دورنگار
دفتر یک خط فکس اختصاصی برای ارسال و دریافت اسناد مهم دارد.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به وسایل مختلف ارتباطی مانند "فکس"، "واکی تاکی" و "کبوتر نامهبر" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
دورنگار
دفتر یک خط فکس اختصاصی برای ارسال و دریافت اسناد مهم دارد.
تلفن همراه
باتری تلفن همراه من در حال اتمام است.
تلفن
تلفن زنگ خورد، اما کسی جواب نداد.
تلفن اینترنتی
دفتر من به تلفنهای VoIP روی آورد تا در قبضهای تلفن صرفهجویی کند و کیفیت تماس را بهبود بخشد.
ارتباط با بیسیم
کارگران از یک رادیوی دوطرفه برای برقراری ارتباط با یکدیگر در سراسر سایت ساختمانی استفاده کردند.
واکی تاکی
خدمه ساخت و ساز از بیسیم برای ارتباط در سراسر سایت پر سر و صدا استفاده کردند.
سیستم اینترکام
سیستم اینترکام در بیمارستان ارتباط کارکنان در بخشهای مختلف را آسان میکند.
سیستم کنفرانس ویدئویی
من امروز صبح برای ورود به سیستم ویدئو کنفرانس کلاس آنلاین مشکل داشتم.
پیغامگیر (تلفن)
او از شنیدن پیامی از یک دوست قدیمی روی منشی تلفن خوشحال شد.
پیجر
کارکنان اتاق اورژانس به بیپرها متکی هستند تا به موقعیتهای اضطراری سریعاً پاسخ دهند.
تلفن ماهوارهای
او یک تلفن ماهوارهای را در حین پیادهروی در بیابان حمل کرد تا با کمپ اصلی در ارتباط بماند.
تلفن عمومی
غرفه تلفن عمومی در گوشه خیابان، یادگاری از گذشته بود که در عصر گوشیهای هوشمند به ندرت استفاده میشد.
ماشین تلکس
او در طول آموزش خود در تجارت بینالمللی، کار با دستگاه تلکس را یاد گرفت.
تلفن هوشمند
کیفیت دوربین تلفن هوشمند با دوربین حرفهای رقابت میکرد.
لپتاپ
برادرم از لپتاپ خود برای مطالعه و کلاسهای آنلاین استفاده میکند.
کامپیوتر
او از یک کامپیوتر برای خلق هنر دیجیتال استفاده میکند.
تبلت
بسیاری از هنرمندان از یک تبلت با قلم برای خلق آثار هنری دیجیتال و تصاویر استفاده میکنند.
علامتدهی با دود
تیم نجات یک سیگنال دود از کمپکنندگان گرفتار در کوه مشاهده کرد.
خبررسان
او به عنوان پیک برای حمل اسناد بین دو بخش استخدام شد.
خبررسان شهر
همه دور جارچی جمع شدند تا آخرین اعلامیه شهردار را بشنوند.
طبل پیامرسان
در زمانهای قدیم، یک طبل سخنگو برای ارسال پیامها در فواصل طولانی استفاده میشد.
تلگراف
او از موزه بازدید کرد تا درباره تاریخ تلگراف و تأثیر آن بر ارتباطات بیاموزد.
کد مورس
وقتی خطوط تلفن قطع شده بود، آنها از چراغ قوه برای سیگنال دادن با کد مورس استفاده کردند.
زبان سوت
روستاییان به زبان سوت متکی هستند وقتی که نیاز دارند بدون اینکه دیگران بشنوند ارتباط برقرار کنند.
تلفن اسپیکر
او اسپیکر را روشن کرد تا تمام تیمش بتوانند بدون رد و بدل کردن تلفن در تماس شرکت کنند.
نامه
من یک نامه از دوستم که در خارج زندگی میکند دریافت کردم.
ایمیل
ما اطلاعات تماس را از طریق ایمیل رد و بدل کردیم.