موجب شدن
امیدوارم تأخیر من موجب هیچ ناراحتی نشده باشد.
در اینجا برخی از افعال انگلیسی را که به علیت اشاره دارند مانند "prompt"، "result in" و "affect" یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
موجب شدن
امیدوارم تأخیر من موجب هیچ ناراحتی نشده باشد.
موجب شدن
انتشار مقاله تحقیقاتی پیشگامانه، موجب افزایش علاقه از سوی جامعه علمی شد.
به وجود آوردن
آنها یک برنامه نرمافزاری جدید برای حل مشکل ایجاد کردند.
باعث وقوع چیزی شدن
دارو ایجاد میکند احساس هیجان را.
نشأت گرفتن
تخریب محیط زیست در این منطقه ناشی از روشهای ناپایدار قطع درختان و جنگلزدایی است.
موجب شدن
موفقیت کمپین جمعآوری کمکهای مالی آنها موجب افزایش قابل توجهی در کمکهای خیریه شد.
باعث مصیبت شدن
ناپایداری ساختاری سد خطر جدی ایجاد میکند و میتواند موجب فاجعه زیستمحیطی در پاییندست شود.
باعث چیزی شدن
کار سخت و فداکاری موجب موفقیت آنها شد.
تسریع کردن
استعفای ناگهانی اعضای کلیدی تیم ممکن است تسریع در فروپاشی زمانبندی پروژه شود.
برانگیختن
با کمک یک ویدیوی ویروسی، این حادثه به سرعت موجب یک گفتگوی ملی درباره برابری نژادی شد.
موجب شدن
ارتباط خوب میتواند منجر به روابط قویتر با دیگران شود.
بوجود آوردن
نوآوری میتواند منجر به رشد اقتصادی شود، که رفاه و توسعه را در یک جامعه تقویت میکند.
ایجاد کردن
ارتباط مؤثر برای ایجاد اعتماد و همکاری درون یک تیم ضروری است.
کاتالیز کردن
یک گفتگوی به موقع میتواند تسریع کننده تغییر در دیدگاه باشد، که منجر به رشد شخصی و خودشناسی میشود.
ایجاد کردن
عدم وجود اقدامات ایمنی مناسب در محل ساخت و ساز ایجاد خطر بالقوه برای کارگران میکند.
در معرض قرار دادن
زندگی در یک محله پر سر و صدا ساکنان را در معرض اختلالات مداوم قرار میداد و خواب را مختل میکرد.
سختی بر کسی تحمیل کردن
پس از حادثه، خانواده او تحت فشار عاطفی شدیدی قرار گرفتند.
تأثیر گذاشتن
سیاستهای اقتصادی اجرا شده توسط دولتها میتوانند تأثیر بگذارند بر رفاه کلی یک ملت.
تأثیر گذاشتن
تغییرات اقتصادی جهانی میتوانند به طور قابل توجهی تأثیر بگذارند بر کسبوکارهای محلی و نرخ اشتغال.
تحتتأثیر قرار دادن
کمبود تغذیه مناسب میتواند بر رشد جسمی و شناختی کودک تأثیر بگذارد.
شرطی کردن
مذاکرات جاری شرایط توافقنامه تجاری بین دو کشور را تعیین خواهد کرد.