افعال وجود و عمل - افعال برای رویدادهای در حال وقوع

در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به رویدادهایی اشاره دارند که اتفاق می‌افتند مانند "تکرار شدن"، "اتفاق افتادن" و "پدید آمدن".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال وجود و عمل
to happen [فعل]
اجرا کردن

اتفاق افتادن

Ex: An unexpected storm can happen at any time of year .

یک طوفان غیرمنتظره می‌تواند در هر زمانی از سال رخ دهد.

to occur [فعل]
اجرا کردن

اتفاق افتادن

Ex: The meeting occurred as scheduled despite the bad weather .

جلسه با وجود آب و هوای بد طبق برنامه برگزار شد.

to come [فعل]
اجرا کردن

روی دادن

Ex: His long-awaited promotion came just when he needed it the most .

ترفیع طولانی‌مدت مورد انتظارش آمد دقیقاً زمانی که بیشتر از همیشه به آن نیاز داشت.

to start [فعل]
اجرا کردن

شروع شدن

Ex: A new era of technology started with the invention of the smartphone .

عصر جدیدی از فناوری با اختراع تلفن همراه هوشمند آغاز شد.

to recur [فعل]
اجرا کردن

دوباره روی دادن

Ex: The pain in his knee recurred every time he tried to run .

درد در زانوی او تکرار شد هر بار که سعی کرد بدود.

اجرا کردن

رخ دادن

Ex: It was unclear how the misunderstanding had transpired between the two parties .

مشخص نبود که چگونه سوءتفاهم بین دو طرف رخ داده است.

اجرا کردن

تحقق یافتن

Ex: The new community center will materialize next year , fulfilling the long-standing promise to local residents .

مرکز جامعه جدید سال آینده محقق خواهد شد، و وعده دیرینه به ساکنان محلی را تحقق می‌بخشد.

to arise [فعل]
اجرا کردن

پدید آمدن

Ex: It was only when the sun set that the need for additional lighting arose in the outdoor event .

فقط زمانی که خورشید غروب کرد، نیاز به روشنایی اضافی در رویداد فضای باز به وجود آمد.

اجرا کردن

به وقوع پیوستن

Ex: How did this situation come about ?

این وضعیت چگونه پیش آمد؟

to befall [فعل]
اجرا کردن

رخ دادن

Ex:

آنچه بر سر شخصیت اصلی رمان آمد، مجموعه‌ای از چالش‌ها بود.

to turn out [فعل]
اجرا کردن

معلوم شدن

Ex:

رستوران جدید به عنوان یک موفقیت بزرگ در میان مردم محلی درآمد.

اجرا کردن

رخ دادن

Ex: A new strategy eventuated from the team 's brainstorming session .

یک استراتژی جدید از جلسه طوفان فکری تیم حاصل شد.

to betide [فعل]
اجرا کردن

روی دادن

Ex: No one knows what will betide in the coming days .

هیچ کس نمی‌داند در روزهای آینده چه اتفاقی خواهد افتاد.

to ensue [فعل]
اجرا کردن

در پی چیزی آمدن

Ex: A heated argument ensued after the controversial decision was announced .

پس از اعلام تصمیم جنجالی، بحث داغی درگرفت.

اجرا کردن

تصادفی روی دادن

Ex: The unforeseen complications supervened after the surgery , requiring additional treatment .

عوارض پیش‌بینی نشده رخ داد پس از عمل جراحی، که نیاز به درمان اضافی داشت.

to realize [فعل]
اجرا کردن

ملموس کردن

Ex: The film realized the book ’s narrative with great accuracy .

فیلم روایت کتاب را با دقت زیادی محقق کرد.