واژگان برای IELTS General (نمره 6-7) - مالی و ارز

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به امور مالی و ارز را که برای آزمون عمومی آموزش IELTS ضروری است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
yen [اسم]
اجرا کردن

یِن (واحد پول ژاپن)

Ex: In Japan , you can pay for many services using yen .

در ژاپن، می‌توانید برای بسیاری از خدمات با ین پرداخت کنید.

note [اسم]
اجرا کردن

اسکناس

Ex: They collected various foreign notes as souvenirs from their travels .

آنها اسکناس‌های خارجی مختلفی را به عنوان یادگاری از سفرهایشان جمع آوری کردند.

dime [اسم]
اجرا کردن

سکه ده سنتی

Ex: He saved every dime he earned from his paper route to buy a new bike .

او هر سکه ده سنتی را که از تحویل روزنامه‌ها به دست آورده بود، برای خرید یک دوچرخه جدید پس‌انداز کرد.

quarter [اسم]
اجرا کردن

سکه کانادا یا آمریکا

Ex: She gave her child a quarter to use at the arcade .

او به فرزندش یک سکه 25 سنتی داد تا در سالن بازی استفاده کند.

debit [اسم]
اجرا کردن

بدهی

Ex: He checked his account balance after a large debit .

او پس از یک بدهی بزرگ موجودی حساب خود را بررسی کرد.

gamble [اسم]
اجرا کردن

پول قمار

Ex: She placed a small gamble on the roulette wheel .
incentive [اسم]
اجرا کردن

پاداش

Ex: The school provided scholarships as an incentive for students to excel academically .

مدرسه بورسیه‌هایی را به عنوان انگیزه برای دانش‌آموزان جهت موفقیت تحصیلی ارائه داد.

savings [اسم]
اجرا کردن

پس‌انداز

Ex:

ذخیره کردن برای بازنشستگی در اوایل حرفه شما می‌تواند به امنیت مالی بلندمدت قابل توجهی منجر شود.

loan [اسم]
اجرا کردن

وام

Ex:

او برای پرداخت اقساط ماهانه وام دانشجویی خود تقلا کرد.

debt [اسم]
اجرا کردن

بدهی

Ex: The company 's debt continued to grow as profits failed to meet expectations .

بدهی شرکت ادامه به رشد کرد در حالی که سودها انتظارات را برآورده نکردند.

overdraft [اسم]
اجرا کردن

اضافه‌برداشت

Ex: The bank notified him of an overdraft due to insufficient funds .

بانک به او از برداشت بیش از حد به دلیل عدم وجوه کافی اطلاع داد.

tax [اسم]
اجرا کردن

مالیات

Ex: The company hired a tax consultant to ensure compliance with the latest tax laws and regulations .

شرکت یک مشاور مالیاتی استخدام کرد تا اطمینان حاصل کند که با آخرین قوانین و مقررات مالیاتی مطابقت دارد.

اجرا کردن

حساب جاری

Ex: She transferred the money from her savings account to her current account .

او پول را از حساب پس‌انداز خود به حساب جاری خود منتقل کرد.

wage [اسم]
اجرا کردن

دستمزد

Ex:

او از دستمزد خود از کار نیمه وقت برای پس‌انداز هزینه‌های دانشگاه استفاده کرد.

poverty [اسم]
اجرا کردن

فقر

Ex: Despite efforts to improve conditions , poverty continues to affect millions globally .

علیرغم تلاش‌ها برای بهبود شرایط، فقر همچنان میلیون‌ها نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار می‌دهد.

tip [اسم]
اجرا کردن

انعام

Ex: He left a generous tip for the waiter who provided excellent service throughout the meal .

او برای پیشخدمتی که در طول وعده غذایی خدمات عالی ارائه داد، انعام سخاوتمندانه‌ای گذاشت.

donation [اسم]
اجرا کردن

کمک (پولی و غیره)

Ex: They collected donations of food and clothing for those in need .

آنها کمک‌های غذا و لباس برای نیازمندان جمع‌آوری کردند.

tariff [اسم]
اجرا کردن

تعرفه

Ex: The new trade agreement lowered tariffs on electronics imported from Asia .

توافقنامه تجاری جدید تعرفه‌ها بر روی محصولات الکترونیکی وارداتی از آسیا را کاهش داد.

cash-back [اسم]
اجرا کردن

برگشت نقدی

Ex: The online retailer offers cash-back incentives for referring friends to their website .

خرده‌فروشی آنلاین مشوق‌های بازپرداخت نقدی برای معرفی دوستان به وب‌سایت خود ارائه می‌دهد.

till [اسم]
اجرا کردن

صندوق (در فروشگاه)

Ex: He accidentally left his wallet at the till after paying for his groceries , but fortunately , it was still there when he returned .

او به طور تصادفی کیف پولش را پس از پرداخت خریدهایش روی صندوق جا گذاشت، اما خوشبختانه، وقتی برگشت هنوز آنجا بود.

fundraising [اسم]
اجرا کردن

جمع‌آوری اعانه

Ex: The marathon was held as a fundraising event to support local animal shelters .

ماراتن به عنوان یک رویداد جذب کمک‌های مالی برای حمایت از پناهگاه‌های حیوانات محلی برگزار شد.

pension [اسم]
اجرا کردن

حقوق بازنشستگی

Ex: She was concerned about the security of her pension following the company 's financial difficulties .

او نگران امنیت بازنشستگی خود پس از مشکلات مالی شرکت بود.

اجرا کردن

رمزارز

Ex:

ارز دیجیتال به دلیل قیمت‌های ناپایدار بازارش شناخته شده است.

واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها بافت‌ها صداها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها
درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن تهیه غذا تغییر و شکل دادن
خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری سرگرمی ها و روال ها Shopping
مالی و ارز Workplace زندگی اداری شغل‌های تخصصی
مشاغل کار دستی مشاغل خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation Society رویدادهای اجتماعی حیوانات
بخش های شهر غذا و نوشیدنی دوستی و دشمنی جنسیت و تمایلات جنسی
Family سبک‌های رابطه روابط عاشقانه احساسات مثبت
احساسات منفی سفر و گردشگری Migration مواد
Pollution فجایع قیدهای نظر و قطعیت قیدهای حالت
Weather قیدهای درجه قیدهای زمان و تکرار قیدهای هدف و تأکید
قیدهای پیوندی