رسانه و ارتباطات - Digital Advertising

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به تبلیغات دیجیتال مانند "هزینه هر کلیک"، "تبلیغات اطلاعاتی" و "محتوای برند" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
رسانه و ارتباطات
اجرا کردن

نمایش تبلیغ

Ex: They track ad impressions to understand how many people are seeing their advertisements .

آنها نمایش‌های تبلیغاتی را ردیابی می‌کنند تا بفهمند چند نفر تبلیغاتشان را می‌بینند.

اجرا کردن

نرخ کلیک

Ex: The website ’s click-through rate increased significantly after the new banner ad was launched .

نرخ کلیک وب‌سایت پس از راه‌اندازی بنر تبلیغاتی جدید به‌طور قابل‌توجهی افزایش یافت.

اجرا کردن

نرخ تبدیل

Ex: They are analyzing the conversion rate to understand which marketing strategy is most effective .

آنها در حال تحلیل نرخ تبدیل هستند تا بفهمند کدام استراتژی بازاریابی مؤثرتر است.

اجرا کردن

قیمت به ازای هر کلیک

Ex: They were able to reduce their cost-per-click by targeting a more specific audience .

آنها توانستند هزینه هر کلیک خود را با هدف‌گیری مخاطبان خاص‌تر کاهش دهند.

اجرا کردن

جایگاه تبلیغات

Ex: We need to review the ad placement for the upcoming campaign to make sure it targets the right people .

ما نیاز داریم که جایگاه تبلیغات را برای کمپین آینده بررسی کنیم تا مطمئن شویم که افراد مناسب را هدف قرار می‌دهد.

اجرا کردن

تبلیغات هدفمند

Ex: Targeted advertising on social media helped the company reach customers interested in fitness products .

تبلیغات هدفمند در رسانه‌های اجتماعی به شرکت کمک کرد تا به مشتریان علاقه‌مند به محصولات تناسب اندام دست یابد.

ad tracking [اسم]
اجرا کردن

ردیابی تبلیغات

Ex: Ad tracking allows advertisers to see how often their ads are being clicked or viewed .

ردیابی تبلیغات به تبلیغ‌کنندگان اجازه می‌دهد تا ببینند که تبلیغات آنها چقدر کلیک یا دیده می‌شود.

اجرا کردن

کمپین تبلیغاتی

Ex: To raise awareness , the charity created an advertising campaign that spread messages of kindness and support through online platforms .

برای افزایش آگاهی، خیریه یک کمپین تبلیغاتی ایجاد کرد که پیام‌های مهربانی و حمایت را از طریق پلتفرم‌های آنلاین منتشر کرد.

اجرا کردن

هدف‌گیری تبلیغات

Ex: By using ad targeting , the brand was able to show personalized ads to people in their local area .

با استفاده از هدف‌گیری تبلیغات، برند توانست تبلیغات شخصی‌سازی شده را به افراد در منطقه محلی خود نشان دهد.

retargeting [اسم]
اجرا کردن

بازهدف‌گیری

Ex:

بعد از اینکه آن وبسایت را بازدید کردم، شروع به دیدن تبلیغات بازهدف‌گیری برای فروش آنها در رسانه‌های اجتماعی کردم.

viewability [اسم]
اجرا کردن

قابلیت مشاهده

Ex: If an ad does not meet the minimum viewability standards , the advertiser may not be charged for it .

اگر یک تبلیغ به حداقل استانداردهای قابلیت مشاهده نرسد، ممکن است تبلیغ‌دهنده برای آن هزینه‌ای پرداخت نکند.

اجرا کردن

تبلیغات تطبیقی

Ex: A video streaming service may include native advertising in its content by incorporating branded placements or product placements within shows or movies .

یک سرویس استریم ویدیو ممکن است تبلیغات بومی را در محتوای خود با گنجاندن جایگذاری‌های برند شده یا جایگذاری‌های محصول در برنامه‌ها یا فیلم‌ها شامل شود.

SEO [اسم]
اجرا کردن

سئو

Ex: She spent weeks working on the SEO of her blog to attract more readers .

او هفته‌ها روی SEO وبلاگش کار کرد تا خوانندگان بیشتری جذب کند.

SEM [اسم]
اجرا کردن

سِم

Ex:

بازاریابی موتور جستجو اغلب مؤثرتر از تبلیغات سنتی است زیرا به افرادی می‌رسد که فعالانه در جستجوی چیزی هستند.

اجرا کردن

پرداخت به ازای کلیک

Ex: She decided to try a pay-per-click strategy to increase traffic to her online store .

او تصمیم گرفت یک استراتژی pay-per-click را امتحان کند تا ترافیک فروشگاه آنلاین خود را افزایش دهد.

اجرا کردن

هدف‌گیری جغرافیایی

Ex:

جئوتارگتینگ به آژانس مسافرتی اجازه داد تا پیشنهادات مربوط به مقاصد تعطیلات نزدیک را به کاربران ارسال کند.

اجرا کردن

تست تقسیم شده

Ex: The app developers tried split testing to find out which feature users liked best .

توسعه‌دهندگان اپلیکیشن تست A/B را امتحان کردند تا بفهمند کاربران کدام ویژگی را بیشتر دوست دارند.

اجرا کردن

مزایده زنده برای دریافت حق تبلیغات

Ex: The marketing team was excited to try real-time bidding because it could give them a competitive edge in reaching customers .

تیم بازاریابی هیجان‌زده بود که مناقصه بلادرنگ را امتحان کند زیرا می‌توانست به آن‌ها مزیت رقابتی در دستیابی به مشتریان بدهد.

اجرا کردن

تبلیغات توسط اینفلوئنسرها

Ex: The company partnered with a popular YouTuber for their influencer marketing campaign to promote their new product .

شرکت با یک یوتیوبر محبوب برای کمپین بازاریابی تأثیرگذار خود برای تبلیغ محصول جدیدشان همکاری کرد.

ad auction [اسم]
اجرا کردن

مزایده تبلیغاتی

Ex: The ad auction is competitive , with many businesses bidding for the same keyword .

مزایده تبلیغات رقابتی است، با بسیاری از کسب‌وکارها که برای همان کلمه کلیدی پیشنهاد می‌دهند.

ad network [اسم]
اجرا کردن

شبکه تبلیغاتی

Ex: The ad network matched our campaign with websites that attract tech enthusiasts .

شبکه تبلیغاتی کمپین ما را با وب‌سایت‌هایی که علاقه‌مندان به فناوری را جذب می‌کنند، مطابقت داد.

اجرا کردن

تبلیغات در تبلیغات

Ex: The new campaign is a clever piece of meta-advertising , showing behind-the-scenes footage of how the ads were created .

کمپین جدید یک قطعه هوشمندانه از متا-تبلیغات است که فیلم‌های پشت صحنه از چگونگی ایجاد تبلیغات را نشان می‌دهد.

display ad [اسم]
اجرا کردن

تبلیغات نمایشی

Ex: I noticed a display ad for a concert while checking the weather online .

من یک تبلیغ نمایشی برای کنسرت دیدم در حالی که آنلاین آب و هوا را چک می‌کردم.

infomercial [اسم]
اجرا کردن

برنامه‌ی تلویزیونی تبلیغاتی

Ex: Infomercials typically last longer than regular commercials , providing detailed information and demonstrations to persuade viewers to buy the product .

تبلیغات تجاری اطلاعاتی معمولاً طولانی‌تر از تبلیغات معمولی هستند و با ارائه اطلاعات دقیق و نمایش‌ها، بینندگان را به خرید محصول ترغیب می‌کنند.

اجرا کردن

تبلیغ نامحسوس

Ex: Video games often use product placement by incorporating real-world brands into the game 's environment , such as billboards and in-game items .

بازی‌های ویدیویی اغلب از جایگذاری محصول استفاده می‌کنند با گنجاندن برندهای دنیای واقعی در محیط بازی، مانند بیلبوردها و آیتم‌های درون بازی.

اجرا کردن

بازاریابی مستقیم

Ex: Social media platforms have become a powerful tool for direct marketing , enabling brands to target specific demographics with tailored advertisements .

پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی به ابزاری قدرتمند برای بازاریابی مستقیم تبدیل شده‌اند، که به برندها امکان می‌دهد با تبلیغات سفارشی‌سازی شده به جمعیت‌های خاصی هدف‌گیری کنند.

اجرا کردن

بازاریابی تلفنی

Ex:

سازمان غیرانتفاعی از تلهمارکتینگ برای ارتباط با اهداکنندگان و جمع‌آوری کمک‌های مالی برای رویداد خیریه آینده خود استفاده کرد.

اجرا کردن

بازاریابی همه‌گیر

Ex: A successful viral marketing strategy can significantly increase a company 's online presence and drive traffic to its website within a short period .

یک استراتژی موفق بازاریابی ویروسی می‌تواند به طور قابل توجهی حضور آنلاین یک شرکت را افزایش دهد و در مدت کوتاهی ترافیک را به وبسایت آن هدایت کند.

اجرا کردن

محتوا یا محصولات برنددار

Ex: The travel website published branded content featuring sponsored destination guides and travel tips , offering valuable information to readers while promoting travel-related products and services .

وبسایت سفر، محتوای برند شامل راهنمای مقاصد اسپانسر شده و نکات سفر را منتشر کرد، که اطلاعات ارزشمندی را به خوانندگان ارائه می‌دهد و در عین حال محصولات و خدمات مرتبط با سفر را تبلیغ می‌کند.

اجرا کردن

تبلیغات اختصاصی پنهان

Ex: A subscription-based service may use dark advertising to promote special discounts to existing customers , without making those promotions visible to non-subscribers .

یک سرویس مبتنی بر اشتراک ممکن است از تبلیغات تاریک برای تبلیغ تخفیف‌های ویژه به مشتریان موجود استفاده کند، بدون اینکه آن تبلیغات برای غیرمشترکین قابل مشاهده باشد.

اجرا کردن

بهینه‌سازی نرخ تبدیل

Ex: The digital marketing agency offered conversion rate optimization services to help clients maximize the return on their advertising investments and grow their online businesses .
اجرا کردن

بازاریابی تعاملی

Ex: The automotive company launched an engagement marketing initiative by inviting customers to participate in test drive events and provide feedback on their experiences .

شرکت خودروسازی یک ابتکار بازاریابی تعاملی را با دعوت از مشتریان برای شرکت در رویدادهای تست رانندگی و ارائه بازخورد در مورد تجربیات خود راه اندازی کرد.

اجرا کردن

لحظه تحقیق پیش از تصمیم به خرید

Ex: Social media plays a crucial role in the zero moment of truth , as users frequently turn to platforms like Instagram and Facebook to seek recommendations and opinions from friends and influencers .

رسانه‌های اجتماعی نقش حیاتی در لحظه صفر حقیقت ایفا می‌کنند، زیرا کاربران اغلب به پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام و فیسبوک مراجعه می‌کنند تا توصیه‌ها و نظرات دوستان و اینفلوئنسرها را جستجو کنند.

remarketing [اسم]
اجرا کردن

بازاریابی مجدد

Ex:

شرکت نرم‌افزاری از بازاریابی مجدد برای جذب مجدد مشتریان گذشته استفاده کرد و با نمایش تبلیغات ویژگی‌ها و ارتقاءهای جدید در پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی و موتورهای جستجو آن‌ها را دوباره درگیر کرد.

اجرا کردن

تولید فوق‌اختصاصی

Ex: Fitness apps leverage hyper-personalization by creating custom workout plans and dietary recommendations based on users ' fitness levels , goals , and health data .

برنامه‌های تناسب اندام از فوق شخصی‌سازی با ایجاد برنامه‌های تمرینی سفارشی و توصیه‌های غذایی بر اساس سطح تناسب اندام، اهداف و داده‌های سلامت کاربران بهره می‌برند.

banner ad [اسم]
اجرا کردن

تبلیغات اینترنتی (در بالا و گوشه صفحه)

Ex: The banner ad for the new movie appeared on entertainment websites , generating buzz and attracting moviegoers .

تبلیغ بنر برای فیلم جدید در وبسایت‌های سرگرمی ظاهر شد، هیاهو ایجاد کرد و تماشاگران را جذب کرد.