افعال وجود و عمل - افعال برای عدم اقدام

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به عدم اقدام اشاره دارند مانند "خودداری کردن"، "تعلل کردن" و "پرهیز کردن".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال وجود و عمل
to refrain [فعل]
اجرا کردن

خودداری کردن

Ex: Wanting to avoid spoilers , she refrains from reading reviews until after watching the movie .

برای جلوگیری از اسپویلرها، او از خواندن نقدها تا بعد از تماشای فیلم خودداری می‌کند.

to abstain [فعل]
اجرا کردن

پرهیز کردن

Ex: To stay focused on her studies , Lisa chose to abstain from social media during exam week .

برای متمرکز ماندن بر روی تحصیلاتش، لیزا تصمیم گرفت در هفته امتحانات از شبکه‌های اجتماعی پرهیز کند.

to desist [فعل]
اجرا کردن

اجتناب کردن

Ex: The police ordered the protesters to desist from blocking the road .

پلیس به معترضان دستور داد که از مسدود کردن جاده دست بردارند.

to forbear [فعل]
اجرا کردن

جلوی خود را نگه داشتن

Ex: Watching the children play in the park , Mary could n't forbear a sense of joy and warmth .

با تماشای کودکان در حال بازی در پارک، مری نتوانست احساس شادی و گرمای درونش را مهار کند.

to back off [فعل]
اجرا کردن

کنار کشیدن

Ex: The employee was advised to back off temporarily for health reasons .

به کارمند توصیه شد که به دلایل سلامتی موقتاً کنار بکشد.

اجرا کردن

(در جایی) وقت‌گذرانی کردن

Ex: Do n’t just hang around ; let me know if you need help with anything !

فقط ول گشتن نکن؛ اگر به کمک در هر چیزی نیاز داشتی به من بگو!

اجرا کردن

با استراحت وقت‌کشی کردن

Ex: The student procrastinated on their homework , lying around in bed until the last minute .

دانش آموز در انجام تکالیفش تعلل کرد، دراز کشیدن در رختخواب تا آخرین لحظه.

to wait [فعل]
اجرا کردن

صبر کردن

Ex: Patients are asked to wait in the waiting room until their name is called .

از بیماران خواسته می‌شود در اتاق انتظار صبر کنند تا نامشان خوانده شود.

اجرا کردن

جایی ماندن

Ex: The students waited around the school auditorium for the special assembly .

دانش‌آموزان در اطراف سالن اجتماعات مدرسه برای مجمع ویژه منتظر ماندند.

اجرا کردن

بیکار نشستن

Ex: The unemployed man sat around all day , waiting for the phone to ring .

مرد بیکار تمام روز بی‌کار نشسته بود، منتظر زنگ تلفن.

to hesitate [فعل]
اجرا کردن

تعلل کردن

Ex: Confronted with the difficult decision , Tom hesitated , weighing the pros and cons before making a choice .

در مواجهه با تصمیم دشوار، تام درنگ کرد، با سنجیدن مزایا و معایب قبل از گرفتن تصمیم.

to stand by [فعل]
اجرا کردن

دست رو دست گذاشتن

Ex:

در مواقع اضطراری، مهم است که بی‌عمل نمانیم بلکه سریع و قاطعانه عمل کنیم.

اجرا کردن

نگه داشتن

Ex: She held back , unsure of how to respond to the unexpected question .

او خودداری کرد، مطمئن نبود که چگونه به سوال غیرمنتظره پاسخ دهد.

to look on [فعل]
اجرا کردن

(از دور) نظاره‌گر بودن

Ex:

روستاییان با ترس نگاه می‌کردند در حالی که شعله‌ها خانه همسایه را فرا می‌گرفت.

اجرا کردن

بیکار ایستادن

Ex: The employees were just standing around , chatting , instead of helping customers .

کارمندان فقط دور هم ایستاده بودند, در حال گپ زدن، به جای کمک به مشتریان.

to forgo [فعل]
اجرا کردن

صرف نظر کردن

Ex: Despite the tempting sale , Emily chose to forgo buying new clothes and instead save money for a future trip .

علیرغم فروش وسوسه‌انگیز، امیلی تصمیم گرفت از خرید لباس‌های جدید صرف‌نظر کند و به جای آن پول را برای یک سفر آینده پس‌انداز کند.

اجرا کردن

تردید کردن

Ex: Some students may hang back from asking questions in class because they fear looking foolish .

برخی از دانش‌آموزان ممکن است از پرسیدن سوال در کلاس خودداری کنند زیرا می‌ترسند احمق به نظر برسند.

to loiter [فعل]
اجرا کردن

پرسه زدن

Ex: After finishing his work shift , James would often loiter in the nearby park , enjoying the fresh air and relaxation .

بعد از اتمام شیفت کاریش، جیمز اغلب در پارک نزدیک پرسه می‌زد، از هوای تازه و آرامش لذت می‌برد.