افعال وجود و عمل - افعال برای کمبود عمل
در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به عدم اقدام اشاره دارند مانند "خودداری کردن"، "تعلل کردن" و "پرهیز کردن".
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to resist or hold back from doing or saying something

خودداری کردن
با آگاهی از اهمیت زمانبندی، او از قطع کردن صحبت گوینده در طول ارائه خودداری کرد.
to avoid doing something, especially something that one enjoys

پرهیز کردن, امتناع کردن
او از هفته گذشته از استفاده از رسانههای اجتماعی خودداری کرده تا روی تحصیلاتش تمرکز کند.
to stop doing something, particularly in response to a request, command, or understanding that it should be discontinued

اجتناب کردن, خودداری کردن
اگر از ایجاد آن سر و صدا دست نکشید، مجبور خواهم شد از شما بخواهم که محل را ترک کنید.
to hold back from an action or behavior

جلوی خود را نگه داشتن
با احترام به جدیت این مناسبت، آنها از خندیدن در طول مراسم یادبود خودداری کردند.
to no longer be involved in a task or obligation

کنار کشیدن, عقب نشینی کردن
جری وقتی فهمید چقدر کار درگیر است کنار کشید.
to spend time in a place, often without a specific purpose or activity

(در جایی) وقتگذرانی کردن
او تصمیم گرفت در اطراف کافه بچرخد تا ببیند آیا دوستانش ظاهر میشوند یا نه.
to waste time relaxing and doing nothing

با استراحت وقتکشی کردن
ما برنامه ریزی کردهایم که فردا تمام روز روی ساحل دراز بکشیم.
to not leave until a person or thing is ready or present or something happens

صبر کردن, منتظر بودن، منتظر ماندن
لطفاً یک لحظه صبر کنید تا من موجودی آیتم را بررسی کنم.
to remain in one spot with nothing to do, expecting something to happen

جایی ماندن
مسافران در اطراف سکوی قطار برای ورود تأخیردار منتظر ماندند.
to spend time doing nothing or nothing productive

بیکار نشستن, کار خاصی انجام ندادن
در یکشنبههای تنبل، آنها دوست دارند بدون انجام کاری بنشینند و تلویزیون تماشا کنند.
to pause before saying or doing something because of uncertainty or nervousness

تعلل کردن, تردید کردن
در مواجهه با سوال غیرمنتظره، نامزد برای لحظهای درنگ کرد، کلماتش را با دقت انتخاب کرد قبل از پاسخ دادن.
to refrain from taking action when it is necessary

دست رو دست گذاشتن
دیدن کسی که کنار میایستد در حالی که دیگران به کمک نیاز دارند، ناامیدکننده است.
to refrain from taking immediate action or speaking out, typically due to uncertainty, reluctance

نگه داشتن, خودداری کردن
طبیعی است که در مواجهه با یک معضل چالشبرانگیز خودداری کنید.
to watch an event or incident without getting involved

(از دور) نظارهگر بودن, تماشا کردن
همسایهها با نگرانی تماشا میکردند در حالی که آتشنشانها با آتشی که ساختمان آپارتمانشان را فرا گرفته بود مبارزه میکردند.
to spend time standing in a place without doing anything purposeful or without having a particular reason to be there

بیکار ایستادن
فقط ایستاده نمان—به من کمک کن این جعبهها را جابهجا کنیم!
to decide not to do or have something; to abstain from

صرف نظر کردن, پرهیز کردن
با درک اهمیت مدیریت زمان، الکس تصمیم گرفت صرف نظر کند از تماشای تلویزیون و زمان بیشتری را به مطالعه اختصاص دهد.
to hesitate to do or say something, often due to uncertainty or shyness

تردید کردن, عقب نشینی کردن
فرصت صحبت با مدیرعامل وجود داشت، اما او درنگ کرد و فرصت شبکهسازی را از دست داد.
to stand around in a public place without an apparent or clear purpose

پرسه زدن, بی هدف گشتن
نگهبان امنیت از افراد خواست که محل را ترک کنند زیرا آنها به پرسه زدن در پارکینگ ادامه میدادند.
