افعال ساختن و تغییر دادن - افعال برای تغییرات شدت

در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به تغییرات شدت مانند "افزایش دادن"، "متوسط کردن" و "تسکین دادن" اشاره دارند، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال ساختن و تغییر دادن
اجرا کردن

تأکید کردن

Ex: The designer chose a minimalist approach to accentuate the elegance of the dress .

طراح یک رویکرد مینیمالیستی را برای تاکید بر زیبایی لباس انتخاب کرد.

to deepen [فعل]
اجرا کردن

عمیق کردن

Ex: The ongoing discussions are currently deepening the team 's collaboration .

مذاکرات جاری در حال عمیق‌تر کردن همکاری تیم هستند.

to heighten [فعل]
اجرا کردن

تشدید کردن

Ex: The heated argument was continuously heightening tensions within the group .

بحث داغ به طور مداوم تنش‌ها را در گروه افزایش می‌داد.

to escalate [فعل]
اجرا کردن

تشدید کردن

Ex: The company 's decision to cut benefits was continuously escalating employee dissatisfaction .

تصمیم شرکت برای کاهش مزایا به طور مداوم نارضایتی کارکنان را افزایش می‌داد.

اجرا کردن

شدید شدن

Ex: The protests were continuously intensifying throughout the city .

اعتراضات در سراسر شهر به طور مداوم شدت می‌گرفت.

اجرا کردن

پیچیده کردن

Ex: Recent developments have complicated the resolution of the conflict .

توسعه‌های اخیر، حل اختلاف را پیچیده کرده‌اند.

to amplify [فعل]
اجرا کردن

افزودن

Ex: Technological advancements have amplified the speed of communication .

پیشرفت‌های فناوری سرعت ارتباطات را افزایش داده‌اند.

to relieve [فعل]
اجرا کردن

تسکین دادن

Ex: A warm bath relieved the muscle tension after a long day .

یک حمام گرم تنش عضلانی را پس از یک روز طولانی تسکین داد.

to mitigate [فعل]
اجرا کردن

کاهش دادن

Ex: The emergency response teams were continuously mitigating the effects of the natural disaster .

تیم‌های پاسخگویی اضطراری به طور مداوم اثرات فاجعه طبیعی را کاهش می‌دادند.

اجرا کردن

از شدت چیزی کاستن

Ex: Charitable efforts have alleviated the suffering caused by the natural disaster .

تلاش‌های خیریه رنج ناشی از بلای طبیعی را کاهش داده‌اند.

to moderate [فعل]
اجرا کردن

از شدت چیزی کاستن

Ex: The speaker moderated her tone during the discussion to avoid offending sensitive listeners .

گوینده در طول بحث لحن خود را ملایم کرد تا از آزردن شنوندگان حساس جلوگیری کند.

to fade [فعل]
اجرا کردن

محو شدن

Ex: The excitement of the crowd slowly faded as the game ended in a tie .

هیجان جمعیت به آرامی محو شد وقتی که بازی به تساوی ختم شد.

to die down [فعل]
اجرا کردن

(به مرور زمان) تضعیف شدن

Ex: After the announcement of the exam results , the tension in the room slowly began to die down as students checked their grades .

پس از اعلام نتایج امتحان، تنش در اتاق به آرامی شروع به کاهش کرد در حالی که دانش‌آموزان نمرات خود را بررسی می‌کردند.

to appease [فعل]
اجرا کردن

دل‌جویی کردن

Ex: The constant communication was continuously appeasing the client 's concerns .

ارتباط مداوم به طور پیوسته نگرانی های مشتری را تسکین می داد.

to lighten [فعل]
اجرا کردن

از شدت چیزی کم کردن

Ex: The successful completion of the project lightened the overall stress .

تکمیل موفقیت‌آمیز پروژه، استرس کلی را کاهش داد.

to subside [فعل]
اجرا کردن

فروکش کردن

Ex: The doctor expects the swelling to subside with the prescribed treatment .

پزشک انتظار دارد که تورم با درمان تجویز شده کاهش یابد.

to subdue [فعل]
اجرا کردن

تحت کنترل درآوردن

Ex: The security forces swiftly subdued the riot with minimal casualties .

نیروهای امنیتی به سرعت شورش را با حداقل تلفات سرکوب کردند.

to wane [فعل]
اجرا کردن

کم شدن

Ex: Interest in the product was continuously waning as new competitors emerged .

علاقه به محصول به طور مداوم کاهش می‌یافت با ظهور رقبای جدید.

اجرا کردن

کاهش دادن

Ex: The speaker had to tone down the language to make the speech suitable for all audiences .

گوینده مجبور شد زبان را ملایم‌تر کند تا سخنرانی برای همه مخاطبان مناسب باشد.

to abate [فعل]
اجرا کردن

کاهش یافتن

Ex: The fever began to abate after several days of rest and hydration .

تب پس از چند روز استراحت و آبرسانی شروع به کاهش کرد.

to mellow [فعل]
اجرا کردن

نرم شدن

Ex: Over the years , the bright blue paint on the house has mellowed to a softer , more understated hue .

در طول سال‌ها، رنگ آبی روشن خانه به رنگ ملایم‌تر و کم‌رنگ‌تری ملایم شده است.

اجرا کردن

به تدریج کاهش یافتن

Ex: After the event , attendance began to taper off .

پس از رویداد، حضور شروع به کاهش تدریجی کرد.

اجرا کردن

ضعیف شدن

Ex: Over the years , his enthusiasm for the project has attenuated .

در طول سال‌ها، اشتیاق او به پروژه کاهش یافته است.

to slacken [فعل]
اجرا کردن

کند کردن

Ex: The new regulations have slackened the demand for certain products .

مقررات جدید کاهش تقاضا برای برخی محصولات را به همراه داشته است.

to buffer [فعل]
اجرا کردن

کاهش دادن

Ex: Wearing a helmet can buffer the impact of a fall during recreational activities .

پوشیدن کلاه ایمنی می‌تواند کاهش دهد اثر افتادن در فعالیت‌های تفریحی را.

اجرا کردن

پراکنده شدن

Ex: The morning mist began to dissipate as the sun rose higher in the sky .

مه صبحگاهی با بالا آمدن خورشید در آسمان شروع به پراکنده شدن کرد.

to mute [فعل]
اجرا کردن

کم کردن

Ex: Adding acoustic panels will help mute the echo in the room .

اضافه کردن پانل‌های آکوستیک به کاهش اکو در اتاق کمک می‌کند.

to quiet [فعل]
اجرا کردن

آرام کردن

Ex: She tried to quiet the children before the meeting started .

او سعی کرد بچه‌ها را قبل از شروع جلسه آرام کند.

to muffle [فعل]
اجرا کردن

کم صدا کردن

Ex: Adding a thick layer of fabric can muffle the loud sound of footsteps .

اضافه کردن یک لایه ضخیم از پارچه می‌تواند صدای بلند قدم‌ها را کم صدا کند.