اعلام کردن
پس از شمارش آرا، کمیسیون انتخابات نتایج نهایی انتخابات را اعلام کرد.
در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به اعلانهایی مانند "اظهار کردن"، "اعلام کردن" و "تأیید کردن" اشاره دارند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
اعلام کردن
پس از شمارش آرا، کمیسیون انتخابات نتایج نهایی انتخابات را اعلام کرد.
اعلام کردن
مربی در حال اعلام ترکیب شروع برای بازی قهرمانی است.
اعلام کردن
استاد اظهار داشت که امتحان روز جمعه برگزار میشود و فصلهای 1 تا 5 را پوشش میدهد.
اعلام کردن
میزبان به روی صحنه رفت تا آغاز جشنها را اعلام کند و از مهمانان استقبال نماید.
اعلام کردن
شهردار به روی صحنه آمد تا دستاوردهای جامعه را اعلام کند و تغییرات مثبت را در جلسه تالار شهر برجسته سازد.
تصدیق کردن
علیرغم شواهد قاطع، او نمیخواست اشتباه خود را بپذیرد.
ابراز کردن
شاعر در بیتهای آخرین شعر خود احساسات عمیقی را بیان کرده است.
بهطور جدی اظهار کردن
در سخنرانی پرشور خود، فعال با قاطعیت اعلام کرد که نیاز به اقدام فوری برای مبارزه با تغییرات آب و هوایی وجود دارد.
نظرات خود را آزادانه بیان کردن
از ابراز عقیده برای آنچه که به درستی آن باور دارید نترسید.
صحبت کردن
استاد دانشجویان را تشویق کرد تا در کلاس آزادانه و با اعتماد به نفس صحبت کنند.
علنا حمایت کردن
ماموریت سازمان تبلیغ روشهای پایدار و افزایش آگاهی در مورد حفاظت از محیط زیست است.
بیان کردن
بگذارید اینطور بگویم: ما یک مشکل داریم.
بیان کردن
سیاستمدار با دقت سخنرانی خود را انتخاب کرد تا به نگرانیها بدون ایجاد جنجال پاسخ دهد.
بیان کردن
در طول مصاحبه، او برای بیان مؤثر ایدههایش تحت فشار تقلا کرد.
بازگویی
ویراستار به نویسنده پیشنهاد داد که جملات بهصورت ناشیانه ساختهشده در دستنوشته را بازنویسی کند.
اعلام کردن
کارمند از جلسه بازخورد شرکت برای بیان شکایات خود در مورد شرایط کاری استفاده کرد.
ابراز کردن
فعال از تجمع به عنوان فرصتی برای بیان نگرانیها درباره مسائل محیط زیستی استفاده کرد.
ادعا کردن
کاشف ادعا کرد که یک گنج پنهان را کشف کرده است.
به قطع اظهار کردن
در طول مناظره، سیاستمدار موضع خود را در مورد موضوع بحثبرانگیز تأکید کرد.
اذعان کردن
در طول مصاحبه، مدیرعامل اعتراف کرد به تعهد شرکت به شیوههای پایدار کسبوکار.
تایید کردن
تاریخنگار صحت دستنوشتههای تاریخی تازه کشف شده را تأیید کرد.
تأیید کردن
شاهد در جریان دادرسی تأیید کرد که روایتش دقیق است.
تأیید مجدد
پس از بررسی دقیق، مدیرعامل شرکت اهداف استراتژیک برای سال آینده را تأیید مجدد کرد.
اظهار نظر کردن
پس از انکارهای اولیه، شرکت در نهایت اعتراف کرد که پروتکلهای ایمنی در حادثه نقض شدهاند.
تکذیب کردن
او علیرغم شواهد قاطع به انکار اتهامات ادامه داد.
برجسته کردن
در سخنرانی خود، مدیرعامل تأکید کرد بر تعهد شرکت به پایداری.
تأکید کردن
هنگام توضیح جهتها، من بر پیچیدن به راست در تقاطع اصلی تأکید کردم.
تأکید کردن
در جلسه توجیهی ایمنی، مهماندار هواپیما بر اهمیت بستن کمربندهای ایمنی در هنگام برخاستن و فرود تاکید کرد.
تأکید کردن
مربی تأکید کرد بر نیاز به کار تیمی برای دستیابی به موفقیت در زمین.
تاکید کردن
سرآشپز با چکاندن کمی روغن زیتون با کیفیت بالا، طعمهای طبیعی غذا را برجسته کرد.
تأکید کردن
در طول سخنرانی، گوینده از تعدیل صوتی برای تأکید بر اهمیت پیام استفاده کرد.