افعال عمل گفتاری - افعال برای انتقاد و عدم تأیید
در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به انتقاد و عدم تأیید اشاره دارند مانند "سرزنش کردن"، "سرکوفت زدن" و "ملامت کردن".
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to say or feel that someone or something is responsible for a mistake or problem

مقصر دانستن
والدین به سرعت مدرسه را مقصر دانستند وقتی نمرات فرزندشان افت کرد، در حالی که کمبود تلاش کودک را نادیده گرفتند.
to point out the faults or weaknesses of someone or something

انتقاد کردن
سارا همیشه ارائههای همکارانش را انتقاد میکند، اما به ندرت بازخورد سازنده ارائه میدهد.
to strongly and publicly disapprove of something or someone

شدیدا مخالفت کردن, مورد نکوهش قرار دادن
معلم تقلب را محکوم کرد و بر اهمیت صداقت تحصیلی تأکید کرد.
to give a strong, negative review or opinion about something

به شدت انتقاد کردن
کتاب به دلیل عدم اصالت و طرح قابل پیشبینی توسط کارشناسان ادبی مورد انتقاد شدید قرار گرفت.
to keep treating someone unfairly or making unfair remarks about them

با کسی ناعادلانه برخورد کردن
معلمان اغلب به دانشآموزان توصیه میکنند که همکلاسیهای خود را اذیت نکنند.
to keep criticizing or complaining to someone about their behavior, work, or actions

مداوم از کسی انتقاد کردن
والدین من همیشه به من میگویند چون اتاقم را تمیز نمیکنم.
to speak negatively about someone or something in a way that makes them seem inferior or weak

بدگویی کردن, انتقاد کردن
لطفاً همکاران خود را تحقیر نکنید؛ حفظ یک محیط کار مثبت ضروری است.
to publicly express one's disapproval of something or someone

محکوم کردن, متهم کردن
جامعه بینالمللی استفاده از سلاحهای شیمیایی در درگیری را محکوم کرد.
to criticize or punish someone harshly

انتقاد کردن, سرزنش کردن
رئیس به خاطر تاخیر مکرر در کار، سخت گیر به کارمند آمد.
to criticize in a severe and harsh manner

سرزنش کردن
او به اعضای تیمی که ماه گذشته نتوانستند ضربالاجلهای پروژه را رعایت کنند سرزنش کرد.
to put blame on someone or something for a mistake or problem

کسی را مسئول دانستن
سرپرست هرگونه انحراف از رویههای تعیین شده را مورد سرزنش قرار خواهد داد.
to criticize someone angrily and harshly

سرزنش کردن, توبیخ کردن
ناامید از وضعیت، او خود را به خاطر بیاحتیاطی بیشتر سرزنش کرد.
to severely criticize or scold someone for their actions or behaviors

شدیداً انتقاد کردن
کاپیتان بازیکنان را به دلیل عدم انضباط در طول مسابقات سرزنش کرد.
to strongly criticize someone for their actions or words

شدیداً انتقاد کردن
معلم به دلیل تقلب در امتحان هفته گذشته، دانشآموز را سرزنش کرد.
to intentionally make harmful statements to damage a person or thing's worth or reputation

نام کسی را لکه دار کردن, بدنام کردن
حریف سیاسی به جای تمرکز بر تفاوتهای سیاستی، به تحقیر شخصیت کاندیدا متوسل شد.
to severely criticize, often with the intention of correcting someone's behavior or actions

تنبیه کردن, توبیخ کردن
مدیر تصمیم گرفت کارمند را به دلیل تاخیر مداوم در کار سرزنش کند.
to say bad and untrue things about someone, typically to damage their reputation

بدگویی کردن
روزنامهنگاران زرد به طور معمول برای فروش بیشتر روزنامهها از افراد مشهور بدگویی میکنند.
to express mild disapproval, often in a gentle or corrective manner

شکایت کردن, گلایه کردن
مربی به دلیل کمبود کار تیمی در بازی حساس، تیم را سرزنش کرد.
to strongly and harshly criticize someone or something

محکوم کردن, تنبیه کردن
روزنامهنگار در سرمقاله به دلیل مدیریت بحران، دولت را به شدت مورد انتقاد قرار داد.
to blame someone for a mistake they made

انتقاد کردن, سرزنش کردن
معلم به آرامی به دانشآموزان به خاطر تکمیل نکردن تکالیفشان در زمان مقرر سرزنش کرد.
to criticize someone for doing or saying something that one believes to be wrong

سرزنش کردن, ملامت کردن
مدیر به دلیل عدم رعایت مهلتها، تیم را سرزنش کرد.
to criticize someone for their actions or behavior, often implying a need for correction

سرزنش کردن, ملامت کردن
در طول تمرین، کارگردان بازیگر را به خاطر فراموش کردن خطوطش سرزنش کرد.
to criticize severely, often with strong language

به شدت انتقاد کردن, سرزنش کردن
روزنامهنگار در سرمقاله به دلیل اظهارات جنجالیاش، سیاستمدار را به شدت مورد انتقاد قرار داد.