واژگان برای IELTS General (نمره 6-7) - Health

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به سلامت را که برای آزمون عمومی آموزش آیلتس ضروری است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
اجرا کردن

توان‌بخشی

Ex: Physical therapy is a key part of rehabilitation after surgery .
checkup [اسم]
اجرا کردن

معاینه کلی (پزشکی)

Ex: He went for a checkup after feeling unwell for several weeks .

او بعد از چند هفته احساس ناخوشی برای یک چکاپ رفت.

stamina [اسم]
اجرا کردن

استقامت

Ex: Building stamina through regular exercise is important for overall health and fitness .

ساختن استقامت از طریق ورزش منظم برای سلامت و تناسب اندام کلی مهم است.

hygiene [اسم]
اجرا کردن

علم بهداشت

Ex: Food hygiene emphasizes proper handling and cooking to prevent foodborne illnesses .

بهداشت غذایی بر دستکاری و پخت مناسب برای جلوگیری از بیماری‌های ناشی از غذا تأکید می‌کند.

mindfulness [اسم]
اجرا کردن

ذهن‌آگاهی

Ex: The app offers guided mindfulness sessions for users to follow .

اپلیکیشن جلسات هدایت شده ذهن آگاهی را برای دنبال کردن کاربران ارائه می‌دهد.

metabolism [اسم]
اجرا کردن

متابولیسم

Ex: Some people have a fast metabolism , allowing them to burn calories quickly even at rest .

برخی افراد متابولیسم سریعی دارند که به آنها اجازه می‌دهد حتی در حالت استراحت نیز کالری‌ها را سریع بسوزانند.

growth [اسم]
اجرا کردن

رشد

Ex: Emotional growth can be achieved through self-reflection and seeking support from others .

رشد عاطفی می‌تواند از طریق خوداندیشی و جستجوی حمایت از دیگران حاصل شود.

اجرا کردن

بیمه سلامت

Ex: Health insurance policies typically include coverage for prescription medications , easing the financial burden on policyholders .

بیمه‌نامه‌های بیمه درمانی معمولاً شامل پوشش برای داروهای تجویزی می‌شوند، که بار مالی را بر روی بیمه‌گذاران کاهش می‌دهد.

bloom [اسم]
اجرا کردن

ظاهری جوان و شاد

Ex: Children often have a fresh bloom that adults envy .
to get back [فعل]
اجرا کردن

پس گرفتن

Ex:

من کلیدهایم را گم کردم، اما خوشحال شدم که آنها را از همسایه‌ای که پیدایشان کرده بود پس گرفتم.

to get over [فعل]
اجرا کردن

بهبود یافتن

Ex: After the breakup , it took him a long time to get over the pain .

بعد از جدایی، مدت زیادی طول کشید تا او از درد رهایی یابد.

اجرا کردن

سرحال شدن (بعد از بیماری، مشکل)

Ex: The athlete worked hard to bounce back from a sports-related injury .

ورزشکار سخت کار کرد تا از یک آسیب ورزشی بهبود یابد.

vitality [اسم]
اجرا کردن

سلامت جسمانی یا روانی

Ex: Engaging in stress-reducing activities , such as meditation , positively influences mental vitality .

درگیر شدن در فعالیت‌های کاهش استرس، مانند مدیتیشن، به طور مثبت بر سرزندگی ذهنی تأثیر می‌گذارد.

واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها بافت‌ها صداها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها
درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن تهیه غذا تغییر و شکل دادن
خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری سرگرمی ها و روال ها Shopping
مالی و ارز Workplace زندگی اداری شغل‌های تخصصی
مشاغل کار دستی مشاغل خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation Society رویدادهای اجتماعی حیوانات
بخش های شهر غذا و نوشیدنی دوستی و دشمنی جنسیت و تمایلات جنسی
Family سبک‌های رابطه روابط عاشقانه احساسات مثبت
احساسات منفی سفر و گردشگری Migration مواد
Pollution فجایع قیدهای نظر و قطعیت قیدهای حالت
Weather قیدهای درجه قیدهای زمان و تکرار قیدهای هدف و تأکید
قیدهای پیوندی