پادرمیانی کردن
معلم مجبور شد مداخله کند وقتی دو دانشآموز در کلاس شروع به جر و بحث کردند.
در اینجا برخی از افعال انگلیسی مربوط به مداخله مانند "میانجیگری"، "درگیر کردن" و "شرکت کردن در" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
پادرمیانی کردن
معلم مجبور شد مداخله کند وقتی دو دانشآموز در کلاس شروع به جر و بحث کردند.
وساطت کردن
گاهی اوقات، ضروری است که یک شخص سوم میانجیگری کند تا انصاف و تفاهم را در یک گفتگو تضمین کند.
میانجیگری کردن
رهبران اتحادیه و مدیران شرکت موافقت کردند که در مذاکرات قرارداد میانجیگری کنند تا به توافقی برسند.
پادرمیانی کردن
وقتی دو همکار وارد بحث داغی شدند، سارا سعی کرد قبل از اینکه اوضاع از کنترل خارج شود وساطت کند.
مداخله کردن
نگران از اختلاف نظر فزاینده، یک همکار ارشد تصمیم گرفت مداخله کند.
مشارکت داشتن در
به جای اجتناب از مشکل، بهتر است در ارتباطات باز درگیر شوید تا تعارضات را حل کنید.
مشارکت کردن
دیوانگی است که این تغییرات را بدون درگیر کردن دانشآموزان انجام دهیم.
دخیل شدن
قبل از اینکه برای کمیته ثبت نام کنید، در نظر بگیرید که به چه چیزی وارد میشوید؛ این کار زیادی است.
به یک فعالیت در حال انجام پیوستن
شرکت کارمندان را تشویق کرد تا در کمپین خیریه شرکت کنند.
ندانسته وارد چیزی شدن
خانواده با دخالت ناخواسته در امور همسایه خود به یک مشاجره کشیده شدند.
درگیر شدن
مدیر به طور عاقلانه ای از درگیر کردن اعضای تیم در سیاست های اداری اجتناب کرد.
شرکت کردن
ملتها موافقت کردند که وارد مذاکرات شوند تا تنشهای دیپلماتیک را حل کنند.
درگیر کردن
گنگ رقیب سعی کرد رقبای خود را در یک جنگ قلمرو درگیر کند.