افعال وجود و عمل - افعال برای وجود
در اینجا برخی از افعال انگلیسی مربوط به وجود مانند "همزیستی"، "ماندن" و "پافشاری" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to have an existence

وجود داشتن, بودن
فرصتهای زیادی برای بهبود وجود دارد.
to continue to exist or be alive

زنده ماندن
او به اندازه کافی زندگی کرد تا صدمین سالگرد تولدش را جشن بگیرد.
to live for a longer period than another individual

بیشتر از دیگری زندگی کردن, زنده ماندن بعد از
او به خاطر توانایی مادربزرگش در زنده ماندن بیشتر از بسیاری از دوستان و خانوادهاش تحسینش میکرد.
to have actual presence or reality, even if no one is thinking about it or noticing it

وجود داشتن
فلاسفه در این مورد بحث میکنند که آیا مفاهیم انتزاعی مانند اعداد واقعاً وجود دارند یا نه.
to exist together in the same location or period, without necessarily interacting

همزیستی
فناوری گذشته و حال اغلب در محیطهای کاری ترکیبی همزیستی دارند.
to exist together, often implying harmony or cooperation between different entities or groups

همزیستی, با هم زندگی کردن
علیرغم تفاوتهایشان، دو سازمان راهی برای همزیستی و کار به سمت یک هدف مشترک پیدا کردند.
to exist before a specific event, object, or condition

از پیش وجود داشتن
دستنوشتههای تاریخی در آرشیو قبل از تأسیس کتابخانه مدرن وجود داشتند.
to continue to be in a particular condition or state

ماندن
بهروزرسانی نرمافزار تضمین میکند که سیستم از آسیبپذیریها در امان بماند.
to stay in the same state or condition

ماندن, باقی ماندن
قلعه قدیمی همچنان به ماندن به عنوان نمادی از تاریخ شهر ادامه میدهد.
to remain in a location while others depart

تنها ماندن
علیرغم طوفان، معلم فداکار در کلاس ماند تا به دانشآموزی که مشکل داشت کمک کند.
to remain in a place longer than originally intended, often with the expectation of waiting for something to happen or for someone to arrive

(در جایی) ماندن, نرفتن
کنسرت آنقدر خوب بود که تصمیم گرفتیم تا آخر بمانیم.
to last beyond the typical or anticipated duration

پافشاری کردن, ادامه داشتن
خاطره آن روز سالها در ذهنش پابرجا ماند، از محو شدن سر باز زد.
