افعال ساختن و تغییر دادن - افعال برای تغییر

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را که به تغییر اشاره دارند مانند "شدن"، "تبدیل کردن" و "تغییر دادن" یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال ساختن و تغییر دادن
to become [فعل]
اجرا کردن

شدن

Ex: It became obvious that they were not prepared for the presentation .

روشن شد که آنها برای ارائه آماده نبودند.

اجرا کردن

تبدیل شدن

Ex: The water in the pot will turn into steam when it boils .

آب در قابلمه وقتی بجوشد به بخار تبدیل می‌شود.

to mutate [فعل]
اجرا کردن

جهش دادن

Ex: The scientists attempted to mutate the genes of the fruit fly for genetic research .

دانشمندان سعی کردند ژن های مگس میوه را برای تحقیقات ژنتیکی جهش دهند.

اجرا کردن

موج داشتن

Ex: The sea level fluctuates with the tides , rising and falling in a rhythmic pattern throughout the day .

سطح دریا با جزر و مد نوسان می‌کند، در طول روز به صورت ریتمیک بالا و پایین می‌رود.

to vary [فعل]
اجرا کردن

در معرض تغییر قرار گرفتن

Ex: Her mood tends to vary depending on how much sleep she gets .

حال و هوای او تمایل دارد بسته به میزان خوابی که می‌گیرد تغییر کند.

to change [فعل]
اجرا کردن

تغییر دادن

Ex: We changed our travel plans and decided to do something different this year .

ما برنامه‌های سفرمان را تغییر دادیم و تصمیم گرفتیم امسال کار متفاوتی انجام دهیم.

اجرا کردن

تبدیل کردن

Ex: The training program is designed to transform beginners into skilled professionals .

برنامه آموزشی طراحی شده است تا مبتدیان را به متخصصان ماهر تبدیل کند.

to alter [فعل]
اجرا کردن

تغییر دادن

Ex: Last year , the company altered its marketing strategy to reach a wider audience .

سال گذشته، شرکت استراتژی بازاریابی خود را تغییر داد تا به مخاطبان گسترده‌تری دست یابد.

to morph [فعل]
اجرا کردن

شکل دادن

Ex: The software allows users to easily morph the images , creating captivating visual transitions .

نرم‌افزار به کاربران اجازه می‌دهد تا به راحتی تصاویر را تغییر شکل دهند و انتقال‌های بصری جذابی ایجاد کنند.

اجرا کردن

تبدیل کردن

Ex: The artist 's innovative techniques allowed her to transmute ordinary materials into unique and captivating sculptures .

تکنیک‌های نوآورانه هنرمند به او اجازه داد تا مواد معمولی را به مجسمه‌های منحصر به فرد و جذاب تبدیل کند.

to modify [فعل]
اجرا کردن

تغییر دادن

Ex: The software developer must modify the code to address a minor bug in the program .

توسعه‌دهنده نرم‌افزار باید کد را تغییر دهد تا یک اشکال جزئی در برنامه را برطرف کند.

to adjust [فعل]
اجرا کردن

تنظیم کردن

Ex: She adjusted the camera settings to capture the perfect shot .

او تنظیمات دوربین را تنظیم کرد تا عکس بی‌نقصی بگیرد.

to adapt [فعل]
اجرا کردن

سازگار کردن

Ex: The chef adapted recipes to fit dietary restrictions while maintaining flavor .

آشپز دستورالعمل‌ها را برای تطبیق با محدودیت‌های غذایی تطبیق داد در حالی که طعم را حفظ کرد.

to tune [فعل]
اجرا کردن

تنظیم کردن,کوک کردن

Ex: The programmer will tune the software to optimize its speed and efficiency .

برنامه‌نویس نرم‌افزار را تنظیم می‌کند تا سرعت و کارایی آن را بهینه کند.

to modulate [فعل]
اجرا کردن

تنظیم کردن

Ex: The teacher modulates the pace of the lesson to maintain student engagement .

معلم برای حفظ مشارکت دانش‌آموزان، سرعت درس را تنظیم می‌کند.

اجرا کردن

تغییر شکل دادن

Ex: The artist 's brushstroke seemed to transfigure the canvas , bringing life to the mundane scene .

ضربه قلم موی هنرمند به نظر می‌رسید که بوم را دگرگون می‌کند، به صحنه پیش پا افتاده زندگی می‌بخشد.

to set [فعل]
اجرا کردن

تنظیم کردن

Ex: She set the camera to manual mode for more creative control .

او دوربین را روی حالت دستی تنظیم کرد برای کنترل خلاقانه‌تر.

to convert [فعل]
اجرا کردن

تبدیل کردن

Ex: The software allows users to convert files for compatibility .

نرم‌افزار به کاربران اجازه می‌دهد فایل‌ها را برای سازگاری تبدیل کنند.

to permute [فعل]
اجرا کردن

ترتیب چیزی را تغییر دادن

Ex: The chef likes to permute ingredients in the dish to experiment with different flavors .

آشپز دوست دارد مواد تشکیل‌دهنده را در غذا جابجا کند تا با طعم‌های مختلف آزمایش کند.

to switch [فعل]
اجرا کردن

تغییر دادن

Ex: She used to be a waitress before switching to law .

قبل از تغییر به حقوق، پیشخدمت بود.

to tailor [فعل]
اجرا کردن

شخصی سازی کردن

Ex: The company offers services to tailor software solutions based on client needs .

شرکت خدمات سفارشی‌سازی راه‌حل‌های نرم‌افزاری را بر اساس نیازهای مشتری ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

مطابق ساختن

Ex: The fitness trainer will customize workout plans to meet individual fitness goals .

مربی تناسب اندام برنامه‌های تمرینی را شخصی‌سازی می‌کند تا با اهداف تناسب اندام فردی مطابقت داشته باشد.

اجرا کردن

شخصی‌سازی کردن

Ex: Teachers may personalize learning materials to accommodate the diverse needs of students .

معلمان می‌توانند مواد آموزشی را شخصی‌سازی کنند تا نیازهای متنوع دانش‌آموزان را برآورده کنند.

to edit [فعل]
اجرا کردن

ویرایش کردن

Ex: As part of the publishing process , professionals edit the text to eliminate errors and inconsistencies .

به عنوان بخشی از فرآیند انتشار، متخصصان متن را ویرایش می‌کنند تا اشتباهات و ناسازگاری‌ها را از بین ببرند.

to revise [فعل]
اجرا کردن

بازنگری کردن

Ex: Scientists may revise research findings after reviewing additional data .

دانشمندان ممکن است پس از بررسی داده‌های اضافی، یافته‌های تحقیقاتی را بازبینی کنند.

to process [فعل]
اجرا کردن

پردازش

Ex: The raw cocoa beans were processed to remove their outer shells and extract the cocoa nibs .

دانه‌های کاکائوی خام پردازش شدند تا پوسته‌های خارجی آنها برداشته شود و مغز کاکائو استخراج شود.

to decode [فعل]
اجرا کردن

رمزگشایی کردن

Ex: The linguist attempted to decode the ancient language and reveal its meaning .

زبانشناس تلاش کرد تا زبان باستانی را رمزگشایی کند و معنای آن را آشکار سازد.

to encode [فعل]
اجرا کردن

کدگذاری کردن

Ex: The spy agency uses specialized methods to encode classified messages for secure communication .

سازمان جاسوسی از روش‌های تخصصی برای کدگذاری پیام‌های طبقه‌بندی شده برای ارتباط امن استفاده می‌کند.

to recycle [فعل]
اجرا کردن

بازیافت کردن

Ex: Many communities encourage residents to recycle plastic bottles to reduce environmental pollution .
اجرا کردن

تنوع بخشیدن

Ex: The teacher diversified the lesson plans by incorporating hands-on activities , group discussions , and multimedia presentations .

معلم با گنجاندن فعالیت‌های عملی، بحث‌های گروهی و ارائه‌های چندرسانه‌ای، برنامه‌های درسی را متنوع کرد.

اجرا کردن

عادی کردن

Ex: The therapist helps individuals normalize their emotions and responses in certain situations .

درمانگر به افراد کمک می‌کند تا احساسات و واکنش‌های خود را در موقعیت‌های خاص عادی کنند.

اجرا کردن

استاندارد کردن

Ex: Organizations often standardize procedures to enhance efficiency and streamline operations .

سازمان‌ها اغلب روش‌ها را استاندارد می‌کنند تا کارایی را افزایش دهند و عملیات را ساده‌تر کنند.

اجرا کردن

جایگزین کردن

Ex: The company decided to change over to a new software platform to improve efficiency and streamline operations .

شرکت تصمیم گرفت به یک پلتفرم نرم‌افزاری جدید تغییر کند تا کارایی را بهبود بخشد و عملیات را ساده‌تر کند.

اجرا کردن

فرصت‌های جدید را کشف کردن

Ex: The organization is looking to branch out and explore new opportunities .

سازمان به دنبال گسترش و کشف فرصت‌های جدید است.