افعال ساختن و تغییر دادن - افعال برای افزایش کمیت یا اندازه
در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به افزایش در مقدار یا اندازه مانند "گسترش"، "طولانی کردن" و "عریض کردن" اشاره دارند، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to become larger in amount or size

افزایش یافتن, زیاد شدن
سود شرکت در چند فصل گذشته به طور پیوسته افزایش یافته است.
to become larger and uncomfortable, often due to gas or excess fluid

باد کردن, متورم شدن
مشکلات گوارشی مداوم در حال حاضر باعث باد کردن معده میشوند.
to cause something to stick out, often due to pressure or excess

برآمدگی ایجاد کردن, بیرون زدن
تجاوز از حد وزن میتواند باعث برآمدگی کف جعبه مقوایی در حین حمل و نقل شود.
to become something greater in quantity, importance, or size

گسترش یافتن, افزایش یافتن
با گذشت زمان، علایق او از ادبیات گسترش یافت تا فلسفه، هنر و موسیقی را نیز شامل شود.
to reach the highest level, point, or intensity

به اوج رسیدن, به بالاترین نقطه رسیدن
فعالیت در رسانههای اجتماعی اغلب در طول رویدادهای بزرگ یا موضوعات ترند به اوج میرسد.
to increase, typically in levels, efforts, or intensity

افزایش دادن, شدت بخشیدن
شرکت در حال افزایش ظرفیت تولید خود است.
to make the intensity, level, or amount of something increase

افزایش دادن
شرکت به دلیل افزایش هزینههای تولید قیمتهای خود را افزایش داده است.
to increase something significantly or excessively

به طرز چشمگیری افزایش دادن
صاحبخانه با سوءاستفاده از تقاضای بالا در منطقه، اجاره آپارتمان را افزایش داد.
(of prices, shares, etc.) to abruptly and significantly increase

بهسرعت افزایش یافتن, (قیمت) ناگهان افزایش یافتن
اعلام یک پردیس فناوری جدید در شهر باعث افزایش شدید ارزش املاک شد.
to grow in amount or number rapidly

به سرعت تکثیر شدن, توسعه یافتن
استفاده از منابع انرژی تجدیدپذیر به طور پیوسته در سراسر جهان در حال افزایش است زیرا کشورها به دنبال کاهش وابستگی خود به سوختهای فسیلی و مبارزه با تغییرات آب و هوایی هستند.
to increase rapidly and dramatically, often referring to prices, numbers, or success

سر به فلک کشیدن, به سرعت بالارفتن
قیمت مسکن در شهر به دلیل تقاضای بالا به شدت در حال افزایش است.
to increase in number or amount over time

به تدریج افزایش یافتن
در طول سالها، فرسودگی موتور ماشین جمع شد و منجر به خرابی آن شد.
(of an amount or price) to increase rapidly

بهسرعت افزایش یافتن (در قیمت)
رویداد غیرمنتظره باعث افزایش ناگهانی هزینههای پروژه شد.
to enlarge or lengthen something

بسط دادن, گسترش دادن
کارگران ساختمانی در حال گسترش جاده برای بهبود جریان ترافیک هستند.
to become wider or broader in dimension, extent, or scope

عریض شدن
فاصله بین دو ساختمان در طول سالها وسیعتر شده است.
to increase the dimension of something

ضخیم کردن
برای افزایش حریم خصوصی، صاحب خانه درختچههایی را در امتداد خط ملک کاشت تا ضخیمتر کند پرچین را.
to increase the length or duration of something

طولانی کردن, بلند کردن
او با اضافه کردن یک حاشیه متضاد برای ظاهری شیک، دامنهایش را بلندتر میکند.
to expand or enlarge the size or dimensions of something

وسعت بخشیدن, پهن کردن
برای بهبود دسترسی، هیئت مدیره مدرسه تصمیم گرفت ورودیهای ساختمان مدرسه را گسترش دهد.
to stretch something in order to make it longer

کشیدن, دراز کردن
تا پایان بازسازی، راهرو کشیده خواهد شد تا ورودی وسیعتری ایجاد شود.
to make something longer, looser, or wider, especially by pulling it

کش آوردن
در حالی که میدوخت، او با دقت کمربند را کش میداد تا اندازهای راحت باشد.
to grow or increase in size or dimensions

بزرگتر شدن
گودال در راهرو در حال بزرگ شدن بود در حالی که باران به طور پیوسته میبارید.
to add to something's value, effect, size, or amount

زیاد کردن, بزرگ کردن، افزایش یافتن
بهبودهای انجامشده در نرمافزار، عملکرد آن را بهطور قابلتوجهی افزایش دادهاست.
to increase in size or width

فراخ شدن, گشاد شدن، منبسط شدن
رگهای خونی در حال گشاد شدن هستند تا جریان خون افزایش یابد.
to increase something to the highest possible level

به حداکثر رساندن
تیم در حال حاضر در تلاش است تا کارایی فرآیند تولید را به حداکثر برساند.
to improve something by adding something to it

تکمیل کردن
شرکت در حال حاضر نیروی کار خود را با کارمندان موقت تکمیل میکند.
to change the size of something

تغییر اندازه, تغییر سایز
طراح گرافیک در حال تغییر اندازه لوگو برای کمپین بازاریابی جدید است.
to increase something, such as a quantity, level, or value

افزایش دادن
دولت برنامه دارد بودجه آموزش و پرورش را در سال مالی آینده افزایش دهد.
to make someone or something more powerful, important, or wealthy

بزرگ کردن, افزایش دادن
پادشاه با فتوحات نظامی امپراتوری خود را گسترش داد.
to increase or enhance something

افزایش دادن
برای همگام شدن با تقاضا، کارخانه مجبور شد نرخ تولید را افزایش دهد.
to make something increase in amount, intensity, or production

باعث افزایش چیزی شدن
تیم بازاریابی در حال حاضر در حال افزایش تلاشها برای راهاندازی یک محصول جدید است.