمی ما را دگرگون کرده است.

chat [اسم]
اجرا کردن

چت آنلاین

Ex: The online chat provides a platform for group discussions .

چت آنلاین یک پلتفرم برای بحث‌های گروهی فراهم می‌کند.

web chat [اسم]
اجرا کردن

وب چت

Ex: The company implemented a web chat service to enhance online customer interaction .

شرکت یک سرویس چت اینترنتی را برای بهبود تعامل با مشتریان آنلاین پیاده‌سازی کرد.

chat room [اسم]
اجرا کردن

اتاق گفتگو

Ex: The chat room was full of people discussing the latest movie releases .

اتاق گفتگو پر از افرادی بود که در مورد آخرین فیلم‌های منتشر شده بحث می‌کردند.

اجرا کردن

تله‌کنفرانس

Ex: Participants logged into the teleconference using a secure link provided by the organizer .

شرکت‌کنندگان با استفاده از لینک امن ارائه شده توسط برگزارکننده، وارد کنفرانس از راه دور شدند.