افعال ساختن و تغییر دادن - افعال برای تولید و ساخت و ساز
در اینجا برخی از افعال انگلیسی مربوط به تولید و ساخت مانند "تولید"، "ساخت" و "مونتاژ" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to form, produce, or prepare something, by putting parts together or by combining materials

درست کردن, ساختن
با اتصال سیمها، شما مدار را میسازید و اجازه میدهید برق جریان یابد.
to make something using raw materials or different components

تولید کردن
شرکت به تازگی یک نسخه لوکس از هواپیما را تولید کرده است.
to produce products in large quantities by using machinery

تولید کردن
برای پاسخگویی به تقاضا، کارخانه هر ماه هزاران خودرو تولید میکند.
to skillfully make something, particularly with the hands

ساختن, درست کردن
در فصل تعطیلات، خانوادهها جمع میشوند تا تزئینات و زیورآلات خانگی را ساخته.
to build a house, bridge, machine, etc.

ساختن, بنا کردن
شرکت در حال برنامهریزی برای ساخت یک ساختمان اداری جدید برای اسکان نیروی کار در حال رشد خود است.
to put together different materials such as brick to make a building, etc.

ساختن
پرندگان برای محافظت از تخمهایشان لانههای پیچیده میسازند.
to make something by putting separate parts of something together

مونتاژ کردن, سر هم کردن
سرهم کردن مدل هواپیما نیازمند کنار هم گذاشتن دقیق اجزای مختلف بود.
to construct a building or object in a particular location

ساختن, برپا کردن
شهر تصمیم گرفت یک بنای یادبود در میدان شهر برپا کند.
to build or assemble a structure or object in an upright position

بنا کردن
به مهندسان مأموریت داده شد که یک پل محکم بر روی رودخانه بسازند تا حمل و نقل بهبود یابد.
to make something from a piece of metal object by heating it until it becomes soft and then beating it with a hammer

چکش زدن
آهنگر شمشیری جدید برای شوالیه میساخت.
to cook food for eating

پختن, آماده کردن
آشپز اغلب غذاهای ویژهای برای منوی رستوران آماده میکند.
to make something by combining different elements or compounds

عناصر مختلف را ترکیب کردن
محققان در شرایط پیشزیستی شبیهسازی شده در آزمایشگاه، ترکیبات آلی را سنتز کردند.
to create or build something by combining different parts or components, either artificial or natural

مونتاژ کردن, سر هم کردن
با استفاده از منابع پراکنده در جزیره، ملوانان گرفتار سعی کردند یک قایق بسازند.
to produce something using machinery

ماشینکاری کردن, تولید کردن
صنعت هوافضا مواد سبک را برای ساخت هواپیما ماشین میکند.
to cause or give rise to something

به وجود آوردن, ایجاد کردن، تولید کردن، حاصل کردن، پدید آوردن
توسعه فناوریهای انرژی تجدیدپذیر فرصتهایی برای رشد شغلی در بخش انرژی پاک ایجاد کرده است.
to cause something to be created, particularly in large numbers

ایجاد کردن, موجب شدن، به وجود آوردن
فرانچایز موفق فیلم، یک سری محصولات و فیلمهای اسپین آف را به وجود آورد.
to create something by joining separate parts or elements

سرهم کردن
نجار با مهارت مبلمان را با دقت سرهم کرد.
to create or make something by putting different parts or materials together

ساختن, طراحی کردن
هنرمندان اغلب با شکلدهی و ترکیب خلاقانه مواد مختلف، مجسمهها را میسازند.