افعال ساختن و تغییر دادن - افعال برای افزایش در مقدار یا اندازه

در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به افزایش در مقدار یا اندازه مانند "گسترش"، "طولانی کردن" و "عریض کردن" اشاره دارند، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال ساختن و تغییر دادن
to increase [فعل]
اجرا کردن

افزایش یافتن

Ex: The population of the city continues to increase due to urban migration .

جمعیت شهر به دلیل مهاجرت شهری همچنان در حال افزایش است.

to bloat [فعل]
اجرا کردن

باد کردن

Ex: By the time they recognized the allergy , the face had already bloated .

تا زمانی که آنها آلرژی را تشخیص دادند، صورت قبلاً متورم شده بود.

to bulge [فعل]
اجرا کردن

برآمدگی ایجاد کردن

Ex: Excessive weightlifting has intermittently bulged his muscles .

وزنه‌برداری بیش از حد به طور متناوب عضلاتش را برجسته کرده است.

to expand [فعل]
اجرا کردن

گسترش یافتن

Ex: As the economy improved , opportunities for employment expanded , offering hope to those seeking jobs .

با بهبود اقتصاد، فرص شغلی گسترش یافتند، به کسانی که به دنبال کار بودند امید دادند.

to peak [فعل]
اجرا کردن

به اوج رسیدن

Ex: The excitement peaked when the team won the championship .

هیجان به اوج خود رسید زمانی که تیم قهرمانی را کسب کرد.

to up [فعل]
اجرا کردن

افزایش دادن

Ex: He decided to up her daily water intake for better hydration .

او تصمیم گرفت مصرف روزانه آب او را برای هیدراته شدن بهتر افزایش دهد.

to raise [فعل]
اجرا کردن

افزایش دادن

Ex: The government raises taxes to fund public services .

دولت برای تأمین مالی خدمات عمومی مالیات‌ها را افزایش می‌دهد.

to inflate [فعل]
اجرا کردن

به طرز چشمگیری افزایش دادن

Ex: Some critics argue that certain sellers may artificially inflate the prices of in-demand items to take advantage of consumer urgency .

برخی از منتقدان استدلال می‌کنند که برخی فروشندگان ممکن است به طور مصنوعی قیمت کالاهای پرتقاضا را افزایش دهند تا از فوریت مصرف کننده بهره‌برداری کنند.

to surge [فعل]
اجرا کردن

به‌سرعت افزایش یافتن

Ex: The release of the highly anticipated product caused consumer demand to surge .

انتشار محصول بسیار مورد انتظار باعث افزایش ناگهانی تقاضای مصرف‌کنندگان شد.

اجرا کردن

به سرعت تکثیر شدن

Ex: During the economic boom , businesses proliferated in the city .

در طول رونق اقتصادی، کسب‌وکارها در شهر افزایش یافتند.

اجرا کردن

سر به فلک کشیدن

Ex: After the announcement , the attendance at the event skyrocketed .

پس از اعلام، حضور در رویداد به شدت افزایش یافت.

to add up [فعل]
اجرا کردن

به تدریج افزایش یافتن

Ex: The donations for the charity event have been adding up steadily .

کمک‌های مالی برای مراسم خیریه به طور پیوسته افزایش یافته‌اند.

to shoot up [فعل]
اجرا کردن

به‌سرعت افزایش یافتن (در قیمت)

Ex: After the release of their new product , the company 's stock prices shot up .

پس از انتشار محصول جدیدشان، قیمت سهام شرکت به سرعت افزایش یافت.

to extend [فعل]
اجرا کردن

بسط دادن

Ex: The artist was extending the canvas to create a larger painting .

هنرمند در حال گسترش بوم بود تا نقاشی بزرگتری ایجاد کند.

to widen [فعل]
اجرا کردن

عریض شدن

Ex: The road gradually widens to allow for more lanes .

جاده به تدریج عریض می‌شود تا امکان خطوط بیشتری فراهم شود.

to thicken [فعل]
اجرا کردن

ضخیم کردن

Ex: The seamstress decided to thicken the hem of the dress to give it more weight and structure .

خیاط تصمیم گرفت ضخیم‌تر کردن لبه لباس را برای دادن وزن و ساختار بیشتر به آن.

to lengthen [فعل]
اجرا کردن

طولانی‌ کردن

Ex: The tailor recommended lengthening the trousers to ensure they reached the proper hemline .

خیاط توصیه کرد که شلوار را بلندتر کنید تا مطمئن شوید که به خط دامن مناسب می‌رسد.

to broaden [فعل]
اجرا کردن

وسعت بخشیدن

Ex: The museum curator plans to broaden the exhibition space to showcase more artifacts and artworks .

سرپرست موزه قصد دارد فضای نمایشگاه را گسترش دهد تا آثار و هنرهای بیشتری را به نمایش بگذارد.

to elongate [فعل]
اجرا کردن

کشیدن

Ex: As the artist worked , he was elongating the lines to create a sense of movement in the painting .

همانطور که هنرمند کار می‌کرد، او خطوط را کش می‌داد تا حس حرکت را در نقاشی ایجاد کند.

to stretch [فعل]
اجرا کردن

کش آوردن

Ex: The fitness trainer will guide you on how to stretch your muscles properly .

مربی تناسب اندام به شما راهنمایی می‌کند که چگونه عضلات خود را به درستی کشش دهید.

to enlarge [فعل]
اجرا کردن

بزرگتر شدن

Ex:

همانطور که کسب‌وکار گسترش می‌یافت، فضای دفتر بزرگتر می‌شد تا کارمندان بیشتری را در خود جای دهد.

to augment [فعل]
اجرا کردن

زیاد کردن

Ex: The chef augmented the flavor of the dish by adding a special blend of spices .

آشپز با افزودن ترکیب ویژه‌ای از ادویه‌ها، طعم غذا را افزایش داد.

to dilate [فعل]
اجرا کردن

فراخ شدن

Ex: As the temperature rose , the material was dilating , causing it to expand .

با افزایش دما، ماده منبسط می‌شد، که باعث گسترش آن می‌شد.

to maximize [فعل]
اجرا کردن

به حداکثر رساندن

Ex: While renovating , they were maximizing the use of space in the small apartment .

در حین بازسازی، آنها استفاده از فضای آپارتمان کوچک را به حداکثر می‌رساندند.

اجرا کردن

تکمیل کردن

Ex: During the project , they were supplementing the research findings with new data .

در طول پروژه، آنها یافته‌های تحقیق را با داده‌های جدید تکمیل می‌کردند.

to resize [فعل]
اجرا کردن

تغییر اندازه

Ex: The tailor resized the dress to ensure a perfect fit .

خیاط لباس را تغییر اندازه داد تا مطمئن شود که کاملاً اندازه است.

to bump up [فعل]
اجرا کردن

افزایش دادن

Ex: The manager 's decision to bump up employee benefits was well-received .

تصمیم مدیر برای افزایش مزایای کارمندان به خوبی پذیرفته شد.

اجرا کردن

بزرگ کردن

Ex: They sought to aggrandize their business by expanding into new markets .

آن‌ها به دنبال بزرگ‌تر کردن کسب‌وکار خود با گسترش به بازارهای جدید بودند.

to pump up [فعل]
اجرا کردن

افزایش دادن

Ex:

شرکت، با مشاهده کاهش فروش، تصمیم گرفت بودجه تبلیغاتی خود را افزایش دهد.

to ramp up [فعل]
اجرا کردن

باعث افزایش چیزی شدن

Ex: In response to the crisis , they ramped up the distribution of essential supplies .

در پاسخ به بحران، آنها توزیع لوازم ضروری را افزایش دادند.