افعال ساختن و تغییر دادن - افعال برای تغییر منفی

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به تغییر منفی اشاره دارند مانند "ضعیف کردن"، "تنزل دادن" و "ابطال کردن".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال ساختن و تغییر دادن
اجرا کردن

تضعیف کردن

Ex: Years of neglect have debilitated the infrastructure of the city .

سال‌های غفلت زیرساخت‌های شهر را ضعیف کرده است.

to disable [فعل]
اجرا کردن

از کار انداختن

Ex: Disabling a computer 's firewall may expose it to potential cyber threats .

غیرفعال کردن فایروال یک کامپیوتر ممکن است آن را در معرض تهدیدات سایبری بالقوه قرار دهد.

اجرا کردن

ناتوان ساختن

Ex: A severe storm incapacitated the power grid , leaving thousands without electricity .

یک طوفان شدید شبکه برق را از کار انداخت، هزاران نفر را بدون برق گذاشت.

to weaken [فعل]
اجرا کردن

تضعیف کردن

Ex: Prolonged stress can weaken the strength of materials over time .

استرس طولانی مدت می‌تواند با گذشت زمان استحکام مواد را تضعیف کند.

اجرا کردن

تنزل دادن

Ex: Economic challenges may lead to a decision to downgrade a country 's credit rating .

چالش‌های اقتصادی ممکن است منجر به تصمیمی برای کاهش رتبه اعتباری یک کشور شود.

to relegate [فعل]
اجرا کردن

تنزل (رتبه) دادن

Ex: A decline in product quality may relegate a brand to a less prestigious market position .

کاهش کیفیت محصول ممکن است یک برند را به موقعیت بازاری کم‌اعتبارتر تنزل دهد.

to negate [فعل]
اجرا کردن

خنثی کردن

Ex: Counterarguments presented in a debate aim to negate the points made by the opposing side .

استدلال‌های مخالف ارائه شده در یک مناظره به دنبال ابطال نکات مطرح شده توسط طرف مقابل هستند.

اجرا کردن

بدتر شدن

Ex: Relationships can deteriorate if communication and understanding break down .

روابط می‌توانند بدتر شوند اگر ارتباط و درک از بین برود.

to worsen [فعل]
اجرا کردن

بدتر کردن

Ex: Heavy rainfall can worsen the condition of poorly maintained roads .

بارندگی شدید می‌تواند وضعیت جاده‌های بد نگهداری شده را بدتر کند.

to mess [فعل]
اجرا کردن

بهم ریختن

Ex: Dropping litter in public spaces can mess the environment .

ریختن زباله در فضاهای عمومی می‌تواند محیط زیست را آلوده کند.

اجرا کردن

تشدید کردن

Ex: They exacerbated the tension by avoiding discussions .

آن‌ها با اجتناب از بحث‌ها تنش را تشدید کردند.

اجرا کردن

بدتر کردن

Ex: Their delay aggravated the traffic problem .

تأخیر آنها مشکل ترافیک را تشدید کرد.

to enfeeble [فعل]
اجرا کردن

ضعیف کردن

Ex: We enfeebled the structural integrity of our building by not maintaining it .

ما با نگهداری نکردن از ساختمانمان، یکپارچگی ساختاری آن را ضعیف کردیم.

to sap [فعل]
اجرا کردن

از رمق انداختن

Ex: The constant stress at work saps her energy .

استرس مداوم در محل کار انرژی او را تحلیل می‌برد.

to atrophy [فعل]
اجرا کردن

تحلیل رفتن

Ex:

کمبود مراقبت مناسب در حال حاضر باعث آتروفی گیاه می‌شود.