افعال وجود و عمل - افعال برای رویدادهای در حال وقوع
در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به رویدادهایی اشاره دارند که اتفاق میافتند مانند "تکرار شدن"، "اتفاق افتادن" و "پدید آمدن".
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to come into existence by chance or as a consequence

اتفاق افتادن, رخ دادن
اگر این مواد شیمیایی را مخلوط کنید، ممکن است انفجار رخ دهد.
to come to be or take place, especially unexpectedly or naturally

اتفاق افتادن, رخ دادن، روی دادن
بلایای طبیعی، مانند زمینلرزهها، اغلب در مناطق لرزهخیز رخ میدهند.
to happen or materialize as an event or situation

روی دادن, اتفاق افتادن، بهوقوع پیوستن، شدن
تاچ داون نهایی در ثانیههای آخر بازی آمد.
to come into existence or begin to happen

شروع شدن, شروع کردن
نمایش با یک مونولوگ دراماتیک شروع شد.
to happen or appear again after a certain period

دوباره روی دادن, باز رخ دادن
آلرژیهای فصلی تمایل دارند هر بهار تکرار شوند وقتی که تعداد گردهها افزایش مییابد.
to take place, unfold, or happen, often in the context of events or situations

رخ دادن, اتفاق افتادن
همانطور که روز پیش میرفت، آشکار شد که چیزی غیرعادی در شرف اتفاق افتادن در شهر کوچک است.
to become a reality, especially something that was planned or expected

تحقق یافتن, واقعی شدن
طرحهای پارک جدید در شهر به دلیل تاخیرهای بوروکراتیک هنوز محقق نشدهاند.
to begin to exist or become noticeable

پدید آمدن, به وجود آمدن
هنگامی که شرکت از مهلت قریبالوقوع برای راهاندازی محصول آگاه شد، احساس فوریت پدید آمد.
to happen, often unexpectedly

به وقوع پیوستن, اتفاق افتادن
تأخیر غیرمنتظره به دلیل شرایط آبوهوایی شدید رخ داد.
to happen to a person or thing in a way that seems destined and has serious consequences

رخ دادن, اتفاق افتادن
عواقب تصمیم بر سر کل سازمان آمد.
to emerge as a particular outcome

معلوم شدن
آنها انتظار نداشتند که مردم زیادی بیایند. معلوم شد که شراب قدیمی بسیار بیشتر از آنچه که انتظار داشتند ارزش دارد.
to take place as an outcome

رخ دادن
چندین عارضه غیرمنتظره رخ داد در طول پروژه ساخت و ساز.
to take place, especially in a way that seems inevitable

روی دادن, اتفاق افتادن
بگذار سرنوشت تصمیم بگیرد که بعد چه اتفاقی میافتد.
to happen following something or as a result of it

در پی چیزی آمدن, به دنبال آمدن
یک درگیری بزرگ به دنبال آمد وقتی که شرایط توافق برآورده نشد.
to occur as an additional or unexpected development following something else

تصادفی روی دادن
مسائل حقوقی پس از امضای قرارداد پیش آمد و پروژه را به تأخیر انداخت.
to make something tangible or actual from an idea or concept

ملموس کردن
نمونه اولیه به تحقق طراحی نوآورانه برای گجت جدید کمک کرد.
