آموزش - سیستم آموزشی بریتانیا

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به سیستم آموزش بریتانیا مانند "دبستان"، "دبیرستان" و "ششم" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
آموزش
اجرا کردن

ابتدایی

Ex: The primary school organized a field trip to the science museum .

مدرسه ابتدایی یک سفر علمی به موزه علوم ترتیب داد.

اجرا کردن

مهد کودک

Ex: The transition from preschool to infant school marked an important milestone in the children 's educational journey .

انتقال از پیش‌دبستانی به مدرسه ابتدایی نقطه عطف مهمی در سفر آموزشی کودکان بود.

اجرا کردن

دبستان

Ex: She spent the afternoon volunteering at the local junior school , helping the younger children with their reading .

او بعد از ظهر را در دبستان محلی داوطلبانه گذراند، به کودکان کوچکتر در خواندن کمک کرد.

اجرا کردن

مدرسه آمادگی

Ex: The preparatory school curriculum included a wide range of subjects and extracurricular activities to enrich students ' learning experiences .

برنامه درسی مدرسه آمادگی شامل طیف گسترده‌ای از موضوعات و فعالیت‌های فوق‌برنامه برای غنی‌سازی تجربیات یادگیری دانش‌آموزان بود.

اجرا کردن

مدرسه متوسطه (شامل دوره اول و دوم)

Ex: Teachers in secondary school often focus on developing critical thinking and problem-solving skills , preparing students for the challenges they will face in college and the workforce .

معلمان در دبیرستان اغلب بر توسعه تفکر انتقادی و مهارت‌های حل مسئله تمرکز می‌کنند، دانش‌آموزان را برای چالش‌هایی که در دانشگاه و نیروی کار با آن‌ها مواجه خواهند شد آماده می‌کنند.

اجرا کردن

مدرسه جامع

Ex: Teachers at the comprehensive school employ differentiated instruction to support students at different skill levels .

معلمان در مدرسه جامع از آموزش تفکیک‌شده برای حمایت از دانش‌آموزان در سطوح مهارتی مختلف استفاده می‌کنند.

اجرا کردن

آموزش تکمیلی

Ex: He opted for further education to gain practical skills that would help him secure a job in the construction industry .

او آموزش تکمیلی را انتخاب کرد تا مهارت‌های عملی به دست آورد که به او در یافتن شغل در صنعت ساخت‌وساز کمک کند.

sixth form [اسم]
اجرا کردن

دو سال آخر دبیرستان

Ex: The school 's sixth form program encouraged students to participate in extracurricular activities and community service projects .

برنامج sixth form مدرسه دانش‌آموزان را به شرکت در فعالیت‌های فوق‌برنامه و پروژه‌های خدمات اجتماعی تشویق می‌کرد.

اجرا کردن

کالج تحصیلات تکمیلی

Ex: He decided to attend a tertiary college to improve his A-level grades before university .

او تصمیم گرفت برای بهبود نمرات A-level خود قبل از دانشگاه، در یک کالج تحصیلات تکمیلی شرکت کند.