پایهگذاری کردن
نظریه علمی بر تحقیقات گسترده و شواهد تجربی استوار است.
در اینجا برخی از افعال انگلیسی را که به وابستگی و ارتباط اشاره دارند، مانند "پایه"، "همبستگی" و "مرتبط" یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
پایهگذاری کردن
نظریه علمی بر تحقیقات گسترده و شواهد تجربی استوار است.
بر چیزی مبتنی بودن
نتیجهگیری بر اساس تحلیل جامع دادههای موجود بود.
چیزی را مبنا قرار دادن
دانشمند قصد داشت بر اساس تحقیقات موجود در این زمینه بنا نهد.
اساس چیزی بودن
رویدادهای تاریخی زیربنای تعطیلات ملی بسیاری از کشورها هستند.
وابسته بودن
بازدههای کشاورزی اغلب به عواملی مانند شرایط آبوهوایی، کیفیت خاک و آبیاری وابسته هستند.
روی کسی یا چیزی حساب کردن
کودکان اغلب برای حمایت عاطفی و مالی در حال رشد خود به والدینشان متکی هستند.
به موفقیت رسیدن
سودآوری آینده شرکت به توانایی آن در انطباق با تغییرات بازار بستگی دارد.
از لحاظ مالی به کسی وابسته بودن
او توانسته است در سال گذشته از پسانداز خود زندگی کند.
همبستگی داشتن
مطالعات نشان میدهند که کیفیت خواب ممکن است با عملکرد شناختی در بزرگسالان مسن همبستگی داشته باشد.
تنها به چیزی وابسته بودن
آینده شرکت ممکن است به نتیجه این مذاکره مهم وابسته باشد.
بر اساس چیزی بودن
طراحی معماری ساختمان بر پایه اصول مینیمالیسم مدرن و مواد پایدار استوار است.
تکیه کردن به
او نمیتواند برای رسیدن به موقع به محل کار به حمل و نقل عمومی اتکا کند، بنابراین یک ماشین خرید.
روی کسی یا چیزی حساب کردن
در زمانهای مشکل، میتوانید روی دوستانتان حساب کنید تا دست کمک به سوی شما دراز کنند.
تکیه دادن
آنقدر خسته بودم که برای ثابت ماندن به دیوار تکیه دادم.
ربط دادن
برند مشتاق ایجاد تبلیغاتی است که به مصرفکنندگان کمک میکند تا احساسات مثبت را با محصولات خود مرتبط کنند.
ارتباط دادن
مطالعه پژوهشی با هدف اتصال رفتار اجتماعی با عوامل محیطی برای شناسایی الگوها انجام شده است.
مرتبط کردن
معلم دانشآموزان را تشویق کرد تا مفاهیم ریاضی را با کاربردهای دنیای واقعی مرتبط کنند تا درک بهتری داشته باشند.
مربوط بودن به
مقررات جدید عمدتاً مربوط به بخش تولید است.
مرتبط بودن با
فصل در کتاب درسی مربوط به نظریههای مرتبط با بحث فعلی ما است.
منتسب کردن
با معماری الهامبخش و میراث فرهنگی غنی، شهر اغلب به یک صحنه فرهنگی پرجنبوجوش و متنوع منسوب میشود.