افعال وجود و عمل - افعال برای وابستگی و ارتباط

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را که به وابستگی و ارتباط اشاره دارند، مانند "پایه"، "همبستگی" و "مرتبط" یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال وجود و عمل
to base [فعل]
اجرا کردن

پایه‌گذاری کردن

Ex:

ارزش‌های شرکت بر پایه تعهد به پایداری و روش‌های اخلاقی استوار است.

to base on [فعل]
اجرا کردن

بر چیزی مبتنی بودن

Ex: The report is based on extensive research in the field .

گزارش بر اساس تحقیقات گسترده در این زمینه است.

to build on [فعل]
اجرا کردن

چیزی را مبنا قرار دادن

Ex: The company plans to build on its reputation for quality service .

شرکت قصد دارد بر روی شهرت خود در ارائه خدمات با کیفیت بنا کند.

to underlie [فعل]
اجرا کردن

اساس چیزی بودن

Ex: The principles of fairness underlie the new policy changes .

اصول انصاف زیربنای تغییرات جدید سیاستی هستند.

to depend [فعل]
اجرا کردن

وابسته بودن

Ex:

طعم غذا بستگی به کیفیت مواد اولیه و مهارت آشپز دارد.

اجرا کردن

روی کسی یا چیزی حساب کردن

Ex: Farmers depend on favorable weather conditions to ensure a good harvest each year .

کشاورزان به شرایط آب و هوایی مساعد متکی هستند تا هر سال برداشت خوبی را تضمین کنند.

to ride on [فعل]
اجرا کردن

به موفقیت رسیدن

Ex: The family 's financial stability rides on wise investments and savings .

ثبات مالی خانواده به سرمایه‌گذاری‌ها و پس‌اندازهای عاقلانه وابسته است.

to live off [فعل]
اجرا کردن

از لحاظ مالی به کسی وابسته بودن

Ex: They live off the land , growing their own food and raising livestock .

آنها از زمین زندگی می‌کنند، غذای خود را کشت می‌کنند و دام پرورش می‌دهند.

اجرا کردن

هم‌بستگی داشتن

Ex: The rising temperatures in the region correlate with an increase in heat-related illnesses .

افزایش دما در منطقه با افزایش بیماری‌های مرتبط با گرما همبستگی دارد.

to hinge on [فعل]
اجرا کردن

تنها به چیزی وابسته بودن

Ex:

موفقیت پروژه به تأمین بودجه کافی وابسته خواهد بود.

to rest on [فعل]
اجرا کردن

بر‌ اساس چیزی بودن

Ex:

طراحی معماری ساختمان بر پایه اصول مینیمالیسم مدرن و مواد پایدار استوار است.

to rely on [فعل]
اجرا کردن

تکیه کردن به

Ex: In a crisis , people often rely on their instincts to make quick decisions .

در بحران، مردم اغلب برای تصمیم‌گیری سریع به غرایز خود تکیه می‌کنند.

to count on [فعل]
اجرا کردن

روی کسی یا چیزی حساب کردن

Ex: Clients need to count on the quality of our services for long-term satisfaction .

مشتریان باید بتوانند روی کیفیت خدمات ما برای رضایت بلندمدت حساب کنند.

to lean on [فعل]
اجرا کردن

تکیه دادن

Ex: The drunk man will need to lean on someone as he tries to walk home .

مرد مست مجبور خواهد بود در حالی که سعی می‌کند به خانه برگردد به کسی تکیه کند.

اجرا کردن

ربط دادن

Ex: The song became widely popular , and many now associate it with the summer of its release .

آهنگ بسیار محبوب شد و اکنون بسیاری آن را با تابستان انتشارش مرتبط می‌کنند.

to connect [فعل]
اجرا کردن

ارتباط دادن

Ex: The documentary film connects individual stories to depict a broader narrative of societal change .

فیلم مستند داستان‌های فردی را به هم متصل می‌کند تا روایتی گسترده‌تر از تغییر اجتماعی را به تصویر بکشد.

to relate [فعل]
اجرا کردن

مرتبط کردن

Ex: The historian 's book relates the personal stories of individuals to the broader historical context of a significant era .
to pertain [فعل]
اجرا کردن

مربوط بودن به

Ex: The new regulations primarily pertain to the manufacturing sector .

مقررات جدید عمدتاً مربوط به بخش تولید است.

to bear on [فعل]
اجرا کردن

مرتبط بودن با

Ex: Scientific research findings often bear on the medical field 's advancements .

یافته‌های تحقیقات علمی اغلب مربوط به پیشرفت‌های حوزه پزشکی هستند.

اجرا کردن

منتسب کردن

Ex: The musician 's performances are attributed with passion , energy , and exceptional musicality .

اجراهای موسیقیدان به شور، انرژی و موسیقایی استثنایی منسوب می‌شود.