افعال عمل گفتاری - افعال برای انتقاد و عدم تأیید

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به انتقاد و عدم تأیید اشاره دارند مانند "سرزنش کردن"، "سرکوفت زدن" و "ملامت کردن".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عمل گفتاری
to blame [فعل]
اجرا کردن

مقصر دانستن

Ex: It 's not fair to blame the team leader for the project 's failure ; the entire group shares responsibility .

منصفانه نیست که سرزنش را به رهبر تیم برای شکست پروژه نسبت دهیم؛ تمام گروه در مسئولیت شریک هستند.

اجرا کردن

انتقاد کردن

Ex: As a teacher , it 's important to criticize students ' work in a way that helps them learn and grow .

به عنوان یک معلم، مهم است که کار دانش‌آموزان را به گونه‌ای انتقاد کنید که به آن‌ها در یادگیری و رشد کمک کند.

to condemn [فعل]
اجرا کردن

شدیدا مخالفت کردن

Ex: The organization condemned discriminatory practices and called for equal treatment .

سازمان محکوم کرد روش‌های تبعیض‌آمیز را و خواستار رفتار برابر شد.

to pan [فعل]
اجرا کردن

به شدت انتقاد کردن

Ex: Despite high expectations , the restaurant was panned by customers for its slow service and bland food .

علیرغم انتظارات بالا، رستوران به دلیل خدمات کند و غذای بی‌مزه توسط مشتریان مورد انتقاد شدید قرار گرفت.

to pick on [فعل]
اجرا کردن

با کسی ناعادلانه برخورد کردن

Ex: Why do you always pick on him during team meetings ?

چرا همیشه در جلسات تیم به او گیر می‌دهی؟ او دارد نهایت تلاشش را می‌کند.

to go on at [فعل]
اجرا کردن

مداوم از کسی انتقاد کردن

Ex: The teacher went on at the students for not completing their assignments .

معلم به دلیل تکمیل نکردن تکالیفشان به سرزنش کردن دانش‌آموزان ادامه داد.

to run down [فعل]
اجرا کردن

بدگویی کردن

Ex:

لطفاً بدون ارائه بازخورد سازنده، ایده‌های من را تحقیر نکنید.

to denounce [فعل]
اجرا کردن

محکوم کردن

Ex: The professor denounced plagiarism , emphasizing the importance of academic integrity .

استاد سرقت ادبی را محکوم کرد و بر اهمیت صداقت علمی تأکید نمود.

اجرا کردن

انتقاد کردن

Ex:

والدین به خاطر شکستن قوانین به شدت از فرزندشان انتقاد کردند.

to scold [فعل]
اجرا کردن

سرزنش کردن

Ex: If the mistake is repeated , the instructor would scold the trainee .

اگر اشتباه تکرار شود، مربی سرزنش می‌کند کارآموز را.

to fault [فعل]
اجرا کردن

کسی را مسئول دانستن

Ex: The teacher did n't fault the student for the honest error in the assignment .

معلم دانش‌آموز را به خاطر اشتباه صادقانه در تکلیف سرزنش نکرد.

to berate [فعل]
اجرا کردن

سرزنش کردن

Ex: She could n't help but berate her friend for breaking a promise .

او نمی‌توانست از سرزنش کردن دوستش به خاطر شکستن قول خودداری کند.

اجرا کردن

شدیداً انتقاد کردن

Ex: Team members would appreciate it if the leader privately reprimanded them for mistakes .

اعضای تیم قدردانی می‌کنند اگر رهبر آن‌ها را به خاطر اشتباهاتشان به صورت خصوصی توبیخ کند.

to rebuke [فعل]
اجرا کردن

شدیداً انتقاد کردن

Ex: Employees would understand better if the manager rebuked them privately .

کارکنان بهتر می‌فهمیدند اگر مدیر به صورت خصوصی آن‌ها را سرزنش می‌کرد.

اجرا کردن

نام کسی را لکه دار کردن

Ex: The online troll denigrated the author 's work with malicious reviews , attempting to damage the book 's reputation .

ترول اینترنتی با نظرات مخرب کار نویسنده را تحقیر کرد و سعی کرد به شهرت کتاب آسیب بزند.

to chastise [فعل]
اجرا کردن

تنبیه کردن

Ex: The parent chastised the child for not completing homework assignments on time .

والدین به دلیل تکمیل نکردن تکالیف در زمان مقرر، کودک را سرزنش کردند.

to malign [فعل]
اجرا کردن

بدگویی کردن

Ex: The opposition group is actively maligning the government during election season .

گروه مخالف به طور فعال در فصل انتخابات دولت را بدنام می‌کند.

to chide [فعل]
اجرا کردن

شکایت کردن

Ex: The mother chided her child for not wearing a coat on a chilly day .

مادر به کودکش به خاطر نپوشیدن کت در یک روز سرد توبیخ کرد.

اجرا کردن

محکوم کردن

Ex: The professor castigated the students for their lack of preparation in the final exam .

استاد دانش‌آموزان را به دلیل عدم آمادگی در امتحان نهایی سرزنش کرد.

to reproach [فعل]
اجرا کردن

انتقاد کردن

Ex: He reproached himself for not taking the necessary precautions , leading to the project 's failure .

او خود را به خاطر عدم رعایت اقدامات احتیاطی لازم سرزنش کرد که منجر به شکست پروژه شد.

to upbraid [فعل]
اجرا کردن

سرزنش کردن

Ex: She upbraided herself for not preparing adequately for the important presentation .

او به خاطر آماده نشدن کافی برای ارائه مهم، خود را سرزنش کرد.

to reprove [فعل]
اجرا کردن

سرزنش کردن

Ex: The parent reproved the child for not completing household chores .

والدین به دلیل انجام ندادن کارهای خانه، کودک را سرزنش کردند.

to lambast [فعل]
اجرا کردن

به شدت انتقاد کردن

Ex:

معلم به دلیل کم‌کاری دانش‌آموزان در پروژه گروهی، آن‌ها را سخت مورد انتقاد قرار داد.