افعال وجود و عمل - افعال برای انتقام

در اینجا برخی از افعال انگلیسی مربوط به انتقام مانند "حمله متقابل"، "انتقام گرفتن" و "تلافی کردن" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال وجود و عمل
اجرا کردن

مقابله‌به‌مثل کردن

Ex: The nation sought to retaliate economic sanctions by imposing reciprocal measures on its trading partners ..

ملت تلاش کرد تا با اعمال اقدامات متقابل بر شرکای تجاری خود، به تحریم‌های اقتصادی پاسخ دهد.

to avenge [فعل]
اجرا کردن

انتقام گرفتن

Ex: In the fantasy novel , the knight vowed to avenge the kingdom 's fallen king and restore peace to the realm .

در رمان فانتزی، شوالیه قسم خورد که از پادشاه سقوط کرده پادشاهی انتقام بگیرد و صلح را به قلمرو بازگرداند.

اجرا کردن

جبران کردن

Ex: Social interactions become more harmonious when people reciprocate respect .

تعاملات اجتماعی زمانی هماهنگ‌تر می‌شوند که مردم به احترام پاسخ متقابل می‌دهند.

to requite [فعل]
اجرا کردن

تلافی کردن

Ex: The soldier vowed to requite the wrong done to his comrades .

سرباز قسم خورد که انتقام بدی انجام شده به همرزمانش را بگیرد.

اجرا کردن

تلافی کردن

Ex: The army prepared to strike back after an unprovoked attack on their borders .

ارتش پس از یک حمله بی‌دلیل به مرزهایشان آماده ضدحمله شد.

to hit back [فعل]
اجرا کردن

تلافی کردن

Ex: She hit back with a well-reasoned argument in response to the negative feedback .

او با یک استدلال منطقی در پاسخ به بازخورد منفی پاسخ داد.

اجرا کردن

حمله متقابل کردن

Ex: The boxer absorbed his opponent 's punches and then counterattacked with a swift combination .

بوکسور ضربات حریف خود را جذب کرد و سپس با یک ترکیب سریع حمله متقابل کرد.

to revenge [فعل]
اجرا کردن

انتقام گرفتن

Ex: After being humiliated , she sought to revenge herself by spreading damaging rumors .

پس از تحقیر شدن، او به دنبال انتقام بود با پخش شایعات آسیب‌زننده.

اجرا کردن

انتقام گرفتن

Ex: She got back at her brother by hiding his favorite toy .

او با پنهان کردن اسباب‌بازی مورد علاقه‌اش از برادرش انتقام گرفت.

to pay back [فعل]
اجرا کردن

انتقام گرفتن

Ex: He 's plotting to pay back everyone who doubted him .

او در حال برنامه‌ریزی برای انتقام گرفتن از همه کسانی است که به او شک داشتند.

to fix [فعل]
اجرا کردن

تلافی کردن

Ex: She planned to fix her ex-partner for cheating on her by exposing their secrets .

او قصد داشت با افشای رازهایش حسابش را با شریک سابقش به خاطر خیانت به او تسویه کند.

to venge [فعل]
اجرا کردن

انتقام گرفتن

Ex: The knight set out on a quest to venge the honor of his fallen comrade .

شوالیه برای انتقام گرفتن از افتخار رفیق افتاده‌اش به مأموریتی رفت.