افعال وجود و عمل - افعال برای اقامت

در اینجا برخی از افعال انگلیسی مربوط به اسکان مانند "اقامت کردن"، "پناه دادن" و "چادر زدن" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال وجود و عمل
اجرا کردن

منزل دادن

Ex: The innkeeper arranged rooms to accommodate the visiting family .

مهماندار اتاق‌ها را برای اسکان خانواده مهمان ترتیب داد.

to house [فعل]
اجرا کردن

اسکان دادن

Ex: The university will house international students in dormitories on campus .

دانشگاه دانشجویان بین‌المللی را در خوابگاه‌های داخل محوطه دانشگاه اسکان خواهد داد.

to billet [فعل]
اجرا کردن

اسکان دادن، مستقر کردن

Ex: The officers were billeted in a nearby hotel while on deployment .

افسران در حال استقرار در یک هتل نزدیک اسکان داده شدند.

to quarter [فعل]
اجرا کردن

اسکان دادن

Ex:

سازمان برای اسکان دادن به خانواده‌های آواره در محیط‌های امن و حمایتی تلاش می‌کند.

to harbor [فعل]
اجرا کردن

پناه دادن

Ex: During the storm , the family harbored several stranded travelers overnight .

در طول طوفان، خانواده چند مسافر گرفتار را برای یک شب پناه داد.

to inhabit [فعل]
اجرا کردن

ساکن شدن

Ex: Many species of birds inhabit the forest year-round .

گونه‌های بسیاری از پرندگان در طول سال در جنگل سکونت دارند.

to reside [فعل]
اجرا کردن

سکونت داشتن

Ex: Professors often reside in the residential quarters on campus .

استادان اغلب در محله‌های مسکونی دانشگاه سکونت دارند.

to live [فعل]
اجرا کردن

زندگی کردن

Ex: We are planning to live near the mountains for a more serene lifestyle .

ما قصد داریم در نزدیکی کوه‌ها زندگی کنیم برای یک سبک زندگی آرام‌تر.

to dwell [فعل]
اجرا کردن

مستقر شدن

Ex: The nomadic tribe dwells in tents , moving from one location to another with the seasons .

قبیله کوچ‌نشین در چادرها سکونت دارند، با تغییر فصل‌ها از مکانی به مکان دیگر نقل مکان می‌کنند.

to room [فعل]
اجرا کردن

اتاق مشترک داشتن

Ex: I ended up rooming with three people I had never met before in the dorms .

من در خوابگاه با سه نفری که قبلاً هرگز ملاقات نکرده بودم اتاق مشترک گرفتم.

to camp [فعل]
اجرا کردن

در چادر ساکن شدن

Ex: We decided to camp on the beach for the weekend , sleeping under the stars .

ما تصمیم گرفتیم برای آخر هفته در ساحل چادر بزنیم، زیر ستاره‌ها بخوابیم.

to lodge [فعل]
اجرا کردن

جا دادن

Ex: The homeowner decided to lodge international students during the summer .

صاحب خانه تصمیم گرفت در طول تابستان از دانشجویان بین‌المللی میزبانی کند.

to board [فعل]
اجرا کردن

موقت اقامت کردن

Ex: The company provides housing for its employees , allowing them to board near the office during project assignments .

شرکت برای کارمندان خود مسکن فراهم می‌کند، به آن‌ها اجازه می‌دهد در طول مأموریت‌های پروژه نزدیک دفتر اقامت کنند.

to nest [فعل]
اجرا کردن

لانه ساختن

Ex: Certain species of turtles travel long distances to nest on specific beaches , where they dig holes to lay their eggs .

برخی گونه‌های لاک‌پشت مسافت‌های طولانی را برای لانه‌سازی در سواحل خاصی طی می‌کنند، جایی که آن‌ها چاله‌هایی برای تخم‌گذاری حفر می‌کنند.

to occupy [فعل]
اجرا کردن

سکونت داشتن

Ex: The newlyweds decided to occupy a charming cottage by the lake for their first year of marriage .

تازه عروس و داماد تصمیم گرفتند برای اولین سال ازدواجشان یک کلبه دلباز کنار دریاچه را اشغال کنند.

to populate [فعل]
اجرا کردن

ساکن شدن

Ex: Historical records suggest that ancient civilizations once populated the arid desert regions .

مدارک تاریخی نشان می‌دهند که تمدن‌های باستانی زمانی مناطق خشک بیابانی را مسکونی کرده بودند.

to sojourn [فعل]
اجرا کردن

موقتی اقامت کردن

Ex: As a travel blogger , she often sojourns in various destinations , capturing the essence of each place through her writings and photographs .

به عنوان یک بلاگر سفر، او اغلب در مقاصد مختلف اقامت می‌کند، جوهر هر مکان را از طریق نوشته‌ها و عکس‌هایش ثبت می‌کند.

to abide [فعل]
اجرا کردن

ساکن بودن

Ex: As a professor at the university , she abides in the campus housing .

به عنوان یک استاد در دانشگاه، او در مسکن پردیس اقامت دارد.

to move in [فعل]
اجرا کردن

به جایی نقل‌مکان کردن

Ex: The new bakery will move in to the corner shop next week .

نانوایی جدید هفته آینده به مغازه گوشه خواهد رفت.

اجرا کردن

ساکن شدن

Ex: The team is still getting used to the changes , but they are starting to settle in .

تیم هنوز در حال عادت کردن به تغییرات است، اما آنها شروع به ساکن شدن کرده‌اند.